بازماندگان از تحصیل؛ رقمی که پشت تصاویر شلوغ کلاسهای درس پنهان میماند
با آغاز سال تحصیلی جدید، تصاویر کلاسهای پر از دانشآموز و مراسم ثبتنام در سراسر کشور منتشر شد. اما پشت این تصویر پرشور، آمارها از واقعیتی متفاوت خبر میدهند. شمار قابل توجهی از کودکان همچنان از چرخهی تحصیل دور ماندهاند. دلایل و ابعاد ماجرا پیچیدهتر از یک عدد ساده است. در ادامه، این آمار و علل آن از زوایای گوناگون بررسی میشود.
تضاد میان تصویر رسمی آغاز سال تحصیلی و واقعیت میدانی
سال تحصیلی ۱۴۰۶-۱۴۰۵ از اول مهر با بازگشایی بیش از ۱۲۴ هزار مدرسه در سراسر کشور آغاز شد. بر اساس اعلام وزارت آموزش و پرورش، بیش از ۱۶ میلیون و ۵۰۰ هزار دانشآموز در کلاسهای درس حاضر شدند. حدود ۸۳ درصد این دانشآموزان در مدارس دولتی مشغول یادگیری هستند.
با این حال، هرساله در کنار این جشن آغازین، گزارشهای دیگری هم منتشر میشود. این گزارشها به وضعیت کودکانی میپردازند که نامشان در فهرست ثبتنامشدگان دیده نمیشود. برخی فعالان مدنی و انجمنهای صنفی معلمان بارها نسبت به این وضعیت هشدار دادهاند. در برخی استانها، مانند کردستان، این انتقادها بهطور مشخص و علنی مطرح شده است.
مسئولان آموزش و پرورش نیز معمولاً در کنار اعلام آمار ثبتنام، از تلاش برای شناسایی بازماندگان سخن میگویند. اما پرسش اصلی کارشناسان این است که صرف اعلام درصد ثبتنام کافی نیست. باید مشخص شود هر کودک غایب از مدرسه چه سرنوشتی داشته و چرا از حق آموزش محروم مانده است.
آمار رسمی بازماندگان از تحصیل در سال جاری
طبق آخرین اعلام وزارت آموزش و پرورش، در سال تحصیلی گذشته ۱۴۰ هزار و ۵۶۲ کودک بازمانده از تحصیل شناسایی شدند. حدود ۴۱ هزار نفر نیز از کشور خارج شده بودند. در همین حال، نزدیک به ۱۸ هزار نفر معلولیت شدید داشتند که امکان حضور در مدرسه را از آنان گرفته بود. با وجود این بازگشتها، بخش قابل توجهی از کودکان همچنان نیازمند پیگیری هستند.
بیشتر بخوانید
کتابخوانی ایران؛ در نتایج ارزیابی برنامه بینالمللی ارزیابی دانشآموزان جایی ندارد!
بر پایهی دادههای اعلامشده، ۵۵.۴۵ درصد بازماندگان پسر و ۴۴.۵۵ درصد دختر بودند. بیشترین شمار این کودکان مربوط به استانهای سیستان و بلوچستان، تهران، خراسان رضوی و خوزستان است. این توزیع جغرافیایی نشان میدهد نابرابری آموزشی در کشور، رنگ و بوی منطقهای هم دارد. استانهای کمبرخوردارتر، همچنان بیشترین سهم را در این آمار به خود اختصاص میدهند. کمبود زیرساخت حملونقل و فاصلهی زیاد تا مدرسه نیز در برخی مناطق روستایی مؤثر است.
در کنار این آمار، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش به رقم نگرانکنندهی دیگری هم اشاره کرد. بر اساس گزارش او، ۷۱۷ کودک فوتشده در آمار اولیهی بازماندگان از تحصیل ثبت شده بودند. این دانشآموزان دیگر هرگز به مدرسه بازنخواهند گشت. خانوادههای آنان نیز با فقدانی جبرانناپذیر روبهرو هستند.
دلایل بازماندن کودکان از تحصیل چیست؟
دلایل بازماندگی از تحصیل بسیار متنوع است و به یک عامل واحد محدود نمیشود. طبق آمار رسمی، بیماری صعبالعلاج یا مشکلات شدید روحی و روانی، دلیل بازماندن ۴ هزار و ۴۴۹ کودک بوده است. مسائل فرهنگی و ممانعت خانوادهها نیز شامل ۴ هزار و ۷۰۶ مورد شده است. این دو عامل در کنار هم، بخش قابل توجهی از بازماندگان را تشکیل میدهند و نشان از ریشههای چندلایهی این پدیده دارند.
