وقتی خانواده برای نان، اجاره و درمان گرفتار است، کتاب به کالایی دستنیافتنی تبدیل میشود
بحران کتابخوانی در ایران تنها اقتصادی نیست، بلکه با وضعیت آموزش، آزادی فرهنگی و فرصت اجتماعی برای مطالعه نیز پیوند دارد. نتایج تازه ارزیابی برنامه بینالمللی ارزیابی دانشآموزان (PISA 2025) که از سوی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی منتشر شده، بار دیگر شکاف میان نظامهای آموزشی جهان را آشکار کرده است. این ارزیابی، برخلاف آنچه گاه در رسانهها عنوان میشود، رتبهبندی «کتابخوانترین کشورها» نیست؛ بلکه توانایی دانشآموزان ۱۵ساله در فهم، استفاده، ارزیابی و تفسیر متن را میسنجد. در این ارزیابی، سنگاپور و شماری از نظامهای آموزشی شرق آسیا در میان بالاترین عملکردها قرار گرفتهاند.
ایران؛ غیبت در جدول کتابخوانی، نشانه یک بحران عمیقتر
ایران در PISA 2025 حضور ندارد؛ اما همین غیبت نباید باعث شود مسئله سواد خواندن و فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در ایران نادیده گرفته شود. مسئله اساسی این است که کتابخوانی در ایران با مجموعهای از بحرانهای اقتصادی، آموزشی و فرهنگی روبهرو است؛ بحرانهایی که یکدیگر را تشدید میکنند.
از یک سو، افزایش قیمت کتاب و هزینههای تولید، دسترسی خانوارها را محدود کرده است. حتی رسانههای حکومتی نیز درباره تبدیل کتاب دانشگاهی به کالایی دور از دسترس و تأثیر کاهش قدرت خرید بر بازار نشر گزارش دادهاند.
بیشتر بخوانید
در جامعهای که بخش بزرگی از خانوارها با افزایش هزینههای ضروری زندگی دستوپنجه نرم میکنند، هزینه فرهنگی نخستین هزینهای است که حذف میشود. کتاب، برخلاف نان، دارو و اجارهخانه، برای خانوادهای که با کسری بودجه روبهروست، به یک «هزینه قابل حذف» تبدیل میشود.
این مسئله فقط به نخریدن کتاب محدود نمیشود. کاهش قدرت خرید، تیراژ را نیز تحت فشار قرار داده است. گزارشهای منتشرشده از بازار نشر ایران از افزایش قیمت کتاب و همزمان کاهش شمارگان، بهویژه در حوزه کودک و نوجوان، خبر میدهند.
کتابخوانی به پول و کتاب نیاز دارد، اما به زمان، امنیت ذهنی، آموزش باکیفیت و آزادی دسترسی به اطلاعات نیز نیازمند است. کارگری که برای تأمین هزینه زندگی مجبور به چند شیفت کار است، یا خانوادهای که تمام توانش صرف بقا میشود، فرصت محدودی برای مطالعه عمیق دارد. از سوی دیگر، اگر کودک و نوجوان به جای برخورداری از آموزش باکیفیت، درگیر فقر آموزشی، ترک تحصیل یا ورود زودهنگام به بازار کار شود، زنجیره شکلگیری یک جامعه کتابخوان از همان نقطه نخست آسیب میبیند و این پدیده را به روشنی میتوان در جامعه ایران دید.
کتابخوانی بدون آزادی فرهنگی شکل نمیگیرد
وجه دیگر بحران، فضای فرهنگی و رسانهای است. کتابخوانی زمانی به ابزار رشد اجتماعی تبدیل میشود که نویسنده، مترجم، روزنامهنگار، پژوهشگر و خواننده امکان دسترسی آزاد و متنوع به اندیشهها داشته باشند. محدودیت در انتشار و گردش آزاد آثار، سانسور و فشار بر حوزه فرهنگ، دامنه انتخاب مخاطب را محدود میکند.
از این منظر، بحران کتابخوانی در ایران را نمیتوان صرفاً به «بیعلاقگی مردم به کتاب» نسبت داد. بخشی از مسئله به ساختار اقتصادی و فرهنگی بازمیگردد که دسترسی به کتاب، فرصت مطالعه و گردش آزاد اندیشه را دشوار میکند.
PISA 2025 نشان میدهد که سواد خواندن فقط توانایی خواندن کلمات نیست؛ توانایی یافتن، ارزیابی، تفسیر و سنجش انتقادی اطلاعات است؛ مهارتی که در عصر اینترنت و هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. OECD همچنین از افت ۲۸امتیازی میانگین عملکرد خواندن در کشورهای عضو خود بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ خبر داده است.
بنابراین مسئله ایران فقط این نیست که چند کتاب در سال خریداری میشود. مسئله بزرگتر، فرسایش فرصت کتابخوانی و مطالعه و تفکر در جامعه است. وقتی فقر، فشار معیشتی، فرسایش آموزش و محدودیت فرهنگی همزمان عمل کنند، کتاب از زندگی روزمره حذف میشود؛ و این حذف، فقط حذف یک کالای فرهنگی نیست، بلکه کاهش یکی از مهمترین مسیرهای شکلگیری آگاهی، تفکر انتقادی و مشارکت اجتماعی است.
منابع
- ارزیابی نتایج کتابخوانی PISA 2025 سپتامبر ۲۰۲۶ «سازمان همکاری و توسعه اقتصادی»
- خبرگزاری حکومتی ایمنا ۳ مهرماه ۱۴۰۵ «کتابخوانترین کشورهای جهان…»







