۲۴ آبان ۹۸، روزی که سهبرابر شدن قیمت بنزین، درد انباشته مردم محروم را شعلهور کرد، به نقطه آغاز یکی از بزرگترین قیامهای تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. جوانان دلیر و شورشی، پیشاپیش مردم در ۱۹۱ شهر کشور، جادهها و بزرگراهها را بستند و آتش قیامی را برافروختند که از تبریز تا اهواز، از شیراز تا مشهد، از سنندج تا اصفهان، و از کرج و بهبهان تا محلههای تهران گسترده شد. شعار رسای «مرگ بر خامنهای» در سراسر ایران طنین انداخت و صحنههای بینظیری از شجاعت و فداکاری را رقم زد.
پیشتازان این قیام، بسیاریشان فرماندهان کانونهای شورشی بودند که در برابر پاسداران خونریز ایستادند و با جان خویش مسیر آزادی را روشن کردند. آنچه در پی میآید یاد برخی از این قهرمانان است.
حسین امینی و یارانش در کرمانشاه
کرمانشاه، در روزهای قیام، صحنه دلاوریهای شهید مجاهد خلق حسین امینی بود؛ دانشجوی سال آخر رشته کامپیوتر در دانشگاه تهران، جوانی باهوش، مبتکر، خلاق و بهغایت فروتن. حسین که بار تأمین مخارج زندگی را بر دوش داشت و در کنار تحصیل در ساختمانسازی کار میکرد، از کودکی در فضایی آکنده از خاطره شهیدان راه آزادی رشد کرده بود؛ خانوادهای که نامهایی همچون مهدی امینی، معصومه امینی، رضا امینی و مسعود امینی را در خود پرورده بود و بستگانی چون نصرالله حسینی و علی ثامنی نیز در شمار شهیدان سربدار سالهای ۶۰ و ۶۷ بودند.
حسین تنها چند روز پیش از قیام گفته بود: «به دنبال جرقهای هستم تا حساب مزدوران رژیم را برسم».
و چنین نیز کرد. در شب ۲۶ آبان، در پیشاپیش جوانان شورشی، مأموران سرکوب را عقب راند و یکی از خودروهای نیروهای انتظامی را به آتش کشید. در هر نقطهای که میایستاد شعار «مرگ بر خامنهای» سر میداد و فضای شهر را به لرزه درمیآورد. سرانجام در برابر حوزه آخوندی کرمانشاه، مزدورانی که از پشتبام حوزه تیراندازی میکردند، گلوله را به سینه و کمر این قهرمان نشاندند و حسین در میان یارانش به شهادت رسید. چندی بعد، همان حوزه جهل و جنایت، بهدست شورشیان به آتش کشیده شد.
محمدجواد رستمی – یار دیرین حسین امینی
شهید مجاهد خلق محمدجواد رستمی، دوست کودکی حسین و همراه همیشگی او، با شجاعت کمنظیری در همان شب ۲۶ آبان جنگید. شاهدان میگویند هنگامی که خودرو نیروهای انتظامی به آتش کشیده شد، دو مزدور از آن بیرون پریدند و جواد همچون برق خود را به آنان رساند و با یاری مردم آنان را گوشمالی داد. او نیز همچون حسین، در برابر حوزه آخوندی و بهدست همان جنایتکاران به شهادت رسید.
صادق عباسی کردنیا در کرمانشاه
شهید مجاهد خلق صادق عباسی کردنیا، جوانی دلیر، بیپروا و صادق در میدان نبرد بود. برق نگاه او ایمانش به آزادی را فریاد میزد. صادق نیز در کنار حسین و جواد، در مقابل حوزه آخوندی به شهادت رسید. پیکر این دلاوران روزها به خانوادهها تحویل داده نمیشد؛ گویی حتی جسم بیجان آنان نیز رژیم را میهراساند. حکومت آخوندی میدانست که شهیدان حتی در خاموشی، افشا کننده ماهیت جنایتکارشان هستند.
دیگر شهیدان کرمانشاه
از دیگر آزادیخواهان این دیار:
- جواد مختاری، ۲۷ ساله، که با گلوله مستقیم به سر در نیمهشب قیام شهید شد.
- تیمور مختاری، خویشاوند جواد، که در تهران به شهادت رسید.
- وحید اللهی از سنقر، که در ۲۵ آبان۹۸ مجروح و پس از ۴ روز در ۲۹ آبان به شهادت رسید. وحید از کودکی مبارزه را از بستگان شهیدش، از جمله کیومرث امیریان، آموخته بود.
محسن حسینی در رباط کریم
استان البرز و شهرهای رباط کریم، شهریار و کرج از شورشیترین مناطق قیام بودند. رباط کریم با یورش جوانان شورشی، لحظاتی بهطور کامل از کنترل رژیم خارج شد.
محسن حسینی – جوان ۲۰ سالهای که فرمانداری را به لرزه انداخت
شهید مجاهد خلق محسن حسینی در ۲۰ سالگی، هنگامی که در برابر فرمانداری رباط کریم فریاد آزادی سر میداد، هدف گلوله مزدوران قرار گرفت و از پیشتازان این خطه شد.
مرتضی نوری – موج خروشان قیام
مرتضی نوری، ۲۱ ساله و برادر مریم نوری، از فعالترین رزمآوران رباط کریم بود. او بارها پیشتاز صحنههای نبرد شد. مرتضی با گلوله از ناحیه کمر و پا زخمی شد و در بیمارستان به شهادت رسید.
