کابوس آقازادهها از دست رفتن شبکههای مافیایی قدرت و ثروث است که از جمله بر صنعت خودروسازی کشور تسلط پیدا کرده است. مافیایی که با ارز دولتی خودرو وارد میکند و در مقابل کارگر ایرانی بیکار میشود.
کاوه محمدیان
صنعت خودروسازی و ساخت قطعه از دیر باز جز صنایع مادر محسوب میشده و توان ایجاد اشتغال و بکارگیری بیش از یکصد هزار کارگر بطور مستقیم را داشته و همچنین توان تولید مرغوب و رقابت در برابر کشورهای همسایه را هم دارد. بطور کلی و با یک نظر اجمالی بر این صنعت در کشورهای مختلف که برای ایجاد شغل در این صنعت ساختارهای اقتصادی را اصلاح میکنند و برای مثال بر واردات، تعرفههای بالا وضع میکنند تا به جای شکستن کمر کارگران کمر واردکنندگان را بشکنند؛ درحالیکه الان در ایران شرکتها و یا وزارتخانهها خود راسا اقدام به واردات خودرو میکنند و این شرکتها بیش از ۱۰۰ میلیون یورو ارز با نرخ دولتی ۴ هزار و ۲۰۰ تومان دریافت کرده و حمایت دو قوه دولت و مجلس را هم بهمراه دارند.
اخیراً ایلنا با درج گزارشی از مصاحبه با رئیس اتحادیه کارگران صنعت خودروسازان خواسته که دلائل ورشکستگی این صنعت را بیان کند.
آنچنان که از این گزارش بر میآید: عزمی واقعی برای حل این مشکل نیست زیرا که قوانین ضد کارگری و رشد غیر متعارف آقازادهها و شبکههای مافیائی در درون نظام مانع از رشد صنعت خودروسازی ایران و استفاده از تخصص کارگر ایرانی شده است.
حمایت از کارگر ایرانی برای ساخت قطعه که البته به گفته رئیس اتحادیه کارگران براحتی توان ساخت آنرا دارند کار پیچیده و مشکلی به نظر نمیآید.
سوالات زیادی در این زمینه ایجاد میشود که چه دستهایی در پشت این مافیا قرار دارد که با ارز دولتی ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی مبادرت به واردکردن خودرو میکند در حالیکه به گفته رئیس اتحادیه تا پایان سال جاری هم ماشین وارد کردهاند و کشور نیازی به واردات این حجم از خودرو را ندارد. یک نمونه از این شبکه مافیایی در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکیست که با دریافت ۱۸ میلیون و ۵۳۴ هزار یورو، بیشترین حجم از واردات خودرو را به خود اختصاص داده است.
در بررسی علل این مشکل میتوان به ایلغاری مغول گونه در پهنه صنعت خودروسازی پی برد. روند حاکم بر این صنعت نه برای رسیدن به خودکفایی یا حمایت از تولیدات داخلی بلکه برای پر کردن جیب آقازادهها و مافیای قدرتی که به این صنعت نفوذ کردهاند، میباشد. نتیجه این وضعیت برای کارگر ایرانی شاغل در این پهنه، بیکاری و یا طرحهای صد من یک غاز پشت پرده و مرموز از قبیل تعدیل کارگران یا با تعطیلی دو روز در هفته میباشد. تا شاید بتوانند اینطور وانمود کنند که در حال تلاش برای حل این معضل هستند اما به واقع صاحبان قدرت بیشتر بدنبال انباشت جیب خود و آقازادهها برای روز مبادا هستند.
دراین رابطه اصل قضیه را رئیس اتحادیه کارگران صنعت خودروسازی به این صورت نتیجه گیری میکند:
«القای ناتوانیِ کارگرِ ایرانی نهایت هنر این رانتجویان است. آنها برای امرار معاش چارهای جز روی آوردن به مفتخوارگی ندارند؛ در واقع آنها از ناحیه بیکاری کارگران و خالی مانده سفرههای آنان به آقازادههای خود، نان و کباب میدهند.» آنها در ایران کار میکنند ولی درخارج ایران زندگی میکنند. [ایلنا ۲۸ تیر]
در همین زمینه:
صنایع خودروسازی، تحریمها و از دست رفتن یک بازار برای صاحبانش
سیاستهای کلی اصل ۴۴؛ خصوصی سازی به سبک خامنهای
مشخصات یک نظام فاسد و اهداف آن؛ چرا در نظام ولایت فقیه نمیتوان خصوصیسازی کرد؟
کارفرماهای واقعی در ایران چه کسانی هستند؟؛ طبقهی کارگر در چنگال…







