آملی لاریجانی به این ترتیب نشان میدهد که کدام دستها در پشت تهیه گزارش انبیسی علیه مجاهدین قرار داشتهاند. او به روشنی تایید میکند که هدف از کارزار بینالمللی مجاهدین «به زانو درآوردن» نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه است. او هرچند به مجاهدین دشنام میدهد اما نمیتواند ابعاد کارزاری که آنها برای «به زانو درآوردن» نظام به پیش میبرند را انکار کند. این ابعاد گسترده بیش از هرچیز نشان میدهد که به واقع مجاهدین تنها آلترناتیو برای گذار از نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه هستند.
شرط دوام آوردن
نظامهای سیاسی خودکامه میتوانند دوام بیاورند به شرط آنکه با مشت آهنین به سرکوب همگان بپردازند.
نظامهای سیاسی خودکامه میتوانند دوام بیاورند به شرط آنکه در تبلیغات خود هر نوع مخالفت را با برچسبی به زیر سئوال ببردند.
نظامهای سیاسی خودکامه میتوانند دوام بیاورند به شرط آنکه از حمایت بینالمللی مکفی برخوردار باشند.
نظامهای سیاسی خودکامه میتوانند دوام بیاورند به شرط آنکه به همه اثبات کنند دارای آلترناتیو و جایگزینی نیستند و خلاء ناشی از فقدان آنها برای همگان بسیار دردناکتر از وجود و حضور دردناکشان است.
برای عبور از نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه در ایران، ضرورت وجود یک آلترناتیو که دوران گذار از سلطنت ولایت مطلقه فقیه به یک جمهوری سکولار مبتنی بر رأی مردم را هدایت و رهبری میکند ضروریست.
تمام شواهد در مختصات سیاسی ایران نشان میدهند که تنها نیرویی که از امکان هدایت و رهبری دوران گذار از سلطنت ولایت مطلقه فقیه به یک جمهوری برخوردار است سازمان مجاهدین خلق میباشد.
داشتههای مجاهدین
مجاهدین چه در قالب آلترناتیو شورای ملی مقاومت و برنامههای تدون شدهی آن و چه در گزینهی پیشنهاد شده توسط آنها در آبان سال ۸۱ تحت عنوان جبهه همبستگی ملی، نقش کانونی و محوری دارند؛ زیرا آنها دارای کادرهای حرفهای هستند؛ یعنی افرادی که به طور تمام وقت و برای همه عمر خود را وقف مبارزه علیه سلطنت ولایت مطلقه فقیه کردهاند. در عرصهی سراسری ایران مشابه این وضعیت وجود ندارد؛ یعنی جمعی که به طور متشکل به طور حرفهای به مبارزه با دشمن بپردازند.
مجاهدین از یک سازمان برخوردار هستند که به آنها امکان تاب آوری در برابر شرایط پیچیده و راه باز کردن به سمت جلو را میدهد. تاریخچهی ۵۳ ساله مجاهدین تماما در زندان، سرکوب، شکنجه، اعدام، تبعید و هر دشواری دیگری که بتوان تصور کرد گذشته است؛ با این وجود آنها امروز نسبت به ۵۳ سال پیش هزاران بار بزرگتر و قدرتمندتر هستند.
مجاهدین از ارتباطات گستردهی بینالمللی برخوردار میباشند. کمتر پارلمان شناختهشدهای در غرب وجود دارد که شاهد حضور آنها نبوده باشد. آنها دارای بالاترین ارتباطات در سطح نخبگان سیاسی کشورهای بزرگ هستند؛ امری که در میان سازمانهای اپوزیسیون در ایران معاصر بینظیر و در مقایسه با سازمانهای مشابه در سایر کشورها کم نظیر محسوب میشود. همین سطح از ارتباطات به مجاهدین این امکان را داده است که در تعیین سیاستهای جهانی در رابطه با ایران دارای توان تأثیر گذاری باشند.
