انسانیت؛ جنایتی که برخی حکومتها آن را با اعدام پاسخ میدهند!
کریستف نیومن، سرباز جوان آلمان شرقی، یکی از آن انسانهایی بود که نشان داد گاهی در تاریکترین دورانها، یک تصمیم ساده انسانی میتواند سرنوشت تاریخ را تغییر دهد. او بهخاطر نجات یک کودک بیگناه اعدام شد، اما نام و یادش بعدها در ۷۰ کشور جهان بر سردیسها و مجسمهها حک شد و ۳۱۷ خیابان در کشورهای مختلف به نام او مزین گردید. این تقدیر جهانی تنها یک پیام داشت: انسانیت میتواند جاودانه شود، حتی اگر صاحبان قدرت آن را محکوم کنند.
در سال ۱۹۶۲ و در اوج وحشت دیوار برلین، کریستف نیومن در پست نگهبانی خود با صحنهای روبهرو شد که آیندهاش را رقم زد. کودکی سرگردان و هراسان میان سیمهای خاردار گریه میکرد و خانوادهاش از آن سوی دیوار او را صدا میزدند. تنها چند ثانیه برای تصمیمگیری داشت: اطاعت از دستور تیر یا انتخاب راهی که انسانیتر بود. کریستف راه دوم را برگزید؛ سیمهای خاردار را کنار زد و کودک را به خانوادهاش رساند.
اما همین انتخاب انسانی، از نگاه حکومت توتالیتر آلمان شرقی، «خیانت» محسوب شد. دادگاهی که تنها چند دقیقه طول کشید، بیدرنگ حکم اعدام او را صادر کرد.
یادداشت آخر کریستف نیومن
شب پیش از اجرای حکم، کریستف در دفترچه کوچک خود نوشت:
«گاهی انسان بودن بهعنوان گناهی بزرگ داوری میشود. فردا پیش از آنکه آفتاب طلوع کند، مرا برای نجات کودکی که قربانی بازیهای سیاسی و خشونت بود، به دست خداوند میسپارند. میدانم که جسمم میمیرد، اما ایمان دارم انسانیت هرگز خاموش نمیشود حتی اگر بهایش جان من باشد.»
صبح روز بعد، جوخه اعدام در برابر دیوار، زندگی او را گرفت؛ اما داستانش نمرد. کودک نجاتیافته، سالها بعد یکی از بزرگترین بنیادهای خیریه آلمان را تأسیس کرد و همیشه میگفت که زندگیاش را مدیون سربازی است که «تصمیم گرفت انسان باشد.»
امروز مجسمههای کریستف نیومن در کشورهای مختلف یادآور این حقیقت است که قدرت واقعی در قلب انسانهاست، نه در نظامهای سرکوبگر. او با مرگ خود ثابت کرد حتی در سختترین زمانها، یک لحظه انسانیت میتواند راهی از تاریکی به روشنایی بگشاید.







