گرانی و کاهش توان مالی، خرید را به آرزویی دور از دسترس تبدیل کرده است!
کاهش قدرت خرید مردم، زندگی میلیونها ایرانی را زیر فشار گرانی قرار داده است. چراغ ویترینها روشن است، اما جیب مردم خالی؛ مراکز خرید پر از تماشاگرانی شدهاند که توان خرید ندارند. پشت این ویترینهای رنگارنگ، واقعیتی تلخ پنهان است: مردمی که زیر فشار گرانی، تورم و سقوط قدرت خرید، هر روز بیشتر از نیازهای عادی زندگی خود عقب مینشینند. در اقتصاد حکومت ایران حضور در بازار دیگر لزوماً به معنای توان خرید نیست؛ بسیاری از مردم قیمتها را میپرسند، کالاها را تماشا میکنند و دست خالی بازمیگردند. این تصویر، تنها نشانه رکود بازار نیست؛ روایتی از معیشت فرسوده خانوارهایی است که هزینه سیاستهای اقتصادی ناکارآمد حکومت فاشیستی ایران را با کوچکتر شدن سفره، حذف نیازها و نگرانی دائمی برای فردا میپردازند.
کاهش قدرت خرید مردم؛ وقتی نیازها از درآمد پیشی میگیرند
تورم مستمر، افزایش هزینههای زندگی و عقبماندن درآمد بسیاری از خانوارها از مخارج، ترکیب هزینههای روزمره را تغییر داده است. وقتی بخش بزرگی از درآمد صرف مسکن، خوراک، درمان و آموزش میشود، خرید پوشاک، لوازم خانگی و کالاهای دیجیتال به حاشیه میرود.
بیشتر بخوانید
ریحانه جباری؛ سالگردی که فراموش نمی شود!
خانوارها ناچارند نیازهای خود را اولویتبندی کنند. خرید کالای نو جای خود را به تعمیر وسایل قدیمی میدهد. خریدهای غیرضروری عقب میافتند و حتی تهیه برخی کالاهای معمولی به دلیل افت قدرت خرید مردم به تصمیمی دشوار تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، افزایش قیمتها الزاماً درآمد فروشندگان را بیشتر نمیکند. ممکن است قیمت هر کالا بالا برود، اما تعداد معاملات کاهش یابد. فروشنده از یک سو با اجاره، دستمزد و هزینه تأمین کالا روبهروست و از سوی دیگر، مشتریانی دارد که توان خریدشان محدود شده است.
رکود بازار؛ فشار اقتصادی از خانوار به کسبوکار میرسد
کاهش قدرت خرید مردم تنها مسئله مصرفکنندگان نیست. این وضعیت مستقیماً بر فروشگاهها، کارکنان مراکز تجاری و زنجیره تأمین کالا اثر میگذارد.
وقتی فروش کاهش پیدا میکند، صاحبان کسبوکار برای پرداخت هزینههای جاری با دشواری بیشتری مواجه میشوند. برخی ممکن است نیروی کار را کاهش دهند، سفارشهای تازه را محدود کنند یا فعالیت خود را متوقف سازند. در نتیجه، افت تقاضا میتواند به کاهش اشتغال و درآمد بیشتر خانوارها منجر شود.
این چرخه پیامدی فراتر از رکود یک مرکز خرید دارد. کاهش درآمد، مصرف را محدود میکند؛ افت مصرف نیز فروش و اشتغال را تحت فشار میگذارد. به این ترتیب، ضعف تقاضا میتواند خود به عاملی برای تشدید مشکلات اقتصادی تبدیل شود.
البته شلوغی یا خلوتی یک مرکز تجاری بهتنهایی شاخص قطعی رکود نیست. برای سنجش گستردگی این وضعیت، دادههای فروش، تعداد معاملات، درآمد واقعی خانوارها و آمار تعطیلی کسبوکارها اهمیت دارند. بااینحال، تصویری که گزارشهای میدانی از کاهش خرید ترسیم میکنند، پرسش مهمی درباره توان مالی مصرفکنندگان پیش میکشد.
مسئولیت سیاستهای اقتصادی در گسترش فشار معیشتی
بحران معیشت را نمیتوان جدا از سیاستهای اقتصادی و کیفیت حکومت بررسی کرد. تورم مزمن، بیثباتی مقررات، نااطمینانی اقتصادی و دشواری فعالیت تولیدی، بر هزینه زندگی و تصمیمهای خانوارها و کاهش قدرت خرید مردم اثر میگذارند.
در کنار این عوامل، فساد، رانت و نبود شفافیت میتوانند اعتماد عمومی را تضعیف کنند و فرصتهای اقتصادی را نابرابر سازند. تحریمها و محدودیتهای تجارت خارجی به دلیل سیاست های خانمانسوز و ضد مردمی حکومت ایران نیز بر دسترسی به بازارها، تأمین مواد اولیه و هزینه فعالیت اقتصادی اثر میگذارند. نادیدهگرفتن نقش مخرب تصمیمهای داخلی و ساختار حکمرانی فاسد نیز تصویری روشن از بحران ارائه میدهد.
وقتی دستمزدها از هزینههای زندگی عقب میمانند و نااطمینانی آینده افزایش مییابد، مردم ناچار میشوند مصرف خود را محدود کنند. در چنین وضعیتی، تخفیفهای مقطعی نمیتوانند جای درآمد کافی و ثبات اقتصادی را بگیرند.
کاهش قدرت خرید مردم فقط در ارقام تورم خلاصه نمیشود؛ آثار آن را میتوان در خریدهای حذفشده، نیازهای بهتعویقافتاده و نگرانی خانوادهها درباره آینده مشاهده کرد. ویترینهای روشن، بهتنهایی نشانه رونق نیستند؛ رونق واقعی زمانی شکل میگیرد که مردم توان خرید داشته باشند و کسبوکارها بتوانند بدون نگرانی دائمی از کاهش فروش فعالیت کنند.
ادامه فشار معیشتی، پرسشی جدی درباره پیامدهای سیاستگذاری اقتصادی حکومت ایران مطرح میکند،تا چه زمانی خانوارها باید هزینه بیثباتی اقتصادی و کاهش توان مالی خود را بپردازند؟ بدون بهبود پایدار درآمد واقعی، مهار تورم و کاهش نااطمینانی، فاصله میان نیازهای مردم و توان خرید آنان همچنان یکی از چالشهای اصلی اقتصاد حکومت ایران خواهد بود.
منابع
- رسانه حکومتی اقتصاد پویا۲آبان ماه۱۴۰۵ «رکود سنگین در مراکز خرید، تماشاگران ویترینها»







