این گوهران چگونه تلالو یافتند؟
بامداد ۱۵ فروردین۱۴۰۵، سپیده هنوز سر نزده بود که طنابهای دار در زندان قزلحصار، دو نام دیگر را در حافظه خونین این سرزمین حک کردند؛ مجاهدان خلق وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر، دو نسل از یک آرمان، به دست دژخیمان به دار آویخته شدند و به کاروان فدیههای آزادی پیوستند؛ همان کاروانی که در روزهای پیش، محمد تقوی، اکبر دانشورکار، بابک علیپور و پویا قبادی را نیز در آغوش کشیده بود. اتهامشان آن بود که خواستهاند نظم استبداد را برهم زنند و به رؤیای آزادی جان ببخشند؛ و همین، برای صدور حکم مرگ کافی بود. اما مرگ، پایان روایت آنان نشد، بلکه آغاز ماندگاریشان در حافظه تاریخ گشت.
زندگینامه و مبارزات وحید بنیعامریان
وحید بنیعامریان، متولد ۱۳۷۱ در سنقر از استان کرمانشاه، از دل خانوادهای با پیشینه فعالیت سیاسی برخاست؛ پدری که در دهه ۱۳۶۰ بهدلیل مخالفت با حاکمیت بازداشت شده بود، نخستین جرقههای آگاهی را در ذهن او روشن کرد. وحید مسیر علم را با جدیت پیمود و در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران در رشته مدیریت به تحصیل پرداخت و تا مقطع فوقلیسانس پیش رفت. او در کنار تحصیل، در انجمنهای دانشجویی و مباحث سیاسی حضوری فعال داشت؛ حضوری که از همان سالها نگاه نهادهای امنیتی را به سویش جلب کرد و نشان از تعهد اجتماعی و روحیه نقاد او داشت.
نخستین بازداشت او در سال ۱۳۹۶، در جریان مشارکت در تجمعات اعتراضی دانشجویی رخ داد؛ بازداشتی که آغاز زنجیرهای از فشارها و پیگردها بود. در سال ۱۳۹۷ بار دیگر به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» دستگیر شد و ماهها را در حبس گذراند. این روند تا سالهای بعد ادامه یافت و در مجموع، او از سال ۹۶ چندین بار بازداشت شد و جمعاً حدود شش سال از عمر خود را در زندانهای رژیم گذراند.
در اسفند ۱۴۰۱، پس از آزادی موقت، به منطقه محروم بشاگرد در استان هرمزگان تبعید شد؛ تبعیدی که نهتنها پایان فشارها نبود، بلکه شکلی دیگر از مجازات بود. زندگی در شرایط سخت، کمبود امکانات و انزوای اجتماعی، فشار مضاعفی بر او وارد کرد، اما ارادهاش را در ادامه مسیر سست نکرد.
آخرین بازداشت وحید در ۲۰ دی ۱۴۰۲ در تهران صورت گرفت. او به بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت نظارت وزارت اطلاعات، منتقل شد؛ جایی که بنا بر گزارشهای متعدد، تحت شکنجههای شدید جسمی و روانی قرار گرفت: ضرب و شتم، محرومیت از خواب، تهدید خانواده و فشار برای اخذ اعترافات اجباری. این شکنجهها آسیبهایی جدی از جمله شکستگی دندهها و وخامت وضعیت جسمانی برای او به همراه داشت.
در مهر ۱۴۰۳، دادگاه او بهصورت مخفیانه و بدون حضور وکیل برگزار شد. در آذر ۱۴۰۳ حکم اعدام صادر شد؛ حکمی که بعدها در دیوان عالی کشور نیز تأیید گردید. اتهامات مطرحشده علیه او شامل «بغی»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» بود.
در طول بازداشت، خانوادهاش برای مدتها از وضعیت او بیاطلاع بودند. مراجعات مکرر به زندان اوین بیپاسخ ماند و حتی تجمعات اعتراضی آنان نیز با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شد. این بیخبری، نگرانیها درباره وضعیت سلامت و امنیت او را دوچندان کرد.
در جریان تحولات تیرماه ۱۴۰۴ و انتقال زندانیان پس از حمله به ورودی زندان اوین، وحید بنیعامریان ابتدا به فشافویه و سپس در ۱۷ مرداد همان سال، همراه با چند زندانی دیگر، با ضرب و شتم به مکانی نامعلوم منتقل شد که گفته میشود زندان قزلحصار بوده است. این انتقال، در کنار اعدامهای پیشین، خطر اجرای قریبالوقوع حکم را افزایش داد.
وحید در واپسین روزهای حیات، در نامهای به خانم مریم رجوی از زندان قزلحصار، از تعهد، شرمساری در برابر مسئولیت، و ضرورت «دادن بهای بیشتر» سخن گفت؛ نامهای که نشان از عمق باور و پایداری او داشت. سرانجام، این مهندس جوان ۳۳ ساله، که سالها زندان و شکنجه را تاب آورده بود، بر چوبه دار ایستاد و نام خود را در شمار «مجاهدان سربهدار» ثبت کرد.
