وقتی فرمانده سرکوب، زبان فریب را با واژه علم میآراید
وقتی پاسدار وحیدی، جانشین فرمانده سپاه، از علم و دانش سخن میگوید، تناقضی آشکار شکل میگیرد. سخنانی که نه از پیشرفت، بلکه از وارونگی حقیقت پرده برمیدارد. این اظهارات در شرایطی بیان میشود که جامعه ایران زیر فشار فقر، سرکوب و بحرانهای فراگیر نفس میکشد.
پاسدار وحیدی در یک سخنرانی رسمی درتاریخ ۸ بهمن ماه ۱۴۰۴ که خبرگزاری حکومتی تسنیم بازتاب داده است، علی خامنهای را پرچمدار علم و دانش معرفی کرد. این ادعا در حالی مطرح شد که کارنامه سیاه حکومت ولایت فقیه، چیزی جز کشتار، اعدام و سرکوب سیستماتیک نشان نمیدهد. در این ساختار، علم نه برای رفاه مردم، بلکه برای بقای سرکوب تعریف شده است.
پاسدار وحیدی و تعریف حکومتی از علم
پاسدار وحیدی از علمی سخن میگوید که کارکرد آن بازدارندگی است. این واژه در ادبیات سپاه معنایی روشن دارد. بازدارندگی یعنی جلوگیری از سقوط. یعنی حفظ قدرت با زور. این همان علمی است که در خدمت تولید ابزار مرگ قرار میگیرد.
لیستگذاری سپاه پاسداران؛ چرا دیپلماسی خامنه ای هراسان است؟
پیشرفتهای ادعایی در برنامه موشکی و هستهای نیز در همین چارچوب معنا میشوند. این پروژهها نه برای توسعه کشور، بلکه برای تهدید، جنگافروزی و سرکوب داخلی استفاده شدهاند. پاسدار وحیدی این مسیر را افتخار مینامد، اما مردم ایران هزینه آن را با جان و نان خود پرداختهاند.
اقتصاد فروپاشیده، علم پوشالی
اگر حکومت خامنهای به علم واقعی دست یافته بود، امروز اقتصاد ایران در باتلاق فرو نمیرفت. سقوط آزاد ارزش ریال، نشانهای عینی از این شکست است. هماکنون هر دلار آمریکا به حدود ۱۵۰ هزار تومان رسیده است. این عدد، سند بیکفایتی ساختاری است.
پاسدار وحیدی از دانش میگوید، اما نتیجه این دانش، فقر فراگیر شده است. میلیونها نفر زیر خط فقر زندگی میکنند. بیکاری، بیمسکنی و گسترش حاشیهنشینی، چهره واقعی این پیشرفت ادعایی است. بحران آب و برق، جادههای مرگ و فروپاشی تولید داخلی نیز ادامه همین مسیر است.
پیشرفت واقعی؛ فساد و رانت
در یک نگاه واقعبینانه، تنها حوزهای که حکومت ولایت فقیه در آن پیشرفت کرده، فساد سیستماتیک است. رانت، غارت منابع عمومی و چپاول سازمانیافته، به یک علم تبدیل شده است. این دانش، حاصل چهار دهه حکومت پاسداران است و خامنه ای شاه دزد این علم و پیشرفت است.
پاسدار وحیدی در سخنان خود میگوید دشمنان با دانش جمهوری اسلامی مخالفند. او میگوید این دانش، هویت و بازدارندگی میآورد. این جمله بهروشنی نشان میدهد که منظور از دانش، ابزار سرکوب است. دانشی که لوله تفنگ و فرمان آتش را مشروع جلوه میدهد.
پاسدار وحیدی و روایتسازی از کشتار
در قیام دیماه ۱۴۰۴، این دانش مورد ادعا بهروشنی دیده شد. نیروهای سپاه و بسیج با فرمان مستقیم خامنه ای، مردم و جوانان را هدف گلوله قرار دادند. پس از آن، دستگاه تبلیغاتی حکومت تلاش کرد حقیقت را وارونه کند.
خامنهای و فرماندهانش، از جمله پاسدار وحیدی، تلاش کردند کشتار را به عوامل خارجی نسبت دهند. آنها گفتند تروریستها مردم را کشتهاند. این در حالی بود که معترضان، قاتلان را با چشمان خود میدیدند. مردم سپاه را میشناسند. این فریب، کارگر نیفتاد.
خامنهای؛ پرچمدار کدام علم؟
پاسدار وحیدی خامنهای را عالم و فقیه معرفی میکند و جامعه را مفتخر به رهبری او میداند. اما پاسخ مردم ایران سالها است داده شده است. شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنهای» جایگاه واقعی او را نشان میدهد.
خامنهای تلاش کرد با صدور بحران به منطقه، از جمله در غزه، فشار داخلی را کاهش دهد. این سیاست نهتنها موفق نشد، بلکه به شکست استراتژیک انجامید. قیام دیماه یکی از نتایج مستقیم این شکست بود.
سرکوب، پایان راه نیست
فرمان کشتار معترضان، ضربهای استراتژیک به پیکر حکومت بود. این مسیر، حکومت را به سمت فروپاشی سوق میدهد. تاریخ نشان داده است که هیچ دیکتاتوری با کشتار دوام نیاورده است. زندان، شکنجه و اعدام، تنها سقوط را تسریع میکند. پاسدار وحیدی هرچقدر از علم و دانش سخن بگوید، واقعیت تغییر نمیکند. حکومتی که در باتلاق خون مردم گرفتار شده، راه گریزی ندارد. مردمی که بهای آزادی را با خون خود پرداختهاند، این چرخه سرکوب را متوقف خواهند کرد و تردید خامنه ای و حکومتش را در جایگاه واقعی آن که زباله دان است خواهند انداخت.







