پسر دیکتاتور سابق ایران هنوز به میراث پدری مینازد؟
دعوت رضا پهلوی به آلمان برای دریافت جایزه بنیاد فریدریش ناومان و تلاش برای فراهمکردن زمینه حضور و دیدارهای سیاسی او در بلژیک، با موجی از اعتراض ایرانیان روبهرو شده است. اعتراض ۳۰۶ انجمن ایرانی از اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا به اعطای جایزه در آلمان و نامه اعتراضی جوامع ایرانی در چند کشور اروپایی به مقامهای بلژیک، نشان میدهد که بخش مهمی از مخالفان رژیم ایران، بازگشت به گذشته سلطنتی را راه رهایی از استبداد نمیدانند.
روزنامه آلمانی «دی رین فالتس» گزارش داده است که ۳۰۶ انجمن ایرانی، از جمله ۷۰ تشکل در آلمان، با ارسال نامههای سرگشاده به بنیاد فریدریش ناومان، به تصمیم اعطای جایزه به رضا پهلوی اعتراض کردهاند. شماری از شخصیتهای سیاسی و اجتماعی آلمان، از جمله پیتر آلتمایر، وزیر پیشین اقتصاد، نیز خواستار خودداری از اعطای این جایزه شدهاند. این اعتراضها نشان میدهد که موضوع فراتر از اختلافنظر با یک فرد است؛ مسئله، مشروعیتبخشیدن به میراث سیاسی حکومتی است که مخالفانش آن را مسئول سرکوب و شکنجه میدانند.
نخستین دلیل این اعتراض گسترده، مسئله مسئولیت تاریخی است. نمیتوان از آزادی و دموکراسی سخن گفت، اما در برابر سرکوب سیاسی، شکنجه زندانیان و اعدام مخالفان در دوران حکومت محمدرضا شاه سکوت کرد. منتقدان رضا پهلوی تأکید دارند که او بهروشنی و صراحت از جنایتهای حکومت پدرش فاصله نگرفته و بارها از عملکرد و میراث سیاسی خانواده خود دفاع کرده است. از نگاه آنان، دریافت جایزهای با عنوان آزادی، بدون تعیین تکلیف روشن با این گذشته، تناقضی آشکار است.
بیشتر بخوانید
گرانی لبنیات؛ چرا سفره مردم هر روز کوچکتر میشود؟
روایت محمدعلی الهی، زندانی سیاسی سابق، عمق این اعتراض را نشان میدهد. او که بنا بر روایت خود پنج سال در زندانهای ساواک محبوس بوده و کشتار میدان ژاله در شهریور ۱۳۵۷ را از نزدیک دیده است، با اعلام خبر اعطای جایزه به رضا پهلوی، بار دیگر خاطره قربانیان آن دوران را زندهشده میبیند. برای قربانیان سرکوب شاه، این موضوع نه یک جدال تشریفاتی، بلکه مسئلهای مرتبط با عدالت، حقیقت تاریخی و بهرسمیتشناختن رنج هزاران انسان است.
در بلژیک نیز جوامع ایرانی پشتیبان شورای ملی مقاومت در بلژیک، هلند، لوکزامبورگ و فرانسه، در نامهای به مقامهای این کشور، دعوت از رضا پهلوی و دیدار وزیر دفاع بلژیک با او را مغایر با آرمانهای دموکراتیک مردم ایران دانستند. آنان تأکید کردند که مبارزه مردم ایران علیه استبداد، به معنای پذیرش بازگشت سلطنت نیست.
دومین محور اعتراضها، مخالفت با بازتولید دیکتاتوری است. سرنگونی رژیم کنونی ایران نباید بهانهای برای احیای نظامی باشد که خود با اتهامهای جدی درباره سرکوب مخالفان روبهرو است. آزادی زمانی معنا دارد که هیچ فرد یا خاندان سیاسی نتواند صرفاً به اتکای نام و پیشینه خانوادگی، خود را صاحب حق تعیین سرنوشت مردم بداند.
خواست جمهوری دموکراتیک، جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد و تضمین حقوق ملیتها، با اصل حاکمیت موروثی در تعارض است. آینده ایران باید بر پایه اراده آزاد مردم شکل بگیرد، نه بر مبنای نوستالژی سلطنت یا مصلحتسنجی دولتهای خارجی.
اعتراضهای آلمان و بلژیک پیامی روشن برای سیاستمداران اروپایی دارد: مخالفت با رژیم ایران، مجوز نادیدهگرفتن تاریخ و حمایت بیقیدوشرط از یک جریان سیاسی نیست. حمایت واقعی از مردم ایران، مستلزم دفاع از حق آنان برای انتخاب آزادانه نظام سیاسی آینده است.
طوفان اعتراضها نشان داد که نمیتوان با اعطای جایزه و برگزاری دیدارهای رسمی، گذشته را پاک کرد یا برای آینده ایران از پیش تصمیم گرفت. دموکراسی با جابهجایی یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر محقق نمیشود؛ راه آزادی ایران از پایاندادن به هر شکل از استبداد و بهرسمیتشناختن حق حاکمیت مردم میگذرد. این خواستهای است که مردم ایران از آن کوتاه نخواهند آمد. رضا پهلوی میراث گذشتهای است که هرگز باز نمیگردد. م