فقر مالی خانواده هم یکی از دلایل اصلی بازماندن حداقل ۲ هزار و ۴۹۱ کودک از مدرسه اعلام شده است. بدسرپرستی یا بیسرپرستی نیز شامل ۲ هزار و ۷۰ کودک بوده است. ترس از مدرسه و وابستگی شدید به والدین در ۲ هزار و ۱۷۷ مورد ثبت شده است. کودکان استثنایی آموزشناپذیر نیز ۲ هزار و ۵۴۱ نفر از این آمار را تشکیل میدهند. بخشی از این کودکان به مشاغل سخت و پرخطر روی میآورند.
در میان دلایل دیگر، ازدواج کودکان در سن دبستان و اشتغال کودک به کار نیز دیده میشود. یادگیری در مدارس دینی و مراکز غیرمجاز نیز بخشی از این آمار است. کارشناسان تأکید دارند بازماندگی از تحصیل فقط یک عدد آماری نیست. پشت هر کودک، یک پروندهی اجتماعی پیچیده قرار دارد که نیازمند بررسی جداگانه است.
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی دورماندن از آموزش
بازماندگی از تحصیل تنها یک مسئلهی آموزشی نیست، بلکه پیامدهای اقتصادی گستردهای هم دارد. کودکانی که از مدرسه دور میمانند، معمولاً زودتر وارد بازار کار غیررسمی میشوند. این روند، چرخهی فقر بیننسلی را در خانوادههای کمدرآمد تقویت میکند. کارشناسان اقتصادی این پیوند میان محرومیت آموزشی و فقر پایدار را بارها یادآور شدهاند. این وضعیت، شکاف جنسیتی در دسترسی به یادگیری را نیز تشدید میکند.
از سوی دیگر، دخترانی که به دلیل ازدواج زودهنگام از مدرسه بازمیمانند، با محدودیتهای بیشتری در آینده روبهرو میشوند. این محدودیتها شامل استقلال اقتصادی و مشارکت اجتماعی نیز میشود. کودکان دارای معلولیت یا بیماریهای صعبالعلاج نیز اغلب بدون حمایت کافی رها میشوند. نبود زیرساخت آموزشی متناسب با نیاز این گروهها، مشکل را عمیقتر میکند.
در بلندمدت، انباشت بازماندگان از تحصیل میتواند نیروی کار آیندهی کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد. سرمایهی انسانی پایینتر، رشد اقتصادی بلندمدت را با چالش روبهرو میسازد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران این موضوع را نه یک مسئلهی صرفاً آموزشی، بلکه یک چالش توسعهای میدانند.
با این حال، رقم ملی بازماندگان همچنان در سطح قابل توجهی باقی مانده است. تمرکز بیشترین آمار در استانهای محرومتر کشور، نشان از پیوند میان فقر اقتصادی و محرومیت آموزشی دارد. کارشناسان معتقدند صرف شناسایی کودکان بازمانده کافی نیست؛ پیگیری وضعیت هر کودک تا بازگشت پایدار به مدرسه اهمیت دارد. بدون بودجه و برنامهی پایدار، این طرحها اثر محدودی خواهند داشت. افزایش هزینههای زندگی هم فشار مضاعفی بر خانوادههای کمدرآمد برای نگهداشتن فرزندان در مدرسه وارد میکند.
منابع
- ۱. «آمار بازماندگان از تحصیل در گیلان به ۱۵۴۴ نفر کاهش یافت»، خبرگزاری مهر ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
- ۲. «آمار نگرانکننده بازماندگان از تحصیل؛ چه تعداد کودک از مدرسه جا ماندهاند؟»، اقتصاد۲۴ ۱ مهر ۱۴۰۵
- ۳. «۴۸ هزار بازمانده از تحصیل به مدرسه بازگشتند»، جوان آنلاین ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
- ۴. «آمار نگرانکننده تعداد کودکان بازمانده از تحصیل»، رویداد۲۴ ۱ مهر ۱۴۰۵
- ۵. «فقر، ازدواج و ممانعت خانواده؛ دلایل بازماندن هزاران کودک ایرانی از تحصیل»، ایرانوایر ۱ مهر ۱۴۰۵
- ۶. «سال تحصیلی جدید و کودکان بازمانده از تحصیل در کردستان»، ایرانوایر ۱ مهر ۱۴۰۵
- ۷. «اول مهر و بازگشت ۱۶. ۵ میلیون دانشآموز؛ مدارس سراسر کشور دوباره جان گرفتند»، جامجم آنلاین ۱ مهر ۱۴۰۵
- ۸. «۱۶ میلیون و ۷۰۰ هزار دانشآموز با نواخته شدن زنگ مهر به مدرسه رفتند»، ایمنا ۱ مهر ۱۴۰۵
- ۹. «آمار نگرانکننده از کودکان بازمانده از تحصیل»، شیعهنیوز ۱ مهر ۱۴۰۵







