دکتر خلیل خانی
دانشگاه بدلیل پویاییاش همیشه خاری در چشم نظامهای تمامیتخواه ودیکتاتوری بوده و از دیرباز سنگر آگاهی دهی، آزادیخواهی و عدالت طلبی بوده است.
از بدو تاسیس دانشگاه در ایران، حکومتهای استعماری و استبدادی تحمّل این سنگر را نداشته و برای به سکوت کشیدن و تبدیل آن به یک مجموعه بی هویت و گسسته از اقیانوس جامعه، همیشه حمله و تهاجم گزمههای خود به دانشگاه را، یکی از روشهای معمول مقابله با جنبشهای اعتراضی دانشجویان آرایش دادهاند.
دانشجویان و دانشگاهیان آزاده میهنمان در تاریخ معاصر ایران، سابقه ایستادگی بسیار درخشانی در برابر دو دیکتاتوری «شاه و شیخ» داشتهاند و همواره در صف مقدم مبارزات آزادیخواهانه ملت ایران بودهاند.
دانشجویان دانشگاه تهران در رویارویی نهضت مقاومت ملت ایران برای ملی کردن صنعت نفت و نیز در قیام ۳۰ تیرماه ۱۳۳۱، به یاری دکتر مصدق دربرابرشاه برخاستند.
پس از آن نیز هنگامی که شاه دیکتاتور با کودتای ننگین ۲۸مرداد ۱۳۳۲ فضای سنگین سکون، ترس و وحشت را بر کشورمان حاکم کرده بود، باز هم این دانشجویان مبارز دانشگاه تهران بودند که در آذرماه همان سال، خروش کرده، اعتراض نمودند و با نثار سه شهید، روز ۱۶آذر را به «روز دانشجو» و کانون هراس سالیانه شاه قاتل تبدیل کردند.

نگاهی به پیشینه جنبش دانشجویی
چنانچه نظری اجمالی به صف شهدای دانشجو، اساتید انقلابی و جماعتی که در زندانهای شاه و شیخ شکنجه شدند بیندازیم، متوجه میشویم که به اعتبار وجود آنان، دانشگاههای ایران که کانون هراس دیکتاتوری شاه و ارتجاع آخوندی بودند، «سنگر آزادی» نام گرفتند. همچنین، بازهم به خاطر مقاومت شکوهمند آنان در برابر دیکتاتوری آخوندی است که دانشگاههای ما اینک کانون هراس ولایت فقیه و در رأس آن خامنهای جنایتکار هستند.
جنبش دانشجویی ایران تاریخ پرفراز و نشیبی را در مبارزه انقلابی پشت سر گذاشته است. بعداز ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، زمانی که رژیم کودتای محمدرضاشاهی، آخرین سنگرهای مقاومت را در هم کوبیده و به گمان خود کل جامعه ایران را به قبرستان سکوت تبدیل کرده بود، دانشجویان علیه دولت کودتا به مبارزه برخاستند و سه دانشجوی قهرمان بنامهای شریعت رضوی، قندچی و بزرگ نیا جان عزیزشان را فدیه مبارزه ضد استبدادی واستعماری نمودند.
در دهههای ۴۰ و ۵۰ جنبش دانشجویی به بستر شکل گیری جریانهای مجاهد و مبارز، که اساسا در مرزبندی با جریان واداده و رفرمیستی حزب توده بود ابراز وجود کردند و جانهای بسیار عزیزی را قربانی انقلاب و آزادی ایران کردند. اعضای بنیانگذار سازمان پرافتخار مجاهدین و سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در این زمره بودند. در این قطار فدا، علاوه بر بنیانگذاران شهید سازمان مجاهدین، سازمان فدائیان خلق و بسیار نامهای دیگر میتوان به امیرپرویز پویان، احمدزادهها، روشنفکر انقلابی شکراله پاک نژاد و رهبر انقلاب نوین مردم ایران برادر مسعود رجوی اشاره کرد که جملگی دانش آموختگان دانشگاههای ایران بودند.

نقش دانشگاه در انقلاب ضد سلطنتی
تاریخ مقاومت مردم ایران هرگز فراموش نمیکند که قشر آگاه و پیشتاز جامعه ما در دوران انقلاب ضد سلطنتی نیز دانشجویان و دانشگاهیان بودند و مهمترین نقش را در فعال کردن پتانسیل انقلابی جامعه و تسریع سرنگونی رژیم تاریخ گذشته سلطنتی داشتند.
