رسانه حکومتی دنیای اقتصاد زندگی کودکان فقیر در حاکمیت ولایت فقیه را مورد بررسی قرار داده است. گزارش رسانه دنیای اقتصاد حاکی از سوختن گلزار آینده کودکان ایران هست. آنان که هم اکنون درحاکمیت ولایت فقیه آتش فقر دامنگیر زندگیشان شده است.
آمارهای شرم آور از معیشت مردم ایران
روزنامه دنیای اقتصاد حکومت ولایت فقیه آمار تکان دهندهای از شرایط فقر در ایران را گزارش میدهد. این روزنامه مینویسد: «براساس آخرین برآوردها نرخ فقر در سال ۱۴۰۱حدود ۳۰درصد بوده است. این گزاره به این معنی است که بیش از ۲۵میلیون نفر از جمعیت کشور درآمد کافی برای تامین حداقل غذا و سایر هزینههای زندگی خود نداشتهاند.
در بعد تغذیه وضعیت وخیمتر است و حدود ۶۰درصد از خانوارهای کشور حداقل سبد خوراکی ۲۱۰۰کیلوکالری را که مبنای فقر غذایی مورد تایید بانک جهانی است تامین نمیکنند».
کودکان در معرض بدترین آسیبها در حکومت ولایت فقیه
برای درک شرایط زندگی کودکان باید سری به نحوه زندگی خانوارها زد. با مشاهده زندگی خانوارها و وضعیت معیشتی آنها بهتر میتوان شرایط دردناک کودکان را دید. آمارها بیانگر بحرانی است که دامنگیر خانوارها میباشد. بخشی از این آمارها توسط روزنامه حکومتی دنیای اقتصاد مورد بررسی قرار گرفته است.
۶۰درصد از خانوارهای کشور سبد خوراکییشان مطابق استانداردهای بانک جهانی نیست. در این ۶۰درصد تعداد کودکان در سنین مختلف عبارتند از: «۱۴میلیون کودک زیر ۱۸سال، ۹میلیون کودک زیر ۱۲سال و ۳.۵میلیون کودک زیر ۶سال ».
بنا به گزارش دنیای اقتصاد سرانه کشور طی دهه اخیر بیش از ۳۴درصد کاهش یافته است. البته این آمار که از منابع حکومتی گزارش میشود دقیق نیست و آمارها عدد بیشتری را نشان میدهند. این رسانه هم به این موضوع اعتراف میکند و مینویسد: «مصرف اقلام مختلف کالاهای اساسی حتی بیش از آن [درصد]کاهش را نشان میدهد».
یکی از دلایل، افزایش هزینههای مسکن است. رسانه حکومتی دنیای اقتصاد در این رابطه مینویسد: «مسکن از نظر خانوارها ضروریتر از کالاهای اساسی خوراکی تلقی میشود و سهم آن از سبد هزینه خانوارهای مستاجر از ۲۷درصد در سال ۱۳۸۱به ۳۳درصد در سال ۱۳۹۱و سپس به ۳۷درصد در سال ۱۴۰۱افزایش یافته است».
طی سالهای اخیر خانوارها به دلیل کاهش درآمد مجبور هستند به منظور حفظ سرپناه از هزینههای ضروری خوراکی خود بکاهند. به گزارش دنیای اقتصاد «در چنین شرایطی کودکان بیشترین آسیبپذیری را دارند و خطر سوءتغذیه، این گروه جمعیتی را در معرض آسیبهای کوتاهمدت و بلندمدت قرار میدهد»
آسیب پذیری کودکان در حکومت ولایت فقیه
افت درآمد خانوارها تاثیر منفی روی زندگی کودکان گذاشته است. درحال حاضر افت تحصیلی دانشآموزان، کاهش سهم قبولی دانشآموزان عضو خانوارهای کمدرآمد، افزایش آمار بازماندگی از تحصیل و افزایش ملموس تعداد کودکان کار، در حال حاضر هم یک بحران و یک معضل را در مورد کودکان برجسته کرده است.
رسانه حکومتی دنیای اقتصاد در این رابطه مینویسد: «آمارها نشان میدهد که دستکم ۴۵۰هزار کودک بازمانده از تحصیل وجود دارد. بهاستثنای کودکانی که از مشکلات جسمی و روانی رنج میبرند، ۵۰درصد سایر کودکان بازمانده به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به دلایل اقتصادی از تحصیل بازماندهاند.
همچنین بررسیها نشان میدهد که حدود ۱.۵میلیون نفر از کودکان کشور در معرض بازماندگی از تحصیل هستند و از میان قبولشدگان دانشگاه زیر رتبه ۳هزار کنکور سراسری دانشگاه، فقط ۱۲درصد در مدارس دولتی تحصیل کردهاند».
در همین زمینه
کودکان کار در حال تسخیر همه جمعیت کودکان
آیا برون رفتی برای کودکان از این وضعیت دردناک وجوددارد؟
شواهد نگران کننده است. به دلیل گستردگی فقر و وضعیت تغذیه کودکان نه تنها برون رفتی متصور نیست بلکه شرایط بدتر هم میشود. آنچه که دراین میان مهم است اینکه حکمرانان بیخاصیت توجهی به شرایط کودکان ندارند. هیچ چشم انداری هم وجود ندارد که حاکمیت خامنهای در سیاستهای خود بازنگری کند. دلیل اصلی هم بحرانهای اقتصادی مرگباری است که دامنگیر حکومت خامنهای شده است.
بخش زیادی از بودجه کشور صرف هزینههای بیهوده از جمله خرج نیروهای نیابتی خامنهای در منطقه میشود. حکومت خامنهای قبل از آنکه منارنیروهای نیابتی را بسازد به فکر چاه هزینههای آن نبود. آنان بخش وسیعی از بودجه کشور را خرج تشکیل نیروهای نیابتی کردند و حالا از یک طرف به وجود آنها برای پیشبرد سیاستهای ویرانگر منطقهای نیازمند هستند و از طرفی دیگر شرایط اقتصادی داخل کشور هر روز فلاکت بارتر میشود.
گرداب بحرانها و ناتوانی خامنهای در تخفیف فقر در جامعه
حکومت خامنهای به دلیل همین بحرانها توان تخفیف فقر را ندارد در نتیجه جمعیت فقیر کشور در حال افزایش است.
در حال حاضر بدترین شرایط را کودکان دارند. کودکان ایرانی که اگر شرایط مناسب برای آنها فراهم نشود سرنوشت و آیندهشان در معرض تهدید جدی قرار میگیرد. درحال حاضر حکومت خامنهای به وضعیت کودکان اهمیتی نمیدهد و سیاست بیتفاوتی را در پیش گرفته است.
دلیل این امر را میتوان در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳مشاهده کرد دراین رابطه رسانه حکومتی دنیای اقتصاد مینویسد: «لایحه بودجه سال ۱۴۰۳که در فرمت و سازوکار متفاوتی نسبت به لوایح بودجه سالهای پیش ارائه شده و به طور خاص در خصوص برنامههای فقرزدایی و یارانهها تقریبا ساکت است».
با این حساب کودکان ایران باید در انتظار سختیهای فراوانی باشند. کودکانی که میتوانند آینده و سرنوشت کشور را رقم بزنند هم اکنون در چاه فقر به سختی نفس میکشند. روزی سرنوشت کودکان از این فاجعه تغییر خواهد کرد که حکومت ستمگر ولایت فقیه سایه مرگ خود را از این میهن محو کند. البته با درخشش و شعلههای قیام برای آزادی این حقیقت طلوع خواهد کرد.







