کانونهای شورشی مراکز امنیتی رژیم را مورد تهاجم قرار دادند
در آذرماه ۱۴۰۴، همزمان با موج بیسابقه اعدامها که به عدد هولناک ۳۵۴ مورد در یک ماه رسید، رژیم حاکم تلاش کرد با تشدید سرکوب و ریختن خون فرزندان مردم، سدی در برابر قیام و خیزش عمومی ایجاد کند. اما این سیاست ارعاب، با پاسخ مستقیم و آتشین کانونهای شورشی روبهرو شد؛ پاسخهایی که ششمین سری از «آتش جواب اعدام» را رقم زد و نشان داد که چرخه سرکوب و قتلعام، تنها به گسترش آتش قیام میانجامد.
در این چارچوب، فرزندان رشید ایران ۱۵ اقدام آتشین و انقلابی را در نقاط مختلف کشور به اجرا گذاشتند. در تهران و رودهن، سه انفجار پیدرپی، دستگاه قضاییه جلادان را هدف قرار داد و پیام روشنی از نفی کامل ماشین اعدام و جنایت ارسال کرد. همزمان، در رفسنجان، پایگاه بسیج سپاه پاسداران با عملیات انفجاری مورد حمله قرار گرفت. در تهران، بیلبورد هفته بسیج که بر روی پل نصب شده بود، با پرتاب کوکتل مولوتوف به آتش کشیده شد؛ اقدامی که نماد تبلیغاتی سرکوب را به خاکستر بدل کرد.
در کرمانشاه، پایگاه بسیج ضددانشآموزی هدف کوکتل قرار گرفت و در مشهد، یک پایگاه دیگر بسیج سپاه پاسداران به آتش کشیده شد. در اسلامشهر تهران نیز پایگاه بسیج سپاه پاسداران با اقدام آتشین کانونهای شورشی مواجه شد. در زابل، راهنمای پایگاه بسیج سپاه پاسداران طعمه حریق گردید و در مشهد، بنر خامنهای ضحاک به آتش کشیده شد تا خشم انقلابی مردم علیه رأس استبداد دینی بهروشنی به نمایش درآید.
کانونهای شورشی جلودار مردم برای قیام
در ورامین، ورودی خلیفآباد که با تصاویر خمینی ملعون و خامنهای ضحاک آلوده شده بود، به آتش کشیده شد و در زاهدان، بنر بسیج با تصاویر خمینی و خامنهای سوزانده شد. در انزلی، بنر رئیسی جلاد هدف اقدام آتشین قرار گرفت و در اردبیل، بنر جلاد سلیمانی به آتش کشیده شد. همچنین در گرگان، بنر بسیج سپاه پاسداران از میان برداشته شد. در ادامه این سلسله اقدامات، در ورامین راهنمای ستاد خبرچینی اطلاعات سپاه به آتش کشیده شد و در خرمآباد نیز راهنمای ستاد جاسوسی وزارت اطلاعات طعمه حریق گردید.
این ۱۵ پاسخ آتشین، در مجموع تصویری روشن از پیوند آتش و قیام ارائه داد؛ پیوندی که نشان میدهد هر اعدام و هر جنایت، نه پایان اعتراض، بلکه جرقهای تازه برای گسترش مقاومت سازمانیافته است.
مجموعه این اقدامات آتشین کانونهای شورشی در روز پایانی آذر ۱۴۰۴ نشان داد که سیاست اعدام و سرکوب رژیم نهتنها نتوانسته قیام را مهار کند، بلکه با هر جنایت، دامنه پاسخهای انقلابی را گستردهتر کرده است. هدف قرار دادن مراکز سرکوب، نمادهای تبلیغاتی و ارگانهای جاسوسی، بیانگر عزم جدی مقاومت برای درهم شکستن ماشین وحشت و تبدیل خشم عمومی به نیروی سازمانیافته برای سرنگونی است.