زندگینامه و مبارزات ابوالحسن منتظر
ابوالحسن منتظر، متولد ۱۳۳۸ در تهران، از نسلی بود که مبارزه را پیش از انقلاب ۱۳۵۷ آغاز کرده بود. او مهندس معماری، متأهل و پدر دو فرزند بود، اما زندگیاش از همان جوانی با زندان و مبارزه درآمیخت. نخستین بازداشت او در دوران پهلوی، در سال ۱۳۵۶ توسط ساواک در مشهد رخ داد و شش ماه در زندان وکیلآباد محبوس بود. پیش از آن نیز در دوران سربازی، ۴۵ روز بازداشت را تجربه کرده بود.
پس از انقلاب، در ۱۳ خرداد ۱۳۶۰ توسط سپاه پاسداران بازداشت و به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شد و تا مهر ۱۳۶۴ در زندان ماند. این تنها بخشی از سالهای طولانی اسارت او بود؛ چرا که در دهههای بعد نیز بارها بازداشت شد، از جمله در سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۷ و ۱۳۹۹.
در خرداد ۱۳۹۷ بازداشت و در مهر ۱۳۹۹ توسط دادگاه انقلاب تهران به پنج سال حبس محکوم شد. او در این دوره تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت و سرانجام در فروردین ۱۴۰۱ آزاد شد. اما این آزادی دیری نپایید؛ چرا که در اول دی ۱۴۰۲ بار دیگر در تهران دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
ابوالحسن منتظر در زندان با بیماریهای متعدد از جمله مشکلات قلبی و ریوی، سنگ کلیه، آرتروز، دیابت، پروستات و پسوریازیس دستوپنجه نرم میکرد و در عین حال از دسترسی به درمان مناسب محروم بود. اعتراض او به کیفیت غذا در اوین، به انتقال تنبیهیاش به قرنطینه قزلحصار انجامید که موجب وخامت بیشتر وضعیت جسمانیاش شد؛ از جمله افزایش فشار خون و مشکلات تنفسی.
در جریان بازداشت، ضرب و شتم شدید منجر به شکستگی قفسه سینه و باز شدن بخیههای جراحی قلب او شد. هرچند به بیمارستان رجایی کرج منتقل گردید، اما درمان کافی دریافت نکرد.
در اردیبهشت ۱۴۰۳، اتهاماتی چون «بغی»، «اجتماع و تبانی»، «عضویت در سازمان مجاهدین» و «تخریب اموال عمومی» به او تفهیم شد. سپس در مهر ۱۴۰۳، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران او را به اعدام و پنج سال حبس محکوم کرد.
در برابر این حکم، واکنشهای گستردهای شکل گرفت: عفو بینالملل خواستار لغو حکم شد، سازمان حقوق بشر ایران و پارلمان فلامان بلژیک آن را محکوم کردند، ۳۰۹ کارشناس بینالمللی از سازمان ملل خواستار دخالت فوری شدند و نمایندگان کنگره آمریکا نیز این حکم را محکوم کردند. شورای ملی مقاومت ایران نیز با فراخوانی بینالمللی، خواستار توقف این روند شد.
ابوالحسن منتظر، که سالهای طولانی از عمر خود-بیش از ۱۱ سال-را در زندان گذرانده بود، تا واپسین روزها نیز بر عهد خود با مجاهدین و خلق قهرمان ایستاد. در «سوگند شب قدر ۱۴۰۲» نوشت: «قسم یاد مینمایم که همچنان مجاهد بمانم، مجاهد بجنگم، مجاهد بمیرم». این کلمات، چکیده یک عمر پایداری بود.
سرانجام، این مبارز ۶۷ ساله، که از زندانهای ساواک تا زندانهای فاشیزم مذهبی را تجربه کرده بود، در بامداد ۱۵ فروردین در زندان قزلحصار به دار آویخته شد؛ تا روایت زندگیاش، پلی باشد میان دو نسل از مبارزه، و نشانی از تداوم آرمانی که با مرگ خاموش نمیشود.
منابع:
۱. گزارشهای کانون حقوق بشر ایران درباره وضعیت بازداشت و سلامت زندانیان سیاسی
۲. دادههای منتشرشده توسط سازمان حقوق بشر ایران و مستندات پرونده
۳. گزارشهای شاهدان و منابع مرتبط با بازداشتشدگان و وضعیت بند ۲۰۹ اوین
۴. بیانیهها و گزارشهای سازمان عفو بینالملل درباره محاکمه و احکام
۵.اطلاعات مربوط به احکام قضایی و گزارشهای منتشرشده در رسانهها
۶. گزارشهای پزشکی و حقوق بشری درباره وضعیت جسمی زندانیان
۷. مستندات مربوط به روند دادرسی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران
۸.گزارشهای مربوط به تأیید احکام در دیوان عالی کشور







