فساد یا تحریم؛ کدامیک سفره ایرانیان را خالی کردند؟
پرسش از اینکه «فساد ساختاری یا تحریمهای بینالمللی؛ کدامیک مسبب اصلی ویرانی معیشت ایرانیان و کوچک شدن سفره مردم است؟» به یکی از دیرپاترین و چالشبرانگیزترین بحثهای فضای سیاسی و اقتصادی ایران تبدیل شده است. پاسخ به این پرسش نه یک انتخاب دو گزینهای ساده، بلکه نیازمند تحلیل همافزایی متقابل و پیوند ارگانیک میان این دو پدیده است. با این حال، آنچه در افکار عمومی و تریبونهای رسمی مشاهده میشود، یک بازآفرینی مدام و سیال از «روایت رسمی» است؛ روایتی که متناسب با مصلحت سیاسی روز تغییر شکل میدهد تا معضلات معیشتی را توجیه کند.
۱. روایت سیال رسمی: تحریم بهمثابه ابزار سیاسی
نگاه حکومت ایران به مقوله تحریم همواره تابعی از مصلحت سیاسی وقت بوده است. در مقاطعی که حاکمیت نیازمند جلب رضایت عمومی یا ایجاد تقاضای ملی برای مذاکره خارجی بوده، تحریمها بهعنوان علتالعلل تمامی مصائب اقتصادی و فلجکننده معرفی شدهاند. اما در چرخههای دیگر -بهویژه پس از شوکهای سیاسی یا موقعیتهای تقابلی- روایت بهناگاه تغییر کرده و ایدههایی نظیر «ورقپاره بودن تحریمها» یا «استاد تمام بودن اقتصاد ایران در مواجهه با تحریم-روزنامه کیهان» از تریبونهای رسمی ترویج میشود.
نمونه بارز این سیالیت گفتمانی، ابلاغیهها و توصیههای اخیر مجتبی خامنهای به مسئولان و رسانههاست مبنی بر اینکه بیان واقعیتهای اقتصادی نباید «پالس ضعف به دشمن» ارسال کند. در این چارچوب، هرگونه بازگو کردن اثرات عینی تحریم بر تورم و معیشت، «همکاری با دشمن» تلقی شده و در مقابل، جریانات حامی حکومت مدعی میشوند مشکلات کشور ربطی به تحریمها ندارد. این تقلیلگرایی آگاهانه تلاش میکند تا نیاز به دیپلماسی فعال و تصمیمگیریهای سخت در عرصه خارجی را نادیده بگیرد.
۲. تحریمها بهمثابه کاتالیزور بحران معیشت
بررسی دادههای آماری جای شکی باقی نمیگذارد که شوکهای تحریمی سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۷ نقطهعطفهای مخربی در زیست اقتصادی ایرانیان بودهاند. از زمان خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷، شاخصهای کلان اقتصادی وارد مرحله بحران ساختاری شدند. بر اساس تحلیلهای کارشناسی و آماری، نرخ ارز از سال ۱۳۹۷ تاکنون پنجاه برابر و قیمت مواد خوراکی بیش از ۳۴ برابر رشد کرده است؛ رشدی بیسابقه که میلیونها نفر را به زیر خط فقر رانده است. (مسعود نیلی اقتصاددان ارشد)
توقف رشد اقتصادی در دو دهه اخیر و نزول مستمر درآمد سرانه، مستقیماً با انزوای مالی، تحریمهای بانکی و محدودیت شدید صادرکنندگان در صادرات نفت و بازگرداندن منابع ارزی پیوند دارد. تحریمها نهتنها مبادلات رسمی را مسدود کردند، بلکه هزینه مبادلات اقتصادی کشور را بهشدت افزایش دادند.

۳. فساد ساختاری: اژدهای جاخوشکرده در سایه تحریم
در سوی دیگر این معادله، فساد سازمانیافتهای قرار دارد که نه یک پدیده مجزا، بلکه مولود و تغذیهکننده شرایط تحریمی است. گزارشهای شفافیت بینالمللی و مرور پروندههای بزرگ فساد اقتصادی طی سه دهه گذشته نشان میدهد که رتبههای نازل ایران در شاخص ادراک فساد، حاصل ساختاری انحصارطلب و غیرشفاف است.