مجاهد شهید مریم نوری در رباط کریم
از چهرههای برجسته زنان پیشتاز در این منطقه، مریم نوری بود؛ شیرزنی رزمنده و بیباک که در فرمانداری رباط کریم و در برابر گلولههای نیروهای جنایتکار رژیم به شهادت رسید. تأثیر حضور و شهادت او بر زنان و دختران شهر فراموشنشدنی است. رباط کریم با دلاوری جوانانش نشان داد آزادی را میتوان حتی با دست خالی از حلقوم پاسداران بیرون کشید.
این مناطق نیز توانستند بخشهایی از شهر را آزاد کنند و نشان دهند که پاسداران را میتوان با اتحاد درهم شکست. شهیدان این منطقه هر یک پرچمدار راه رهایی بودند.
علی شاهسوند در ورامین
مجاهد شهید علی شاهسوند، جوانی ۲۶ ساله از علیآباد پیشوا، در شب ۲۵ آبان در ورامین به شهادت رسید. رژیم حتی پیکر او را به خانوادهاش نداد و برگزاری مراسم را ممنوع کرد. اما نام او همچون مشعلی در یاد مردم باقی ماند.
محمود ولیاللهی – رزمنده ۴۰ ساله ورامین
محمود ولیاللهی در اوج نبردهای ۲۵ آبان، هنگامی که ورامین غرق فریاد «مرگ بر خامنهای» بود، با گلوله پاسداران به شهادت رسید. پیکر او نیز تحویل خانواده نشد.
نگاهی تحلیلی به تبعات و خسارتهای قیام آبان ۹۸ برای رژیم ولایتفقیه
موسی شاهسوند – جوان ۲۷ ساله خیرآباد
موسی شاهسوند، شورشی ۲۷ ساله، در ورامین هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. رژیم از پیکر بیجان موسی نیز وحشت داشت و آن را به خانوادهاش تحویل نداد.
سجاد رضایی در ملارد تهران
۲۵ آبان ۹۸، سجاد رضایی، جوان ۲۰ ساله اهل خمین، در ملارد تهران بهدست موتورسواران بسیجی با ضربات قمه به شهادت رسید. پیکر او پنج روز در اختیار نیروهای امنیتی بود تا خانوادهاش را در بیخبری نگه دارند. سرانجام پیکر او را ساعت ۵ صبح در برابر غسالخانه رها کردند. سجاد، تنها فرزند خانواده و دیپلمه مکانیک بود؛ جوانی که فقر و تبعیض را با گوشت و پوست حس کرده و راه آزادی را برگزیده بود.
شبنم دیانی در معالیآباد شیراز
شبنم دیانی از زنان پیشتاز قیام بود. در معالیآباد شیراز، پاسداران با خودرو به مردم میزدند و سپس تیر خلاص میزدند. شبنم نیز در همین صحنهها به شهادت رسید. عموی او قدرت دیانی از شهدای بهبهان در سال ۱۳۶۰ بود.
بهبهان – شهر شیرخیز قیام
بهبهان در قیام آبان یکی از پیشتازترین شهرها بود. جوانانش شهر را برای مدتی آزاد کردند و درسهایی فراموشنشدنی به پاسداران دادند.
احسان عبداللهنژاد
مجاهد شهید احسان عبداللهنژاد، ۲۸ ساله، در قیام آبان به شهادت رسید. دایی او مجاهد شهید احمد تدین از شهدای سرفراز سال ۶۰ بود.
برادران دشتینیا – مهرداد و محمود
دو برادر قهرمان، مهرداد و محمود دشتینیا، در ۲۵ آبان به شهادت رسیدند. گلوله مزدوران از فاصله نزدیک به گردن مهرداد اصابت کرد. محمود هنگامی که برای کمک به برادر رفت، او نیز هدف قرار گرفت. مهرداد چند روز قبل به مادرش نوشته بود: «مادر منم از همین مردم هستم؛ خون من رنگینتر نیست».
بهزاد معینیفر در اصفهان
اصفهان، شهری با سنتی دیرپای از شورش و مقاومت، در قیام آبان نیز سنگر تسلیمناپذیری بود.
بهزاد معینیفر، جوان ۲۴ ساله اهل زینبیه، در صف اول قیام اصفهان جنگید. هنگامی که از او خواستند صحنه را ترک کند، پاسخ داد:
«تو هم اگه مرد باشی بلند میشی میای بیرون؛ من نمیایم و آمادهام که کشته بشم».
رژیم پیکر او را دو هفته بعد و تنها در برابر پرداخت ۷۰ میلیون تومان به خانواده تحویل داد، آن هم با این شرط که چهار نفر از مأموران رژیم او را دفن کنند.
دیگر شهیدان آبان
در این میان نامهایی چون حسین شهبازی از تبریز نیز میدرخشد؛ جوانی که در شهر قدس تهران شهید شد و نشان داد فرزندان آذربایجان، میراثدار راه ستارخان، خیابانی و حنیفنژادند.
پایان اما آغاز
گرچه شرح زندگی و رزم همه شهیدان آبان ۹۸ در یک دفتر نمیگنجد، اما یاد و راه آنان مشعلی است که مسیر آزادی مردم ایران را روشن کرده است. آنان پیشگامان راهیاند که هیچ نیرویی قادر به خاموشکردنش نیست؛ راهی که تا رسیدن به آزادی کامل ادامه خواهد یافت.







