وقتی نان گم میشود، بیمارستان و کارخانه به میدان اعتراض تبدیل میشوند
در شهر اهواز، پرسنل یکی از بیمارستانها روز شنبه ۲۹ آذرماه ۱۴۰۴ دست به تجمع اعتراضی در محل کار خود زدند. بیمارستانی که باید محل درمان و نجات جان بیماران باشد، این بار به صحنه اعتراض کارکنانی تبدیل شد که ماهها است با حقوقهای عقبافتاده و شرایط معیشتی دشوار دستوپنجه نرم میکنند. اعتراضات معیشتی کادر درمان، در ماههای اخیر بارها تکرار شده و نشانهای از وخامت بیسابقه وضعیت زندگی آنان است.
اعتراضات معیشتی در بیمارستان؛ فریاد نان کادر درمان
پرسنل معترض در اهواز اعلام کردند که بارها نسبت به تأخیر در پرداخت حقوق و نبود مزایای حمایتی هشدار دادهاند، اما پاسخ روشنی دریافت نکردهاند. آنان تأکید کردند که این اعتراض نه برای امتیاز ویژه، بلکه برای تأمین حداقلهای معیشتی است. اعتراضات معیشتی در میان کادر درمان، بهویژه در شرایطی که فشار کاری و فرسودگی شغلی افزایش یافته، ابعاد نگرانکنندهتری پیدا کرده است.
تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه تهران با شعار دانشجو میمیرد سازش نمیپذیرد
کارکنان معترض میگویند وقتی «قهرمانان نجات جان بیماران» ناچار میشوند در محل کار خود دست به اعتراض بزنند، این پیام روشنی از عمق بحران است. بیمارستان، آخرین جایی است که انتظار میرود به میدان اعتراض تبدیل شود. اما تداوم بیتوجهی، این مرز را نیز شکسته است. اعتراضات معیشتی کادر درمان، بازتاب فروپاشی حمایتهای شغلی و رفاهی در نظام سلامت در حکومت فاسد آخوندی است.
کوار؛ اعتصاب کارگران در ادامه زنجیره نارضایتی
همزمان با اهواز، شهرستان کوار در استان فارس نیز شاهد اعتصاب کارگران شرکت تولیدی «وردار زرتاک» بود. کارکنان این شرکت به دلیل دستمزد پایین، مشکلات معیشتی و بیپاسخ ماندن مطالبات، دست از کار کشیدند. این شرکت، دومین واحد بزرگ تولیدی شهرستان به شمار میرود و اعتصاب در آن، نشانهای جدی از گسترش اعتراضات معیشتی در بخش صنعت است.
به گفته کارگران، پیش از این بارها مطالبات خود را از طریق نامهنگاری و درخواستهای رسمی مطرح کردهاند، اما هیچ نتیجهای حاصل نشده است. همین بیپاسخ ماندن، زمینهساز اعتصاب گسترده شد. کارگران تأکید دارند که فشار هزینههای زندگی، ادامه کار با دستمزدهای فعلی را ناممکن کرده است. اعتراضات معیشتی در کوار، بهوضوح از مرحله هشدار عبور کرده است.
زنجیره اعتصابها در فارس
اعتصاب شرکت وردار زرتاک، در خلأ رخ نداده است. این حرکت، ادامه موجی از نارضایتیهای کارگری در شهرستان کوار است که پیشتر با اعتصاب در واحدهای فولادی آغاز شده بود. اکنون این موج به دیگر واحدهای تولیدی رسیده و نشان میدهد اعتراضات معیشتی در حال گسترش افقی میان کارگران است.
کارگران معترض میگویند که افزایش هزینههای مسکن، خوراک و حملونقل، دستمزدهای فعلی را عملاً بیارزش کرده است. آنان هشدار دادهاند که اگر پاسخی دریافت نکنند، اعتراضها ادامه خواهد داشت. این وضعیت، زنگ خطری برای صنعتی است که بر دوش نیروی کار ارزان و بیدفاع بنا شده است.
نقطه اشتراک؛ معیشت در بنبست
آنچه اعتراضات اهواز و کوار را به هم پیوند میدهد، یک عامل مشترک است، بنبست معیشتی. اعتراضات معیشتی دیگر محدود به یک صنف یا یک شهر نیست. از کادر درمان تا کارگران صنعتی، از مراکز درمانی تا خطوط تولید، یک مطالبه واحد شنیده میشود؛ دستمزد کافی برای بقا.
حقوقهای عقبافتاده، بیثباتی شغلی و نبود چشمانداز بهبود، فضای کار را به محیطی ملتهب تبدیل کرده است. این اعتراضها، واکنشی طبیعی به سیاستهایی است که هزینه بحرانهای اقتصادی را مستقیماً به دوش نیروی کار انداختهاند.
اعتراض بهمثابه آخرین ابزار
در هر دو مورد، معترضان تأکید کردهاند که راههای رسمی را پیشتر آزمودهاند. نامهنگاری، درخواست و پیگیری اداری بینتیجه مانده و اعتراض، به آخرین ابزار تبدیل شده است. اعتراضات معیشتی در این معنا، نه انتخاب، بلکه اجبار است؛ واکنشی به بسته بودن همه مسیرهای دیگر.
وقتی بیمارستان و کارخانه همزمان به محل اعتراض بدل میشوند، این پیام بهروشنی مخابره میشود که بحران از کنترل خارج شده است. نادیدهگرفتن این صداها، تنها به انباشت خشم و گسترش نارضایتی میانجامد.
اعتراضهای همزمان در اهواز و کوار، نشانهای روشن از تعمیق شکاف میان جامعه کار و حاکمیت است. اعتراضات معیشتی دیگر یک رویداد پراکنده نیست؛ به روندی پایدار تبدیل شده که ریشه در ساختار اقتصادی ناعادلانه حکومت خامنه ای دارد. وقتی کادر درمان و کارگران صنعتی همزمان فریاد میزنند، مسئله نه یک مطالبه صنفی، بلکه بحران عمومی بقا است. تداوم این وضعیت، نشان میدهد که فشار معیشت به نقطهای رسیده که سکوت، دیگر ممکن نیست.