انقلاب ضد فرهنگی خمینی
بعد از انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷، در بازتعریف صف بین انقلاب و ضد انقلاب، دانشجویان دانشگاهها به میدان نبرد با ارتجاع آخوندی ورود نمودند. واقعیت پتانسیل انقلابی جامعه و نقش عنصر پیشتاز در فعال کردن آن، روشن تر از آن بود که خمینی، دزد بزرگ انقلاب، آن را در نیابد و سرنگونی محتوم ولایت سفیانی خود را در آن نبیند. بدین ترتیب بود که دانشگاه و دانشجو، بازهم به کانون هراس او و پس ماندهاش خامنهای تبدیل شد. زمانی که خمینی ملعون، دزدبزرگ انقلاب ضد سلطنتی و ضد انقلاب ارتجاع آخوندی تحت نام «انقلاب ضدفرهنگی»، تیغ آخته خود را بر علیه «علم وآگاهی» از غلاف کشیده بود، با تصفیههای خونین دانشجویان واساتید انقلابی ودگراندیش، سنگر مقاومت دانشگاه را تسخیر نموده و به تعطیلی چندساله کشاند.
خمینی دجال از همان ابتدای حاکمیت ننگین خود، بنای دشمنی با دانشگاه و دانشجو را گذاشت. او بدلیل بینش عقب مانده و محتوای ارتجاعی آن نمیتوانست دانشگاهها را تحمّل کند. پیوند بین دانشجویان و دانشگاهیان با نیروهای پیشتاز جامعه، اندیشه ارتجاعی و عملکرد قرون وسطایی خمینی ضدبشررا زیر سؤال برده بود و هر روز بیشتر از روز پیش ماهیت ایدههای مادون تاریخی او افشا میشد.
اینها دلایل کودتای ضد فرهنگی و ضد انقلابی خمینی بود که در اوج دجّالیت آن را «انقلاب فرهنگی» نامید. تمام دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی را تعطیل کرد و در دوران سیاهی که نزدیک به سه سال طول کشید، دانشجویان و دانشگاهیان مجاهد، مبارز و آزاده ایران را آماج سنگینترین تصفیههای خونین قرارداد. از سوی دیگر نیز پذیرش و آموزش در دانشگاهها را با رذیلانهترین شیوهها زیر کنترل نظام ارتجاعی آخوندی قرارداد.
به این ترتیب رژیم ولایت فقیه تسلط خود را به مرور زمان در خلال چهار دهه حاکمیت ننگیناش بر روی دانشگاه گستراند و با لشگر انبوهی از مزدوران و جیره خواران ولاییاش، دشمنی با دانشگاه و دانشجویان را ادامه داده است که شرح مفصل آن نیازمند کتابهاست.
روز ۵ مهرماه ۱۳۶۰ دانشجویان آزاده، همگام وهمراه با دانش آموزان دلاور میهنمان در شرایط اختناق سیاه دیکتاتوری وسکوت قبرستانی آخوندی، خیابانهای تهران را به صحنه نبرد و جانفشانی برای آزادی تبدیل کرده و شعار «مرگ برخمینی» را نهادینه کردند.
در امتداد این مسیر، خامنهای برای اینکه بافت سیاسی و انقلابی دانشگاهها را در قبضه کنترل خود داشته باشد؛ از یک سو همه داوطلبان دانشگاهها را از فیلترهای ارتجاعی خود عبور میدهد و از سوی دیگر با سهمیه بندی در پذیرش دانشجویان، انبوهی دانشجونماهای مزدور، بسیجی ، سپاهی و اطلاعاتی را وارد کلاسهای دانشگاهها میکند.
خمینی دجال و پسمانده او خامنهای، با اندیشههای فوق ارتجاعی خود، هرگز توان فهم و درک واقعیتهای موجود در دینامیک فکر و ذهن فرزندان آگاه ایران زمین را نداشته و ندارند. و چنین بوده است که، دانشجویان آگاه میهن ما در پیوند با نیروی پیشتاز خلق، همواره در برابر ایلغار ضد دانشگاهی ولایت فقیه دلاورانه ایستادند و تمامی توطئه و ترفندهای واپسگرایانه و جنایتکارانه این جرثومههای قرون و اعصار گذشته را با پرداخت هزینهای بسا سنگین عقیم کرده و درهم شکستند.
بعد از بازگشایی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی که ارتجاع توانسته بود همه ارگانهای دانشجویی را در انحصار خود در آورد، دانشجویان عبورکرده ازلایههای مختلف فیلترهای پاسداری-پلیسی، در زیر پوست اختناق تمام عیار حراست و غیره، برای رویاروییهای بعدی آماده شوند. توقیف روزنامه «سلام» در تیر ماه ۱۳۷۸، باعث اعتراضات دانشجویی گردید. قیامی که ۶ روز تمام تهران را در بر گرفت، از دانشگاه شروع شد و سراپای رژیم آخوندی را به لرزه سرنگونی انداخت.
