«ولایت نکبت» عنوان شعر هجوی است از شاعر خوش ذوق وطن گودرز. این شعر با نگاهی طنز آلود به وضعیت حاکمیت به بنبست رسیده خامنه ای تلاش دارد وضعیت یک حکومت رو به سرنگونی را به زبان شعر بازگو کند.
چه کرد با وطنم این ولایت نکبت
چه رفت بر سر این سرزمین و این ملت
کلام و واژه نیابم که تا کند توصیف
تمام آنچه بکرد شیخ اهرمن سیرت
هر آنچه کرد در این شهر حاکم بیداد
در همین زمینه
رواج فقر و فساد و جنایت و غارت
بِبُرد و خورد و به آتش کشید و ویران کرد
برایشان همه ایران غنیمت و نعمت
هزاز مثنوی است و هزار من کاغذ
بیان فاجعه حاکمیت نکبت
بیان فاجعه از بهر آه گفتن نیست
نه بهر دادن دشنام و گفتن لعنت
نوید رستن میهن ز چنگ ضحاک است
طلوع مهر پس از این زمانه ظلمت
نبود و نیست ولی شهر ساعتی خاموش
زکف نداد به پیکار لحظه و فرصت
ستاره های درخشان و جسور ظلمت سوز
وجودشان همه لبریز همت و غیرت
نه تن به حاکمیت ضحاک و اهرمن دادند
نه لحطه ای سرخم وانهاده در ذلت
سکوت شهر شکستند و نور افشاندند
چو کهکشان بدریدند پرده ظلمت
نبرد آخر دیو و فرشته در راه است
هلاک دیو و فنای ولایت نکبت
گودرز – مرداد ۱۴۰۴







