روز ۲۶ژوئن حمایت از قربانیان شکنجه توسط سازمان ملل نام گذاری شده است. روزی برای یادآوری درد و رنج بیپایان انسانهایی که در تاریکی ظلم و ستم گرفتار آمدهاند. روزی برای رساندن فریاد و صدای مظلومان و اعلام انزجار از هرگونه خشونت و بیرحمی علیه بشریت. شکنجه، غدهای چرکین بر پیکر جامعه بشری است که از اعماق تاریخ، ننگ بشریت را فریاد میزند.
از دوران بردهداری و قرون وسطی تا عصر حاضر، شکنجه ابزاری برای سرکوب، ارعاب و تحقیر انسانها بوده است. تبلیغات مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۶ژوئن ۱۹۹۸میلادی و در سالگرد امضای «منشور ملل متحد» و اجرا شدن «کنوانسیون منع شکنجه» به پیشنهاد کشور دانمارک، این روز را تحت عنوان «روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه» نام گذاری کرد.
زندان های بدنام و مخوف حکومت ولایت فقیه
سایت رادیو آلمان گزارشی از شکنجه در حکومت خامنهای را در تاریخ ۴تیر ۱۴۰۳درج کرده است. این سایت در مورد شکنجه مینویسد: « شکنجه» عملی است بیرحمانه، غیرانسانی که از آغاز تمدن بشر تا امروز از سوی دولتها برای در هم شکستن مقاومت مخالفان سیاسی زندانی، اخذ اعتراف اجباری یا انتقام جویی از آنها به کار گرفته شده است. مسأله شکنجه همواره بهعنوان امری رایج در زندانهای ایران و مکانیسمی برای وحشت افکنی در جامعه به کار گرفته شده است».
چهل سال از تصویب «کنوانسیون منع شکنجه» در مجمع عمومی سازمان ملل متحد میگذرد، اما حکومت آخوندی در کنار تعداد معدودی از دولتهای ناقض حقوق بشر همچنان از پیوستن به این کنوانسیون بینالمللی خودداری میکند.
بحران مصونیت در ایران در برابر شکنجههای روحی و روانی
بنا به گزارش سایت رادیو آلمان: «جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، روز ۳۰خرداد سال ۱۴۰۳، در حاشیه پنجاه و ششمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و جلسهای که با عنوان «بحران مصونیت در ایران؛ از دهه شصت تا مهسا امینی» برگزار شده بود، از شکنجه در کنار اقدامات دیگری نظیر ناپدید شدن اجباری، قتل و اعدامهای خودسرانه مخالفان سیاسی، به مثابه یکی از مصادیق «جنایت علیه بشریت» نام برد که بهدست حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ تا امروز انجام شده است».
حکومت ایران و کنوانسیون منع شکنجه
بنا به گزارش سایت رادیو آلمان: «مقامات حکومتی ایران در سالهای گذشته همواره با دستاویز قرار دادن این که قوانین جاری در کشور برای جلوگیری از اعمال شکنجه در بازداشتگاهها و زندانها کفایت میکند، از پیوستن به «کنوانسیون منع شکنجه» و سایر معاهدات بینالمللی که همه اشکال شکنجه را ممنوع اعلام کرده است، خودداری کردهاند».
بیشتر بخوانید
آیا جهان واقعا در مقابل شکنجه ایستاده است؟
آیا حکومت ولایت فقیه قوانین خودش را در مورد شکنجه رعایت میکند؟
در این رابطه سایت رادیو آلمان مینویسد: « هر چند در «قانون منع شکنجه» مصوب سال ۱۳۸۱ مصادیق شکنجه برشمرده شده است، اما طبق قانون مجازات اسلامی، تعیین مصداق همچنان به رأی و نظر قاضی نیز بستگی دارد و از آنجا که قضات دادگستری در ایران در برابر نهادهای امنیتی از استقلال برخوردار نیستند، بههمین دلیل، در بیشتر موارد بهویژه در مورد پروندههای متهمان سیاسی، فشار بر زندانی بهدست ضابط قضائی (بازجو) از سوی قضات نادیده گرفته میشود».
سایت رادیو آلمان در ادامه گزارش خود مینویسد: «از سوی دیگر، مجازاتهایی نظیر شلاق، قطع دستوپا، اعدام و سنگسار از آن دست مجازاتهای تعیین شده در قانون مجازات اسلامی هستند که مصداق بارز شکنجه محسوب میشوند. در صورتی که حکومت جمهوری اسلامی “کنوانسیون منع شکنجه” را امضاء کند، باید چنین مجازاتهایی را از قوانین کیفری خود کنار بگذارد».
لازم به یادآوری است که هیچ کدام از این قوانین ربطی به اسلام ندارد و صرفا سوء استفاده از نام اسلام برای توجیه جنایات حکومت ولایت فقیه میباشد.گذشته از خلأهای قانونی برای جلوگیری از اعمال شکنجه در حکومت ایران، به نظر میرسد اقدامات فراقانونی نهادهای امنیتی و مراجع قضایی در امتناع از اجرای قوانین نیم بند موجود هم سبب شده است تا در حال حاضر شکنجه در بازداشتگاهها و زندانهای ایران بدل به امری رایج شود.
مبارزه برای برچیدن شکنجه در حکومت ولایت فقیه
سکوت در برابر شکنجه، جرمی به بزرگی خود آن است. ما وظیفه داریم که صدای خود را علیه این جنایت هولناک بلند کنیم. نه به شکنجه، فقط یک شعار نیست، بلکه یک تعهد اخلاقی و انسانی است. به امید روزی که دیگر هیچ انسانی طعم تلخ شکنجه را نچشد. در ایران زمانی این تلخ کامیها به پایان میرسد که این حکومت ننگین بهدست پر توان فرزندان ایران زمین سرنگون شود. با سرنگونی این حاکمیت که دژخیمان بر آن حکمروایی میکنند همه شیوهها و روشهای ضد انسانی پایان مییابد و ایران در مسیری دموکراتیک رفاه، آسایش، خوشبختی و آزادی را تجربه خواهد کرد.







