پیش از پیادهروی در باغ نظریه های ادبی
در روزگاری که سایههای سنگین ستم، جنگ، و آشفتگی بر سر جهان افتاده است، هر علاقمند به ادبیات ممکن است از خود بپرسد: «ادبیات اصلاً چه فایدهای دارد؟» چرا باید سراغ رمانهایی برویم که قرنها پیش نوشته شدهاند، یا شعرهایی بخوانیم که گویی با دردهای زمانهی ما بیگانهاند؟ چه دلیلی دارد میان اینهمه هیاهو، به کلمه و واژه ها پناه ببریم؟
قبل از آنکه تو را دوباره با خود به «باغ نظریههای ادبی» ببرم و از شاخههای گوناگون نقد و روایت برایت بگویم، لازم است مکث کنیم و دربارهی چیزی اساسیتر حرف بزنیم: خودِ ادبیات و رسالتش. میخواهم پیش از توضیح نظریهها، تو بدانی ادبیات برای چه زاده شده و چه مسئولیت بزرگی در این جهان پر از تاریکی بر دوش دارد. اگر ندانیم ادبیات با دل و ذهن ما چه میکند، فهمیدن نظریههای آن نیز لذتی نخواهد داشت. پس این چند قدم اول را با من بیا تا روشن کنیم چرا ادبیات میتواند حتی جهان را دگرگون کند.
ادبیات آرام و بیادعا وارد زندگی ما میشود؛ مثل چراغی کوچک که در دست نویسندهای تنها میسوزد، اما روشنیاش میتواند به دل میلیونها نفر راه پیدا کند. ادبیات کاری میکند که هرسیاستمدار و هر قدرتی از انجام آن ناتوان است:
ما را با خودمان روبهرو میکند-با ترسها، امیدها، آرزوها و زخمهایمان. وقتی نویسندهای واژهها را از اعماق روحش بیرون میکشد و بر صفحه میگذارد، در حقیقت آینهای مقابل ما میگذارد تا خودمان را ببینیم؛ نه آنگونه که تظاهر میکنیم، بلکه آنگونه که هستیم و آنگونه که میتوانیم باشیم.
و شاید حق با تولستوی باشد وقتی میگوید:
«سرانجام، ادبیات ادارهی جهان را بر دوش خواهد گرفت»
زیرا اگر جهان روزی از سردی و خشونت قدرتطلبان خسته شود، چه کسانی سزاوارتر از نویسندگان هستند؟ کسانی که درد را میشناسند، انسانیت را میفهمند و تخیل را ابزاری برای نجات میدانند نه برای فریب.
پس اجازه بده جهانی را تصور کنیم که در آن، ادارهی امور در دست نویسندگان و شاعران است؛ جهانی که دولت ادبیات بر آن حکمرانی میکند؛ دولتی که هدفش نه قدرت، بلکه ساختن جامعهای آزاد، انسانی و سرشار از امید است.
دولت ادبیات:

رئیسجمهور: لئون تولستوی
نویسندهی «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا»، مردی که انسان را با تمام پیچیدگیهایش میشناسد، ریاست جمهوری جهان را به دست میگیرد؛ رهبری که جنگ را شکست اخلاقی میداند و صلح را یگانه راه نجات.
نخستوزیر: فئودور داستایوسکی – نخست وزیر روان رنج دیده انسان و ساحت های پیچیده روح بشر
وزارتخانهای برای تحلیل وجدان، اخلاق، فلسفه رنج، و تاریکترین لایههای روان انسان
خانم پروین اعتصامی: وزیر ادب و تربیت اجتماعی
با توجه به لحن حکیمانه، تمثیلپردازی و دغدغههای اخلاقی و عدالتطلبانهی او، بهترین گزینه برای وزارتخانهای است که بر تربیت اجتماعی و اخلاق عمومی نظارت دارد.
ارنست همینگوی: وزیر شجاعت، سادگیِ قدرتمند و ماجراجویی
مناسب وزارت «شهامت و تجربه زیسته»؛ جایی که قوانینش کوتاه، محکم و صریح نوشته میشود.
خانم تونی موریسون: وزیر حقیقتگویی تاریخی و عدالت نژادی
ترسیم غمناکی رنج سیاهپوستان، حافظه جمعی و تبعیض در جامعه نابرابر
گابریل گارسیا مارکز: وزیر خیال، تاریخ جادویی و جهانهای دورگه
وزارت «واقعیت جادویی» ؛ وزارتی که مرز خواب و بیداری، تاریخ و افسانه در آن معلوم نیست.
