روز ۳دی رییس قوه قضاییه اژه ای طی اظهاراتی دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی را به هوشیاری فراخواند. او در قسمتی از سخنانش چنین گفت: «از دادستان محترم کشور تقاضا میشه که با همکاری همه دادستانها و با ارتباط مستقیم با دستگاههای امنیتی اطلاعاتی و انتظامی جلسه داشته باشند، ارتباط داشته باشند، همکاری بکنند که آنچه که مربوط به امنیت مردم از جهات مختلف چه امنیت روانی، چه غیر امنیت روانی هستش در این مقطع بهطور خاص حتما امنیت مردم حفظ بشه، از جهات مختلف مردم آرامش داشته باشند».
سوال این است که چرا اژه ای از امنیت روانی جامعه صحبت میکند. منظور او از این مقطع خاص چیست؟ مگر چه اتفاقی افتاده است؟
اژه ای در بخش دیگری از حرفهایش میگوید: «دشمن بهشدت دنبال بالاخره ایجاد ناامنی روانی برای مردم هستش، بهشکلهای مختلف یکسری افرادی رو بالاخره با دروغپردازیها یک جور ذهنشون رو مشغول میکنند و به اشکال مختلفی که همه شاهدش هستیم نیازی به مثال زدن نیستش. تمام تلاش دشمن این هستش که بالاخره در داخل کشور برای مردم ناامنی ایجاد بکنه، بنابراین باید کاملا مراقب باشیم مواظب باشیم، با همکاری همدیگه با وحدت با یکدیگر بتونیم انشاالله جلوی هرگونه ناامنی اعم از روانی و غیرروانی رو بگیریم و مراقب باشیم که مشکلی از این جهت برای مردم خدای ناکرده پیش نیاد.»
در همین زمینه
اعدام و قطع دست دنیای زیبای اژهای قاضیالقضات خامنهای
رمزگشایی حرفهای اژه ای!
برای اینکه حرفهای اژه ای را بفهمیم بایستی ابتدا بدانیم که منظور او از امنیت روانی مردم همان امنیت حکومت ولایت فقیه است. و ایجاد ناامنی برای مردم هم کلیدواژه برای قیام و خیزش مردم است. و منظور او از مقطع خاص هم بعد از تحولات سوریه و سقوط بشار است. بنابر این روشن میشود که اژه ای و سران حکومت بهشدت از شعلهور شدن قیام در داخل ایران هراسانند. سفارش اکید او به نیروهای اطلاعاتی و امنیتی برای مراقبت از امنیت هشدار در مورد شکلگیری جرقه یک قیام دیگر است.
با توجه به تاثیرات تحولات سوریه روی شکافهای درونی رژیم و سرریز شدن این شکست استراتژیک در تشدید اختلافات باندهای قدرت اژه ای از این وحشت کرده است که این وضعیت راه را برای قیام و خیزشی دیگر هموار کند.
قرینه اوجگیری همین شقه و شکاف را میتوان در سخنان آخوند اردستانی عضو مجمع مدرسین حوزه یافت. آنجا که اشاره میکند: «یک دیکتاتوری به ملت خودش ستم میکند و ما میرویم مداخله میکنیم و اسمش را میگذاریم مدافع حرم! نظام خطای وحشتناکی کرده و باید از ملت عذرخواهی بکند ماستمالی هم نکند. به چه دلیل از یک دیکتاتور سفاک باید دفاع میکردیم؟ این استدلالها که خاکریز را جای دیگری قرار بدهیم تا در امان باشیم نه اخلاقی است نه دینی است نه شرعی است، قابل دفاع نیست! حرفهای که میشنویم هیچ ربطی به دین ندارد!».
شکست استراتژیک رژیم در سوریه به اولین جایی که ضربه وارد کرده اقتدار خامنهای بهعنوان ولی فقیه فاشیسم حاکم بر ایران است. اظهاراتی از نوع اردستانی که قطعا هم صداهای بسیاری دارد، بیانگر همین ضعف و درماندگی خامنهای و تعادل قوای ضعیف او در مقابل جامعه و حتی نیروهای داخل رژیمش است. از همین روست که اژه ای وحشت زده خود را وسط میدان میاندازد تا با تهدید پوشالی از طریق نیروهای امنیتی و پلیسی بخواهد جلوی این تحول محتوم را بگیرد تحولی که قطعا به سمت سرنگونی دیکتاتوری حاکم بر ایران خواهد رفت.







