در دورود همیشه از خیابانهای شصتمتری، کندوان و شریعتی که به میدان فرمانداری منتهی میشدند، تظاهرات شروع میشد. این خیابانها در قیام ۱۴۰۱ به تصرف جوانان غیور درمیآمد. رژیم فاسد خامنهای که میدانست دورود از مراکز قیام و شورش است، از تمام شهرهای لرستان، بهویژه خرمآباد به آنجا مأمور اعزام میکرد.
یادم میآید که یک تظاهرات از فرمانداری دورود تا شصتمتری در اوج شلوغی این خیابان شکل گرفت و ماشینهای در حال عبور با بوقزدنهای پیدرپی از جوانان حمایت میکردند. از سر سیمتری نرسیده به بانک صادرات، جوانان شورشی شعارهایی مانند مرگ بر دیکتاتور سر دادند. تعداد آنها بیش از هزار نفر بود. خبر وقتی به مزدوران بسیجی، سپاهی و نیروی انتظامی رسید، به آنجا ریختند، جرأت نزدیک شدن نداشتند از دور گاز اشکآور شلیک کردند. تظاهرکنندگان برای خنثی کردن تأثیر گاز مقداری جابجا شدند ولی دوباره برگشته و شعاردادن را از سر گرفتند.
در همین زمینه

خاطرات یک خانم دکتر رادیولوژیست از شبهای قیام
جوانان دورود مزدوران خامنهای را فشل کرده بودند
مزدوران که مستأصل شده بودند با تفنگهای ساچمهای به طرفمان تیراندازی کردند. ساچمهها ابتدا درد نداشت ولی بعد محل زخم آنها به سوزش میافتاد. اصابت آنها به سر و صورت و گردن بیشتر اذیت کننده بود ولی از آنجا که شوق جنگاوری داشتیم کم نمیآوردیم و باز ادامه میدادیم.
از خیابان شصتمتری درود تا آزادگان جنگ و گریز ادامه پیدا کرد. سنگ جمع کردیم تا با مأموران مقابله کنیم. لاستیک نیز آتش زدیم که گاز اشکآور چشمانمان را اذیت نکند. تا خیابان ۴۵متری رفتیم. تعداد زنان و دختران شورشی بیشتر شد و یکی از آنان میدانداری شعار را به دست گرفت. بهراستی صحنة غرورانگیزی بود. جنگ و گریز به میدان شهرداری کشیده شد. با اینکه مقداری پراکنده شده بودیم ولی تظاهرات ادامه پیدا کرد و به خیابانهای فرعی مثل خیابان کانون و میدان فرهنگ کشیده شد. مردم یک بسیجی را دستگیر کرده و او را مقداری گوشمالی دادند….