مجاهدین بالاترین سطح دسترسی به منابع و اطلاعات در درون نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه را دارند. به میزان زیادی افشای پروژههای ساخت بمب اتمی، موشکهای بالستیک، دخالت در کشورها منطقه و نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران، در انحصار مجاهدین است یا توسط آنها آغاز شده است. در مرداد سال ۸۱ مجاهدین در حالی سایتهای اتمی نطنز و اراک را افشا کردند که حتی بزرگترین سازمانهای اطلاعاتی مربوط به قدرتهای بزرگ از آنها بیخبر بودند. در پاییز سال ۸۲ در حالی مجاهدین از اشغال پنهان عراق توسط نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه سخن گفتند که همگان عراق را تنها در اشغال آمریکا میدیدند.
مجاهدین نشان دادهاند میتوانند کارها را جمعی به پیش ببرند. آنها موفق شدهاند یک جمع بزرگ از کادرهای خود را در طول ۵۳ سال در میدان مهیبترین شرایط، منسجم، همزبان و همراه نگهدارند. در حالی که کادرهای آنها از سراسر ایران، با فرهنگهای مختلف، سطوح تحصیلاتی متنوع، سنین مختلف میباشند. آنها همچنین موفق شدهاند که دیرپاترین ائتلاف سیاسی در تاریخ معاصر ایران یعنی شورای ملی مقاومت ایران را در ۳۷ سال گذشته منسجم و متحد نگهدارند در حالی که حاضران در این شورا از طیفهای گوناگون عقیدتی و سیاسی میباشند. همین سرمایه نشان میدهد که مجاهدین میتوانند در ابعاد بزرگتر در یک کار جمعی وحدت آفرین دوران گذار از سلطنت ولایت مطلقه فقیه به یک جمهوری سکولار و مبتنی بر آرای مردم را هدایت و رهبری کنند.
کهکشان ۹۷
در کنار فعالیتهای گستردهی مجاهدین در داخل کشور که بیش از هرکس سران سلطنت ولایت مطلقه فقیه به آن اذعان دارند. مجاهدین دارای یک گردهمایی بزرگ سالیانه در پاریس هستند.
این گردهمایی که به طور معمول ۱۰۰ هزار نفر در آن حاضر میشوند دارای این پیام سیاسیست که آلترناتیو برای گذار از سلطنت ولایت مطلقه فقیه در صحنه حاضر و آماده است. پیام سیاسی این گردهمایی آن است که همهی جنبشها و اعتراضات در داخل کشور و همهی کوششها در خارج کشور در این نقطه گره میخورند.
دقیقا به همین خاطر است که نظام بیش از هرچیز درباره این گردهمایی نگران است. این گردهمایی، هرساله به طور معمول در تیرماه برگزار میشود، اما کارزار سیاسی نظام علیه آن دستکم از ابتدای بهار آغاز میشود.
امسال به واسطه شکست خوردن نسبی سیاست مماشات با نظام در عرصهی بینالمللی و گسترش قیامها در داخل، شرایط برای نظام به کلی متفاوت شده است. در ۱۸ اردیبهشت بود که رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد از توافق برجام خارج خواهد شد [بهعنوان نمونه: نیویورک تایمز: دیپلماتهای اروپایی انتظار خروج ترامپ از برجام را دارند] زیرا به این نتیجه رسیده است که این توافق تنها منجر به افزایش تهدید رژیم ایران شده است. در ۳۱ اردیبهشت نیز وزیر خارجه آمریکا هنگام اعلام استراتژی جدید آمریکا علیه نظام خواستار رعایت ۱۲ ماده از طرف این نظام شد؛ [۱۲ شرط وزیر خارجه آمریکا برای نظام ایران – تغییر سیاست؛ تغییر دوران] آنچه به گفتهی پومپئو منجر به تغییر رفتار نظام ایران خواهد شد. هرچند خامنهای پیشتر اعلام کرده بود که تغییر رفتار نظام سلطنت مطلقهی فقیه همان تغییر و براندازی آن است.
