روحانی با FATF در گرداب تضادها
روحانی رئیس جمهور حکومت آخوندی، در سخنرانی روز چهارشنبه اول آبان ۹۸ خود، با تندی، از کسانی که مانع تصویب FATF شدهاند گلایه کرد و گفت: «چرا یک عده مانعتراشی میکنند و جلوی دولت و مجلس ایستادهاند»؟ سخنان او باعث شد دوباره موجی از انتقادات و خردهگیریها از طرف باند مخالف بلند شده و خود روحانی و دولتش را بزیر سوال ببرند. اما واقعیتهای صحنه نشان میدهد که هر چه جلوتر میرویم، گرداب تضادهای درونی این رژیم، هولناکتر شده و توان خارج شدن از آنرا نیز ندارند. همین گرداب سنگین است که تمامیت حاکمیت آخوندی را در خود کشیده و به سمت سرنگونی پیش میبرد.
روحانی در سخنرانیش باز هم شیادانه سعی کرد نشان دهد که در دوران او پیشرفتهایی در زمینه هستهای، آب، برق، پدافند هوایی و غیره بدست آمده و در سال گذشته نیز تورم کمتر شده است و تنها مشکل آنها، این است که عدهای با تصویب لایحه پالرمو و FATF به مخالف برخاستهاند و مانع پیشرفت سریع کشور هستند. گویی که مردم متوجه نیستند که خط فقر به ۸ میلیون تومان رسیده است و حتی نان هم گران شده است.
واقعیت حرف روحانی همان نالههایش بود که به التماس افتاده و گفت: «اگر درها قفل باشد و نتوانیم در بازارهای مالی و اقتصادی جهان حضور داشته باشیم، نمیشود کاری از پیش برد».
البته حرف اصلی او همان اجازه مذاکره و ایجاد رابطه با آمریکا بود که از طرف ولی فقیه قفل شده است و روحانی برای شکستن این قفل، خود خامنهای را به چالش کشید و بحث رفراندم را مطرح کرد. حرفی که هیج جایی در این رژیم ندارد و خامنهای خوب میداند حرف مردم در هر انتخاباتی، سرنگونی تام و تمام این رژیم ضد ایرانی است.
اسحاق جهانگیری معاون روحانی نیز، در روز ۳۰ مهر۹۸ در جلسهای با جمعی از آخوندها، گفت: « با توجه به تصویب لوایح FATF و CFT در جلسه سران سه قوه و تایید مقام معظم رهبری، مجمع تشخیص مصلحت نظام هر چه سریعتر این لوایح را تصویب کند». اما روز بعد روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام ، سریعا وارد صحنه شد و گفت:« معظم له هیچگونه اظهار نظر یا مکتوبی دال بر موافقت با تصویب و اجرای لوایح پارمو و CFT نداشتهاند». یعنی یک تودهنی محکم به جهانگیری زده شد که نمیتوانی با پیش کشیدن پای خامنهای ما را دور بزنی.
مسلما هر ناظر غیر ایرانی که این مواضع و سخنان را از تریبونهای این کشور بشنود، اولین سئوالی که به ذهنش میزند این است که وقتی خامنهای ساعتهای متمادی شب شعر میگذارد و در هر سخنرانیش هزار آسمان و ریسمان را بهم میبافد، چطور میشود که سر موضوعی به این مهمی، نظرش تعیین تکلیف نیست و دولت یک چیز میگوید و مجمع تشخیص چیز دیگر؟
پاسخ این سوال نیز همان است که خامنهای بطور کامل آچمز شده و سر چنین موضوعاتی سعی میکند با کلی گویی و حرفهای چند وجهی مسئولیتی سر آنها قبول نکند. زیرا بخوبی برایش روشن است که تمامیت رژیمش در سراشیب سقوط قرار گرفته است و همهشان، بشدت در گرداب تضادهای داخلی خود دست و پا میزنند و هیچ راه برون رفتی هم پیدا نمیکنند.
با شروع قیامهای مردم عراق و لبنان نیز، که لبه تیز مخالفتهایشان با دخالت رژیم آخوندی در کشورشان است، عرصه بر این رژیم بیشتر تنگ شده و خامنهای بوضوح میبیند که عمق استراتژیکش دارد از دست میرود و همه مزدوران خارجیش در این کشورها زیر ضرب رفتهاند.
خودش قبلا بروشنی گفته بود که اگر در سوریه و عراق نجنگیم، باید در خیابانهای تهران با دشمن بجنگیم. پس دور نیست که خشم فروخورده مردم ایران نیز در همین ایام منفجر شده و تمامیت این رژیم را به زبالهدان تاریخ بفرستد.
درهمین زمینه:
وضعیت نظام ایران بعد از تصمیم FATF؛ فرصت یا بحران؟
چگونه کشاکش بر سر FATF، روی توازن قوا در درون نظام ایران تاثیر میگذارد؟







