سرانه درآمد ملی و دستهای تاراجگر
طبق گزارش مرکز آمار، در سال ۱۴۰۲ ایران بهوضوح بیشتر از گذشته به یک کشور فقیر تبدیل شده است. سرانه درآمد ملی در این سال نسبت به سال ۱۳۹۰ به میزان ۲۰درصد کاهش یافته و به حدود ۸۸میلیون و ۴۰۰هزار تومان رسیده است. این کاهش قابل توجه در سرانه درآمد ملی آشکارا تحت تأثیر تحریمها و کاهش فروش نفت قرار دارد. تا سال ۱۳۹۶، با افزایش فشار تحریمها، سرانه درآمد ملی ایران با روندی نزولی روبهرو شد. با اجرای برجام و بازگشت نسبی به بازار جهانی نفت، این شاخص اندکی بهبود یافت، اما با بازگشت تحریمها در سال ۱۳۹۶، دوباره روند نزولی ادامه یافت تا در سال ۱۴۰۲ به سطحی پایینتر از سال ۱۳۹۰ رسید.
اثر تحریمها و افزایش جمعیت بر سرانه درآمد ملی
سرانه درآمد ملی که از تقسیم مجموع درآمد ملی بر جمعیت بهدست میآید، در حقیقت نمایانگر سطح رفاه اقتصادی است. طبق گزارش مرکز آمار، این شاخص از ۱۱۰میلیون تومان در سال ۱۳۹۰ به ۸۸.۴میلیون تومان در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است. یکی از دلایل این کاهش، علاوه بر تحریمها، افزایش جمعیت کشور است. طبق سرشماری سال ۱۳۹۰، جمعیت ایران حدود ۷۵میلیون نفر بود، اما در سیزده سال اخیر، بیش از ۱۰میلیون نفر به جمعیت کشور افزوده شده است که بدون تغییر در درآمدها، فشار زیادی به سرانه درآمد وارد کرده است.
با توجه به نرخهای مختلف ارز در ایران، مقایسه سرانه درآمد ملی ایران با سایر کشورها از چالشهایی برخوردار است. در حالی که وبسایت «گلوبال فاینانس» سرانه درآمد ملی ایران را ۲۰هزار دلار با احتساب دلار ۴۲۰۰تومانی گزارش کرده است، بر اساس نرخ واقعی دلار در ایران، این شاخص حدود ۲۳۲۶دلار برآورد میشود. مقایسه این رقم با درآمد سرانه کشورهای همسایه ایران نشان میدهد که اکثر این کشورها درآمد سرانه بالاتری نسبت به ایران دارند. برای مثال، سرانه درآمد عراق حدود ۶هزار دلار، عمان ۲۱هزار دلار، عربستان ۳۲هزار دلار، امارات ۵۱هزار دلار و قطر ۸۲هزار دلار است. این در حالی است که فاصله ایران با کشورهای منطقه در ابتدای دهه ۱۳۹۰ بسیار کمتر از امروز بود.
کاهش درآمد و افزایش هزینهها
در کنار کاهش درآمد، هزینههای زندگی در ایران بهویژه در تهران و برخی استانها افزایش چشمگیری داشته است. طبق گزارشهای مرکز آمار، متوسط هزینه سالانه زندگی در تهران به ۳۳۰میلیون تومان در سال ۱۴۰۲ رسیده است. در برخی استانها مانند اردبیل، هزینههای زندگی حتی دو برابر افزایش یافته است. این در حالی است که دستمزدها بهطور چشمگیری از تورم عقب ماندهاند و قدرت خرید خانوارها بهشدت کاهش یافته است.
در همین زمینه
صندوقهای بازنشستگی چرا به یکی از ابرچالشهای اقتصادی تبدیل شده است؟
افول اقتصادی ایران پس از سال ۱۳۹۷
بر اساس گفتههای احمد میدری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، پس از شروع موج دوم تحریمها و تورم شدید از سال ۱۳۹۷، فقر در ایران بهطور چشمگیری افزایش یافته است. دادههای سرانه درآمد نیز این روند نزولی را تأیید میکنند، بهطوری که از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲، سرانه درآمد هیچ رشد قابلتوجهی نداشته است. در این دوره، عواملی مانند پاندمی کرونا و جنگ روسیه و اوکراین، که تورم جهانی مواد غذایی را افزایش داد، فشار بیشتری به اقتصاد ایران وارد کرد و منجر به کاهش بیشتر قدرت خرید ایرانیان شد.
نوسانات فروش نفت و تأثیر آن بر اقتصاد ایران
یکی از عواملی که بر نوسانات سرانه درآمد ملی ایران تأثیر گذاشته، میزان فروش نفت کشور است. با توجه به تحریمها، فروش نفت ایران در بسیاری از سالها کاهش یافت و در برخی سالها به پایینترین سطح خود رسید. در سه ماهه اول سال ۲۰۲۴، فروش نفت ایران افزایش چشمگیری داشته، اما در سیزده سال گذشته، میزان فروش نفت همچنان با فراز و نشیبهای زیادی همراه بوده است. کاهش قیمت نفت در سالهای گذشته و کاهش صادرات نفت ایران در پی تحریمها و بحرانهای جهانی، از جمله عواملی هستند که به تشدید بحران اقتصادی کشور کمک کردهاند.
به این ترتیب سرانه درآمد ملی طی سالهای اخیر بهصورت مستمر کاهش یافته است. این به معنای فقر بیشتر مردم ایران و انباشته شدن سرمایه در دست اقلیت غارتگر حاکم است.







