بحران بی آبی در حال تبدیل شدن به بحران امنیتی
رسانه حکومتی ابتکار با درج مقالهای تحت عنوان «لطفا با آب بازی نکنیم، ایران تشنه است» در مقدمه تلاش کرده است که تشنگی مردم را به مصرف بیرویه آب از جانب مردم نسبت دهد. اما واقعیت امر مصرف بی رویه مردم نیست، بلکه محصول سیاستهای ضدمردمی است که چند سطر پایین تر به آن اشاره میشود و مینویسد«مسئولان نیز نخواسته اند که با شیوههای مدرن از آبیاری سنتی عبور کرده و از ذخیره آبی ایران در این بخشها به درستی حراست کنند، اما کار از این حرفها گذشته و اگر هر یک از ما مسئولیت مدنی و ملی خود را انجام ندهیم،ایران از کشوری نیمه خشک به سرزمینی خشک وغیر قابل سکونت طی ده سال آینده تبدیل خواهد شد».
در همین زمینه
مدیریت فاسد و ناکارآمد، از بحران کم آبی تا سیلابهای ویرانگر
مقصر ایران تشنه کیست؟
هم اکنون بحران بیآبی بسیاری از استانها ازجمله استانهای خوزستان و سیستان و بلوچستان و حتی شهرهای اطراف تهران را فرا گرفته است. بحران به قدری جدی است که مردم برای روزهای متوالی دچار بیآبی هستند. کارگزاران حکومتی نگران برانگیختگی جامعه هستند و به همین دلیل تلاش میکنند آب شرب مورد نیازمردم را با تانکرهای آب در کلان شهرها و یا مناطق اصلی تامین کنند، اما به شیوه قطره چکانی که تضاد بیآبی مردم در این گرمای شدید تابستان حل نمیشود.
مقصر وضعیت ایران تشنه را هرکدام از حکومت گران متوجه دیگری میکند و آنچه میماند بحران لاینحل بیآبی است. رسانه حکومتی ابتکار مینویسد «طبق روال معمول خواسته شود توپ کمکاری به زمین دولتهای قبلی انداخته شود دردی را دوا نمیکند و باید بپذیریمکه همه مقصریم و از مسئولیت فردی، اجتماعی و ملی خود طی سالهای گذشته شانه خالی نکنیم. از آن مسئولانی که به سیستم آبخوان داری پشت پا زدند و غیر مسئولانه تند تند مجوز برداشت از سفرههای زیر زمینی آب را صادر کردند تا آنهایی که بیحساب وکتاب صنایع آب بر را در مناطقی دایر و راهاندازی کردند که شرایط منابع آبی چنین اجازه ای را به آنان نمیداد، همه مقصرند و باید پاسخگوی عملکرد خود باشند».
خطری بزرگ برای ایران تشنه
هم اکنون بیشترین مصرف آب در صنایع آب بر میباشد که تحت کنترل سپاه پاسداران است. در شرایط حاضر با این وضعیت که رسانهها از آن به عنوان ایران تشنه یاد میکنند، محصول قبضه کردن اقتصاد ایران است که سپاه پاسداران در تیول خود دارد. آنان تنها به درآمد و غارت و چپاول فکر میکنند و نه به لب تشنه ایران که هر روز اوضاع بحرانیتر میشود.
رسانه حکومتی ابتکار بعد از مرگ سهراب به فکر طرحی نو در انداختن است. این در شرایطی است که کار از کار گذشته است. این رسانه حکومتی مینویسد که باید روی شیوههای جدید آبیاری کشاورزی کار کرد و میزان آب مصرفی بخش کشاورزی را حداقل تا ۵۰ درصد کاهش داد. گویا خبر ندارد که کشاورزی ایران ویران شده است.
این رسانه حکومتی توصیه میکند «باید پذیرفت که ایران تشنه است و هریک باید به وظیفه ملی خود در صرفه جویی آب ولو روزی یک لیتر نیز که شده، کوشا باشیم… حیف است که با سهل انگاری به پیشباز خطری بزرگ برویم».
تا جایی که به مردم ایران برمیگردد جایی آباد در ایران تشنه باقی نمانده است. برای آبادانی وظیفه ملی و میهنی یک چیز بیشتر نیست و آن هم سرنگونی دیکتاتور تشنه به خون مردم ایران است. به همان اندازه که ایران تشنه لب است، دیکتاتور زمانه خامنهای تشنه به خون است. که این هیولای خونخوار را باید از سر راه زندگی مردم کنار زد تا مردم روی خوش زندگی را بار دیگر تجربه کنند.