آن قیام دانشجویی، با شدّت تمام سرکوب گردید. همگرایی جناحهای مختلف حکومتی با سپاه پاسداران و بیت رهبری، در یورش و سرکوب وحشیانه دانشجویان، زمینه ساز گسست بخشهایی از بدنه جنبش دانشجویی از اصلاح طلبان حکومتی و سازمان تحکیم وحدت شد. در آن مقطع بخش چپ جنبش دانشجویی به سرعت مطالبات سیاسی و رادیکال را سر لوحه مبارزات خود قرار داد و این تحول به بستر تقویت گرایشهایی درمیان دانشجویان، بعد از «انقلاب ضدفرهنگی» خمینی شد.
در این امتداد، دانشجویان دانشگاههای ایران در اعتراض به انتخابات مهندسی شده سال ۱۳۸۸ خامنهای، همراه و همگام با قیام سراسری مردم ایران، با جوش و خروش انقلابی فراوان ورود نمودند.
در خیزش سراسری دیماه ۱۳۹۶، دانشجویان فعالانه شرکت کردند و تحول بزرگی در آگاهی تودهها ایجاد نمودند. جنبش دانشجویی توانست شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» را در میان تودهها جا بیندازند و تنور فریبکاری و مدره نمایی دیکتاتوری آخوندی و حامیان و مزدوران خارجه نشین آنها را گل بگیرند و رژیم را یک گام کیفی به سوی سرنگونی پرتاب نمایند. با نهادینه شدن این شعار در جامعه ایران، پایان سلطه گفتمان اصلاح طلبان حکومتی بر فضای سیاسی جامعه اعلام و تثبیت شد. این اتفاق، به معنای عبور از پندارها، گفتمانها و راهکارهایی بود که اصلاح طلبان حکومتی در پیش روی جنبشهای اجتماعی قرار میدادند. قطارانقلاب جامعه ایران در ایستگاه دیماه ۱۳۹۶ توقف نکرد و این بار در آبان ۱۳۹۸ با روحیه تعرضیتری به میدان آمد.
دانشجویان انقلابی در آن هفت روزی که خیزش تودهها ایران را لرزاند، با تهیدستان شهری همراه بودند و در کنار آنها خونشان بر سنگفرش خیابانها ریخته شد و همراه آنان به بند کشیده شدند. در قیامهای سراسری آبان و دی ماه ۱۳۹۸، باز هم دانشجویان بودند که با شعارهای ضد شاه و شیخ خودشان «مرگ برستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر» همکاسگی بازماندگان سلطنت مدفون را با دیکتاتوری آخوندی نشان دادند.

نقش دانشگاه در قیام اخیر
در روزهای آتشین و پایانی شهریور امسال، دانشجویان آگاه و دلاوردانشگاههای مختلف، بار دیگر برای احقاق حقوق پایمال شده خلقی ستمدیده پس از شهادت مظلومانه «مهسا امینی» برخاستهاند. آنان با شعارهای خود روی این واقعیت تأکید میکنند که رویارویی مردم ما، با تمامیت رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه و در رأس آن، «خامنه ای» است.
دانشجویان، به روشنی مسیر اصولی مبارزه برای سرنگونی و سوزاندن ریش و ریشه این رژیم سراپا جنایت را با شعارهای «مرگ برخامنه ای» ، «مرگ بر دیکتاتور» و «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم»، «فقر و فساد و بیداد، مرگ بر این استبداد»، «این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت»، «میکشم میکشم، هرآنکه خواهرم کشت»، «از زاهدان تا تهران، خونین تمام ایران» نشان میدهند شعارهای آنان نه تنها در صحن دانشگاهها طنین میاندازد، بلکه پژواک آن در شهرهای بپا خاسته ایران نیز بهگوش میرسد.
در هراس از این خروش، خیزش، بیداری و همبستگی ملّی بین دانشجویان و مردم به پا خواسته، رژیم جنایتکار آخوندی همه تمهیدات در چنته خود را بکار گرفت، نظیر کشتار دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف، آتش زدن زندان اوین، کشتار جمعه خونین در زاهدان، کشتار درکردستان و بسیار جنایات دیگر، تا این انقلاب را به محاق برد. امّا، بیگمان این تمهیدات شکست خورده و نخواهد توانست صدای دانشگاه و مردم بپاخاسته ایران را به محاق ببرد و آن را از همراهی با قیام سراسری باز دارد.
بدین صورت، دانشگاه سنگر آزادی بوده، هست و خواهد بود. انقلاب دموکراتیک مردم ایران پیروز میشود. ❊ دکتر خلیل خانی کارشناس محیط زیست و فعال حقوق بشر است. او دارای مدرک دکترا در رشته اکولوژی، گیاه شناسی و مطالعات محیطی از آلمان است و در دانشگاه تهران و دانشگاه دولتی هسن آلمان تدریس کرده است. او همچنین دارای دکترای روانشناسی پزشکی از ایالات متحده است.







