آزادی موقت زندانیان ، ترفندی در شرایط بحران سرنگونی
آزادی مشروط و با وثیقههای سنگین عاطفه رنگریز، سپیده قلیان، امیر امیرقلی از بازداشت شدگان هفتتپه وا میر حسین محمدی فرد سر دبیر نشریه گام و همسرش ساناز الهیاری، امیرامیرقلی زندانی سیاسی، و مرضیه امیری فعال دانشجویی، از زندانهای رژیم آخوندی نشانههای روشنی است که با شروع قیام در لبنان و عراق، که عمق استراتژیک رژیم فاشیزم مذهبی میباشند، زمین زیر پای دیکتاتور به لرزه درآمده است. سپیده قلیان، از متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه است که از تاریخ ۳۰دی۹۷ در بازداشت بود و به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شده بود. وی روز گذشته ۳آبان۹۸ با وثیقه یک میلیارد و۵۰۰ میلیون تومانی از زندان قرچک آزاد شد.
عاطفه رنگریز، از فعالان کارگری در ۱۱اردیبهشت سال جاری، روز جهانی کارگر، به همراه دهها تن دیگر، بازداشت و به ۱۱سال و ششماه حبس تعزیری و ۷۴ضربه شلاق محکوم شده بود که روز گذشته با قرار وثیقه یک میلیارد تومانی از زندان قرچک آزاد شد.
امیر امیرقلی فعال دانشجویی و زندانی سیاسی، در دی۱۳۹۴ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به ۱۹سال و ششماه حبس تعزیری محکوم شده بود که به ۸سال کاهش پیدا کرده بود و در زندان رجایی شهر کرج نگهداری میشد و امروز ۴آبان۹۸ آزاد شد.
مرضیه امیری،فعال دانشجویی و روزنامه نگار روزنامه شرق، در ۱۱اردیبهشت۹۸ دستگیر و به ۱۰سال و ششماه حبس تعزیری و ۱۴۸ضربه شلاق محکوم شده بود. وی نیز امروز با قید وثیقه آزاد شد.
امیرحسین محمدی فرد، فعال کارگری و سردبیر نشریه گام و همسرش ساناز الهیاری، از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه بودند که از تاریخ ۱۹دی۹۷ در زندان اوین بازداشت بودند و هرکدام آنها به ۱۸سال حبس تعزیری محکوم شده بودند. امیرحسین محمدی فرد که در بند۲۰۹ زندان اوین نگهداری میشد، بخاطر عدم رسیدگی به وضعیت سلامتی همسرش ساناز الهیاری، بمدت ۵۰روز در اعتصاب غذا بسر برد. این دو زندانی نیز، امروز ۴آبان۹۸ با قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شدند. در خبرهاست که تعدادی دیگر از کارگران بازداشتی هفتتپه نیز قرار است بزودی آزاد شوند.
نباید از نظر دور داشت که قاضی مقیسه جلاد، که در روز۹مهر۹۸ بعد از بررسی مجدد احکام سنگین صادره شده علیه متهمان هفتتپه، همان احکام سنگین را دوباره تایید کرد و با وقاحت آخوندی گفت: «با این حکمها آخرت خود را خریدم».
دیکتاتوری سلطنتی نیز، در واپسین دم حیات ننگین خود، که جوشش انقلابی مردم همه استانهای کشور را دیده بود، تغییر سیاست داد و شاه در روز ۱۶آبان۱۳۵۷ به تلویزیون آمد و گفت: « صدای انقلاب شما را شنیدم» و ۴۵۱نفر از زندانیان سیاسی آنزمان را در آبان۵۷ آزاد کرد. و نهایتا الباقی آنها را نیز در روز ۳۰دی۵۷ آزاد نمود.
بطور قطع نمیتوان شبیهسازی تاریخی کرد و دیکتاتوری آخوندی را با هیچ نظام دیکتاتوری دیگر مقایسه نمود. اما میتوان از تجارب تاریخی درس گرفت و با فهم شرایط فعلی، که خامنهای و رژیمش تا خرخره در باتلاق سرنگونی فرو رفتهاند، پی برد که چرا رژیم مجبور به این مانورها شده است؟ همه این زندانیان حکمهای قطعی سنگین گرفته بودند و حتی در دادگاههای تجدید نظر هم حکمهایشان تایید شده بود. اما چه اتفاقی افتاده است که آخوندهای زبون با عجله دست به اینکار زده اند؟
مسلما بخاطر سرکوب و اختناق وحشتناکی که بر جامعه ایران حاکم کردهاند، میزان خشم و نارضایتی مردم بخوبی در حرکتهای بزرگ اجتماعی دیده نمیشود. اما خامنهای که با قیامهای مردم عراق و لبنان ضربات سهمگینی خورده، بروشنی احساس کرده است که سنگرهای عمق استراتژیکش در حال فرو ریختن است. به همین دلیل با آزاد کردن برخی از زندانیان سیاسی، تلاش میکند لبه تیز شمشیر قیام مردمی، در داخل کشور را کند نماید.
این نکته نیز لازم به یادآوری است که رژیم سراپا دروغ و فریب، این زندانیان را بطور قاطع آزاد نکرده است و آزادی فعلی آنها موقتی است، تا در زمان دیگری به دادگاهی جدید برده شوند.
این ترفند دیکتاتوری است که در زیر چکش و سندان قیام و سرنگونی قرار گرفته، با سیاست از این ستون به آن ستون، دارد روزگارش را میگذراند. حال که اوضاع را وخیم دیده، تعدادی را مشروط آزاد میکند. با این کار دو هدف جدی را به پیش میبرد:
اول اینکه سعی میکند با نگه داشتن دست این افراد، زیر تهدید دادگاه دوباره، آنها را از نظر سیاسی پاسیو کند. دوم اینکه می خواهد این شرایط بحرانی را از سر بگذراند و به انبار باروت خشم مردم آب بپاشد تا منفجر نشود.
کانونهای شورشی که هر روزه تصاویر منحوس خامنهای و پایگاههای سرکوب آنرا به آتش میکشند الگویی شدهاند که در این روزها، در لبنان و عراق، تصاویر خامنهای و جلادش قاسم سلیمانی ، پایین و به آتش کشیده میشود.
به عقوبت رسیدن افرادی چون ابوعزرائیل و وسام العلیاوی که قاتل بسیاری از مردم عراق هستند زنگ هشداری برای پاسداران و آخوندهای جنایتکار است که سرانجام آنها نیز همین است.
تصرف و به آتش کشیدن پایگاههای مزدوران حکومت آخوندی در عراق، گام اول در تسخیر سنگرهای مقدم رژیم است. اما گام نهایی، تصرف و به آتش کشیدن بیتالعنکبوت خامنهای در تهران است.
درهمین زمینه:
استمرار قیام و خیزش جوانان و مردم عراق در سومین روز
قیامهای عراق و لبنان و تهدید فرو ریختن خیمه ولایت







