استان سیستان و بلوچستان، در سایه بیتوجهی حکومت ولایت فقیه، در گردابی از محرومیت، فقدان هویت و مرگ زودهنگام گرفتار شده است. گزارشهای رسمی رسانههای حکومتی و اظهارات سرکردگان و عوامل حکومتی، تصویری هولناک از وضعیت این استان ارائه میدهند که نه تنها از فقر و بیکاری رنج میبرد، بلکه با بحرانهای عمیق هویتی و بهداشتی دستوپنجه نرم میکند. این گزارش، با استناد به دادههای رسمی، عمق فاجعهای را که محصول دههها غارت و سوءمدیریت است، به تصویر میکشد.
به گزارش خبرگزاری حکومتی تسنیم (۴دی ۱۴۰۳)، علی رحمتی، مدیرکل ثبت احوال سیستان و بلوچستان، اعلام کرد که میانگین سن فوتشدگان در این استان حدود ۵۰سال است؛ یعنی ۱۶سال کمتر از میانگین کشوری (۶۶سال). این آمار تکاندهنده، زنگ خطری برای وضعیت فاجعهبار بهداشت، تغذیه و زیرساختهای درمانی در این منطقه است. فقدان دسترسی به خدمات پزشکی، سوءتغذیه و شرایط نامناسب زندگی، جان مردم این استان را زودتر از موعد میستاند. این در حالی است که حکومت حاکم، سرمایههای ملی را بهجای بهبود زیرساختها، صرف پروژههای تروریستی و جنگافروزی کرده است.
در همین زمینه
بیکاری و سوختبری، جوانان در دام مرگ
سیستان و بلوچستان با جمعیتی جوان (۶۳درصد زیر ۳۰سال) بهعنوان جوانترین استان کشور شناخته میشود. اما این جوانی، نه فرصت، بلکه تهدیدی برای بقا است. نبود شغل و فرصتهای اقتصادی، جوانان را به سوی حرفهای خطرناک و مرگبار مانند سوختبری سوق داده است. بسیاری از این جوانان یا در جادههای ناامن جان خود را از دست میدهند یا قربانی تیراندازیهای بیضابطه نیروهای حکومتی میشوند. اعدامهای گسترده و سرکوب سیستماتیک نیز این فاجعه را تکمیل کرده و زندگی در این استان را به یک تراژدی روزانه تبدیل کرده است.
رسانه حکومتی انتخاب (۱۹دی ۱۴۰۳) در گزارشی دردناک، از معضل بیشناسنامهگی در سیستان و بلوچستان سخن گفته و آن را «زندگی در برزخ بیهویتی» توصیف کرده است. تخمین زده میشود بین ۵۰تا ۱۰۰هزار نفر در این استان فاقد شناسنامه باشند، در حالی که مدیرکل ثبت احوال از صدور تنها ۱۷۲شناسنامه و بررسی ۱۶۹۴پرونده خبر داده است. این افراد، محروم از ابتداییترین حقوق شهروندی، از دسترسی به آموزش، درمان و خدمات اجتماعی محروماند. این بحران هویتی، که ریشه در محرومیتهای ساختاری دارد، زندگی را برای هزاران نفر به «مرگ تدریجی» تبدیل کرده است.
طبق گزارش مدیرکل ثبت احوال استان سیستان و بلوچستان، در سال ۱۴۰۳بیش از ۱۸,۵۴۶واقعه ازدواج در استان ثبت شده، با میانگین سنی ۲۰ـ۲۴سال برای مردان و ۱۹ـ۲۰سال برای زنان. در همین حال، ۲,۸۰۶مورد طلاق ثبت شده است. این آمار، در کنار بیکاری و فقر گسترده، نشاندهنده فشارهای اجتماعی و اقتصادی است که خانوادهها را در این استان تحت تأثیر قرار داده است.
چالشهای زیرساختی،کارت ملی و شناسنامههای قدیمی
حدود ۲۹۸هزار نفر در سیستان و بلوچستان واجد شرایط دریافت کارت ملی هوشمند هستند که ۹۹.۵درصد آنها ثبتنام کردهاند، اما ۳۰هزار کارت هنوز تحویل گرفته نشده است. همچنین، وجود ۹۰۰هزار شناسنامه قدیمی که باید طی سه سال تعویض شوند، نشاندهنده عقبماندگی زیرساختهای اداری در این استان است.
ریشه بحران، غارت و جنگافروزی حکومت
کاهش میانگین عمر، بیکاری گسترده، بیشناسنامهگی و فقدان زیرساختهای بهداشتی و درمانی، همگی نتیجه مستقیم سیاستهای حکومت ولایت فقیه است. این حکومت، به جای سرمایهگذاری در توسعه و رفاه مردم، منابع کشور را صرف بنیادگرایی، تروریسم و پروژههای حکومتی کرده است. جنگ هشتساله ایران و عراق، که به دستور خمینی دو میلیون کشته و معلول، تخریب پنج استان و آوارگی هزاران خانواده را به دنبال داشت، تنها یکی از نمونههای این سیاستهای جنایتبار است.
ضرورت تغییر، پایان محرومیت با سرنگونی حکومت
سیستان و بلوچستان، با جمعیتی بالغ بر ۳,۳۳۷,۵۳۴نفر، در حالی که سراوان بیشترین و منطقه سیستان کمترین رشد جمعیتی را داشته، نمونهای بارز از ناکارآمدی و فساد ساختاری حکومت حاکم است. این وضعیت، دیگر با اصلاحات سطحی قابلحل نیست. اعتراضات گسترده مردم و فریاد محرومان این دیار نشان میدهد که تنها راه نجات، سرنگونی تمامیت حکومت ولایت فقیه و استقرار حکومتی مبتنی بر عدالت، برابری و احترام به حقوق انسانی است.