پروندههای کلان فساد مالی – از اختلاس ۱۲۳ میلیاردی دهه ۷۰ و پرونده ۳ هزار میلیاردی دهه ۹۰ تا فساد ۶. ۶ میلیارد یورویی پتروشیمی، پرونده ۱۳ هزار میلیارد تومانی هلدینگ یاس، و سوءاستفادههای چای دبش و نیشکر هفتتپه – نشان از یک الگوی ثابت دارند. در کلیه این پروندهها، «دور زدن تحریمها» و ایجاد «مسیرهای موازی و پنهان مالی» بهانهای برای حذف نظارت رسمی، ثبت شرکتهای کاغذی، و واگذاری اموال ملی به خواص بوده است.
بیشتر بخوانید
پدیده «تراستیها» (امانتداران ارزی) نمود بارز این پیوند است؛ شبکه وسیعی از صرافیها و شرکتهای پوششی وابسته به نهادهای خاص که قرار بود ارز صادراتی را به شکل پنهانی منتقل کنند، خود به بزرگترین گلوگاه فساد تبدیل شدند. امتناع از بازگرداندن دهها میلیارد دلار ارز صادراتی به چرخه رسمی و مطالبه سهمهای هنگفت، نماد بارز فساد متصل به تحریم است.

۴. پیوند ارگانیک: فساد و تحریم در یک کاسه
خطای بزرگ در تحلیلهای رسمی، تفکیک تصنعی این دو عامل است. تحریم و فساد در ایران دو روی یک سکهاند؛ تحریم محیط تاریک و غیرشفافی را ایجاد میکند که در آن نظارت بانک مرکزی و سازمانهای نظارتی بیاثر میشود و کاسبان تحریم و تراستیها در این تاریکی پرورش مییابند. از سوی دیگر، ذینفعان این فساد ساختاری – که سودهای نجومی از تخصیص ارزهای ترجیحی و تخفیفهای نفتی میبرند – خود به بزرگترین مانع شفافیت مالی، پیوستن به استانداردهای بینالمللی (نظیر FATF) و حل مناقشات خارجی تبدیل میشوند.
سفرههای خالی؛ چرا؟
در پاسخ به این پرسش که کدامیک سفره ایرانیان را خالی کرد، باید گفت: تحریم، سفره را کوچک و نان را گران کرد، و فساد ساختاری باقیمانده همان نان را نیز از سفره ربود. روایتهای حاکمیت که بر حسب شرایط روز، گاه تحریم را «کاغذپاره» مینامند و گاه تمام تقصیرها را به گردن «عوامل خارجی» یا «امانتداران نااهل» میاندازند، تنها کارکردی سیاسی برای ساکت کردن منتقدان و فرار از پاسخگویی دارند. تا زمانی که شفافیت ساختاری در داخل ایجاد نشود و تنشهای پرهزینه بینالمللی پایان نیابد، چرخه بازتولید فساد و فقر در اقتصاد ایران متوقف نخواهد شد.
آرمین بهاری
منابع
- روایت «تاثیرات تحریم» طبق «مصلحت نظام» – حسین باستانی ۱۱/۶/۱۴۰۵
- نگاهی به ۲۵ پرونده بزرگ فساد در ایران – یورونیوز ۹/۶/۱۴۰۵
- اثرات تحریمهای بینالمللی بر اقتصاد ایران و معیشت مردم – نورالدین جعفری هزارانی دکترای مدیریت استراتژیک و محقق پسادکتری ۱۸/۹/۱۴۰۲
- تاثیر فساد اقتصادی بر تورم و نابسامانی معیشتی – نوید دهقانی پژوهشگر و مدرس علوم ارتباطات ۶/۱۲/۱۴۰۴