خانم سیمین دانشور – وزیر فرهنگ، هویت و هنرهای مدرن
بهعنوان اولین زن رماننویس مدرن ایران و خالق «سووشون»، او نماد هویت فرهنگی، بازتاب جامعه و گذر از سنت به مدرنیته است.
آلبر کامو : وزیر نقد پوچی، اخلاق در بحران و شورش انسانی
کامو برای وزارت «معنای زندگی و مسئولیت اخلاقی» یا «وزارت فلسفه بقا در جهان بیمعنا» عالی است.
خانم دوریس لسینگ : وزیر تجربه زنانه و جهانهای ایدئولوژیک
با گستره عظیم آثارش از رئالیسم تا فانتزی و دغدغههای هویتی، مناسب وزارت «تجربه زنان، آگاهی اجتماعی و جهانهای موازی» است.
خانم فروغ فرخزاد : وزیر احساسات انسانی، آزادی و زندگی زنانه
فروغ وزارتخانهای میخواهد که قوانینش را با «درک»، «جسارت» و «تجربه زیسته» بنویسد؛ مناسب برای وزارت آزادیهای فردی، خلاقیت و زندگی عاطفی.
فردوسی :وزیر هویت ملی، فرهنگ اسطورهای و پهلوانی
تمام قوانین این وزارتخانه در بحر متقارن و با زبان فاخر نوشته میشود؛ وزیر اصلی «حفظ زبان و تاریخ حماسی»
خانم هرتا مولر: وزیر مقاومت، ضد دیکتاتوری و حافظه سرکوبشدگان
با نثر تکهتکه، گزنده و بازتاب زندگی زیر سایه استبداد، برای وزارت «ضدیت با دیکتاتوری و آزادی بیان» بهترین گزینه است.
مولوی: وزیر عشق، سلوک، معنویت و رقص هستی
او وزیر «چرخش و تحول درونی» است؛ وزارتخانهای که در آن سیاست جای خود را به عشق میدهد.
خانم غزاله علیزاده: وزیر روایتهای چندنسلی و معماری داستان
نویسندهای با فضاسازی پیچیده و ساختارهای رمانگونهی مستحکم؛ مناسب وزارتی شبیه «معماری داستان و شهرهای خیالی»، یا «روایتهای جمعی و خانوادگی.
سعدی: وزیر حکمت، دیپلماسی و سخنوری اخلاقی
با گلستان و بوستان، سعدی وزیر طبیعی «ارتباطات انسانی، عدالت اجتماعی و اخلاق عمومی» است.
خانم سوتلانا الکسیویچ: وزیر صداهای خاموش و تاریخ شفاهی فاجعهها
حافظ :وزیر رندی، آزادی روح، الهام و نقد زاهدان ریاکار
حافظ وزیر «راز و رمز، مراقبت از آزادی درونی و هنر انتقاد بر سالوس» خواهد بود.
خانم سیمین بهبهانی: وزیر نوآوری در موسیقی کلام و میراث غزل
«نیمای غزل» میتواند وزارتخانهای داشته باشد که وظیفهاش توسعه و بازآفرینی موسیقی شعر، نوآوری در قالبها و حمایت از زبان است.
احمد شاملو : وزیر زبان نو، مقاومت انسانی و انسانگرایی مدرن
شایسته وزارت «آزادی، روشنفکری و زیباییشناسی نوین»، و همچنین «صدای مردم»
خانم ریچل کارسون: وزیر محیط زیست
او با یادآوری خطر «بهار خاموش»، زمین را از نابودی نجات میدهد و انسان را دوباره به مادر طبیعت نزدیک میکند.

…
یاد کریستف نیومن؛ سربازی که برای نجات یک کودک، سیمخاردارهای دیوار برلین را کنار زد
در چنین دولتی، سیاست از خشونت تهی میشود و به هنر نزدیک؛ تصمیمها بر پایهی انسانیت گرفته میشوند، نه منفعت. این همان جهانی است که ادبیات وعده میدهد:
جهانی که در آن کلمه، چراغ راه انسان است
و نویسندگان، نگهبانان روشناییاش.
ادبیات تنها برای اوقات فراغت نیست؛ چراغی است که در تاریکی میتابد و مسیر انسانیت را روشن میکند. هر داستان، هر شعر و هر واژهای که میخوانیم یا مینویسیم، گامی است برای ساختن جهانی بهتر-جهانی که عدالت، صلح و آزادی در آن جریان دارد.
دوست من، هر بار که قلم به دست میگیری یا کتابی باز میکنی، سهمی در روشن کردن مسیر آینده داری. ادبیات، آینهی ماست و چراغی که راه فردا را روشن میکند؛ و این راه همیشه به سوی امید و زندگی انسانیتر میرود.
شایان اردیبهشت