انبیسی و آملی لاریجانی
در چنین متنیست که مدافعان سیاست مماشات با نظام ایران در یک همکاری آشکار با نهادهای امنیتی نظام به تهیه گزارشی علیه مجاهدین دست میزنند. این گزارش توسط شبکه انبیسی تهیه میشود؛ آنچنان که در خبرگزاری فارس متعلق به سپاه در ۵ [فارس ۵ خرداد ۹۷]و ۷ خرداد ۹۷ [فارس ۷ خرداد ۹۷]منعکس شده است این گزارش تاکید دارد که بالاترین مشاوران ترامپ، رئیس جمهور آمریکا از طرف مجاهدین تامین مالی شدهاند. این گزارش ضمن پیچیده توصیف کردن محل درآمدهای مجاهدین با استناد به منابع نظام ایران استناد میکند که آنها توسط عربستان تامین مالی میشوند. در این گزارش همچنین تلاش میشود تا تصویر تیره و تاری از مجاهدین ارائه شود.
پیشتر هنگامی که جان بولتون در موضع مشاور امنیت ملی آمریکا قرار گرفت تقریبا تمام مقامهای نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه او را حقوق بگیر مجاهدین توصیف کردند. [بهعنوان نمونه: شرمساری علی شمخانی از انتصاب جان بولتون؛ پشتیبان مجاهدین خلق] اکنون همین موضعگیری نظام بهعنوان گزارش انبیسی منتشر میشود.
اما برای درک بهتر یکپارچگی کمپین نظام ایران علیه آلترناتیوش خوب است که به اظهارات آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه توجهی شود. پیشتر در تابستان سال ۹۶ خامنهای او را موظف کرد که در موضوعات گوناگون سیاسی موضعگیری کند [استقلال! قوه قضاییه در ولایت فقیه] و اکنون او هم به وظیفهاش عمل میکند.
آملی لاریجانی در ۷ خرداد با اشاره به خروج آمریکا از برجام و اعلام ۱۲ ماده توسط وزیر خارجه این کشور آنرا محصول کار مجاهدین در عرصه بینالمللی دانست و نتیجه گرفت که مقامات آمریکا بر اثر «تخیلات و توهمات گروههای تروریستی در این مسیر اشتباه افتادهاند.» او در ادامه افزود: «مشاوران دولت آمریکا امروز متصل به بدنامترین و خبیثترین تروریستهای دنیا هستند و منافقین با امیدوارکردن هیئت حاکمه آمریکا به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، نشانی اشتباه به دولت ایالات متحده میدهند.»
آملی لاریجانی سپس بدون اسم بردن از شبکه انبیسی به محتوای گزارش آن استناد کرده و میگوید: «اخیراً نیز حسب برخی گزارشها اعلام شد که برخی افراد در دولت آمریکا و وکلای آنها از منافقین رشوههای کلان دریافت کردهاند. چنین هیئت حاکمه فاسدی میخواهد تمام توانش را برای به زانو درآوردن» نظام «به کار بگیرد.» [میزان ۷ خرداد ۹۷]
آملی لاریجانی به این ترتیب نشان میدهد که کدام دستها در پشت تهیه گزارش انبیسی علیه مجاهدین قرار داشتهاند. او به روشنی تایید میکند که هدف از کارزار بینالمللی مجاهدین «به زانو درآوردن» نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه است. او هرچند به مجاهدین دشنام میدهد اما نمیتواند ابعاد کارزاری که آنها برای «به زانو درآوردن» نظام به پیش میبرند را انکار کند. این ابعاد گسترده بیش از هرچیز نشان میدهد که به واقع مجاهدین تنها آلترناتیو برای گذار از نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه هستند.







