بررسی تاثیر دلار ۲۲۰ هزار تومانی بر زندگی مردم
این روزها وقتی به هر کاسب و بازاری یا کارمند و کارگری که برخورد میکنی نگران بالا رفتن دلار هستند. راستی چرا دلار چنین نقشی در اقتصاد خانواده ایرانی یافته است؟ چه دستانی دلار به مؤثرترین پارامتر اقتصاد ایران تبدیل کرده است؟ و بالاخره اینکه دلارچه بلایی سر اقتصاد ایران آورده است؟
دلار ۲۲ هزار تومانی یعنی چه؟
نرخ دلار در بازار آزاد ایران از مرز ۲۲۰ هزار تومان عبور کرد و این در حالی است که نرخ رسمی حدود ۱۶۰ هزار تومان باقیمانده و شکاف گستردهای میان نرخ رسمی و آزاد به وجود آورده است. این جهش؛ ناشی از ادامه جنگافروزی رژیم؛ تداوم تحریمها، محاصره دریایی، محدودیتهای صادرات نفت، تنشهای ژئوپلیتیک، کاهش درآمدهای ارزی و تورم بالا رخ داده است. افزایش نرخ دلار؛ یک عامل یکبعدی نیست بلکه پیامدهای آن مانند گران شدن بنزین به صورت زنجیرهای و دومینو روی همه مسایل اقتصادی و اجتماعی و امنیتی ِجامعه تاثیر میگذارد و در زیر به بخشی از آثار آن اشاره میشود:
دلار چه میکند؟
جهش دلار بهسرعت هزینه تولید بهویژه در صنایع خودرو، لوازم خانگی، دارو، صنایع شیمیایی و غذایی وابسته به واردات را بالا میبرد و افزایش شدید هزینه تولید؛ «گرانی» را تشدید میکند.
واحدهای تولیدی که دسترسی محدود به ارز ترجیحی یا نیمایی (رسمی و دولتی) دارند، با افزایش هزینه و کاهش سود مواجه میشوند لذا عملا بسیاری از خطوط تولید؛ متوقف میشود و بر دامنه بیکاران افزوده میشود.
عدم ثبات ارزی؛ سرمایهگذاری را متوقف یا به تعویق میاندازد. شرکتها ترجیح میدهند نقدینگی را به داراییهای امن (طلا، ارز، ملک) تبدیل کنند و وارد چرخه سرمایهگذاری نکنند؛ لذا شغلی ایجاد نمیشود.
کالاهای اساسی، دارو، لوازم الکترونیکی، خودرو و بسیاری از اقلام مصرفی که وابستگی ارزی دارند. در چرخه دزدی و فساد نظام با قیمت ۲۲۰ هزار تومان به دست مردم میرسد.
بیشتر بخوانید
مردم به سمت خریدهای پیشدستانه میروند و پول خود را در بازار مصرف نکرده و آنها را به طلا و کالاهای ماندگار تبدیل میکنند به این وسیله؛ خرید و فروش در بازار دچار رکود شده و متوقف میشود.
قیمتگذاری بر اساس دلار شناور و آزاد؛ فروشندگان را وادار میکند که از فروش خودداری کنند زیرا کالایی را که صبح فروختهاند باید شب با چند برابر قیمت همان کالا را تهیه کنند؛ لذا ترجیح میدهند که کرکره دکان خود را پایین کشیده و همان کالاهایی که دارند را حفظ کنند.
بازار طلا، سکه، مسکن و خودرو معمولاً همگام یا سریعتر از دلار رشد میکنند و به پناهگاه سرمایه تبدیل میشوند. این امر نقدینگی را از بخش واقعی اقتصاد خارج میکند.
رواج قاچاق و رانت
شکاف نرخ رسمی و آزاد، رانت و فساد و قاچاق کالا را تشدید میکند.
کارکنان دولتی و حقوقبگیران ثابت به ویژه بازنشستگان با حقوقی که میگیرند؛ بهشدت ضرر میکنند و ارزش کار و قدرت خرید خود را از دست میدهند یعنی ارزش مادی همان حقوق ثابت ماهانه به یکباره کاهش جدی پیدا میکند.. طبقات متوسط و پایین بیشترین آسیب را میبینند؛ هزینه خوراک، مسکن و درمان سهم بیشتری از درآمد را پیدا میکند؛ لذا فقر و نابرابری بهشدت افزایش پیدا میکند.
بانک مرکزی اعلام کرد که دو میلیارد دلار ارز تزریق کند؛ اما به دلیل فساد و صرافیهایی که وابسته به خود نظام هستند؛ این پول به جیب غارتگران نظام رفت؛ لذا هیچ اثری در پایین آوردن نرخ دلار نگذاشت و عملا هم فقط یک روز توانست دلار کمی پایین بیاورد.
رشد اقتصادی منفی یا بسیار ضعیف میشود/ بانکها با افزایش مطالبات معوقه روبرو میشوند و سیستم بانکی کشور مختل میشود.
نتیجهگیری نهایی
عبور دلار از ۲۲۰ هزار تومان صرفاً یک عدد نیست؛ پیامدهای آن بهصورت زنجیرهای از تولید و تجارت به معیشت خانوار و بیثبات کلان اقتصادی و اجتماعی منتقل میشود. فشار بر طبقات مزدبگیر و تولیدکنندگان داخلی را اضافه میکند و در نتیجه فشار معیشتی نارضایتی عمومی را افزایش میدهد و جامعه را به نقطه جوش و انفجار نزدیک میکند.







