محمود واعظی، رئیس دفتر دولت دوازدهم می گوید: «اظهارات اخیر سرلشکر باقری در پیام نوروزی و اظهار نطر در خصوص مذاکره با آمریکا و تبادل پیام با آمریکا نیز نشانگر این است که کلیت نظام تصمیم گرفته تا موضوع هستهای و رفع تحریمها از طریق مذاکره و دیپلماسی حل و فصل گردد.
عصبانیت تندروها نشان دهنده جدیت مذاکرات ایران و آمریکاست. سیاست اتخاذی رژیم منجر به شکلگیری مقدمات مذاکره روز شنبه شده است قرار نیست در مذاکره عقب نشینی کنیم یا حقوق خود را نادیده بگیریم. آنچه روزنامه کیهان نوشت، حرف مخربی بود که به هیچ وجه در سیاست کشور جایی ندارد.
بحث مذاکره با آمریکا در رژیم ولایت فقیه، بهویژه در سال ۱۴۰۴، به یکی از حساسترین و جنجالیترین موضوعات سیاسی تبدیل شده است. این موضوع نهتنها بهدلیل پیچیدگیهای دیپلماتیک و فشارهای بینالمللی، بلکه بهخاطر درگیریهای داخلی و جنگ قدرت میان باندهای مختلف حکومتی، به یک نقطه عطف در سیاست رژیم بدل شده است. اظهارات اخیر محمود واعظی، رئیس دفتر دولت دوازدهم، که به نقل از کانال تلگرامی حکومتی چند ثانیه در تاریخ ۲۱فروردین ۱۴۰۴ منتشر شده، نشاندهنده تلاش رژیم برای توجیه و پیشبرد مذاکرات در سایه مقاومت تندروها و تناقضگوییهای خامنهای است.
خامنهای و چرخش از بیشرافتی به ناچاری دیپلماتیک با تناقض در گفتار و کردار
خامنهای در ابتدا مذاکره با آمریکا را نه شرافتمندانه، نه عاقلانه و نه عزتمندانه توصیف کرد. این موضعگیری، که ریشه در ایدئولوژی ضدآمریکایی رژیم دارد، برای سالها بهعنوان خط قرمز تبلیغاتی حکومت ولایت فقیه مطرح بود. اما با تشدید بحرانهای اقتصادی، سیاسی و بینالمللی، بهویژه پس از بازگشت دونالد ترامپ بهقدرت و فشارهای جدید، خامنهای در موقعیت دشواری قرار گرفته است. بهنظر میرسد او با درک خطر سرنگونی داخلی و تهدیدات خارجی، بهتدریج به مذاکره با آمریکا روی آورده است، اما برای حفظ ظاهر و جلوگیری از تضعیف جایگاهش، این چرخش را با احتیاط و از طریق مهرههای حکومتی پیش میبرد.
جنگ باندی، مذاکره یا مرگ نظام؟باندها در مقابل هم
اظهارات محمود واعظی مبنی بر تصمیم کلیت رژیم برای حلوفصل موضوع هستهای از طریق مذاکره، بهوضوح خشم تندروها را برانگیخته است. تندروها، که رسانههایی مانند روزنامه کیهان شریعتمداری سخنگوی آنها هستند، مذاکره با آمریکا را نوعی عقبنشینی و خیانت به آرمانهای حکومت میدانند. آنها معتقدند هرگونه نرمش در برابر آمریکا به معنای پذیرش شکست و تسلیم است. در مقابل، باندهای مغلوب حکومتی، که واعظی و بخشی از بدنه دولت و نظامیان میانهرو را نمایندگی میکنند، مذاکره را تنها راه عبور از بحرانهای مرگبار اقتصادی و سیاسی میبینند.
عصبانیت کیهان، نشانهای از ضعف در مذاکره با شیطان بزرگ
واعظی بهدرستی بهواکنش تند کیهان اشاره میکند که مذاکره را مخرب خوانده است. این واکنش نشاندهنده عمق اختلافات داخلی است. تندروها نگراناند که مذاکره با آمریکا نهتنها به کاهش فشارهای خارجی منجر نشود، بلکه جایگاه آنها را در ساختار قدرت تضعیف کند.
مذاکره در عمان: فرصت یا تله؟ مذاکرات غیرمستقیم و بازی دیپلماتیک
بر اساس گزارشها، مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا قرار است روز شنبه (۲۳فروردین ۱۴۰۴) در عمان آغاز شود. این مذاکرات، که با میانجیگری عمان و با حضور چهرههایی مانند عباس عراقچی و استیو ویتکاف پیش میرود، به موضوع هستهای و رفع تحریمها متمرکز است. اما نکته کلیدی این است که رژیم ایران همچنان بر غیرمستقیم بودن مذاکرات تأکید دارد، در حالی که آمریکا از گفتوگوی مستقیم سخن میگوید. این اختلاف در روایت نشاندهنده حساسیت بالای موضوع برای حکومت خامنهای است.
مذاکره زیر سایه بحران مشروعیت، چرا مذاکره جنجالی است؟
مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی بیش از آنکه یک تصمیم دیپلماتیک باشد، یک ضرورت اجباری برای بقای رژیم است. اما این ضرورت با مقاومتهای داخلی و تناقضهای گفتمانی همراه شده است. خامنهای و باندهای حکومتی در حالی به مذاکره روی آوردهاند که جامعه ایران، خسته از بحرانهای اقتصادی و سیاسی، اعتمادی به وعدههای رژیم ندارد. این بیاعتمادی، هرگونه توافق احتمالی را به یک شمشیر دولبه تبدیل میکند: موفقیت در مذاکره ممکن است اندکی فشارهای خارجی را کاهش دهد، اما شکست آن میتواند به اعتراضات داخلی دامن بزند.
رسانههای حکومتی مانند کیهان سعی دارند مذاکره را بهعنوان یک تله آمریکایی نشان دهند، در حالی که رسانههای میانهروتر، مانند کانالهای تلگرامی نزدیک بهدولت، آن را یک فرصت دیپلماتیک معرفی میکنند. اما در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، جایی که صدای مردم شنیده میشود، مذاکره اغلب با بدبینی دیده میشود. مردم عادی، که از وعدههای توخالی برجام تجربه تلخی دارند، معتقدند مذاکره تنها بهنفع باندهای قدرت است و نه ملت.
در همین زمینه
مذاکره مستقیم یا عقبنشینی پنهان؟!
حکومت خامنهای در تنگنا
مذاکره با آمریکا در رژیم ولایت فقیه نه نشانه اقتدار، بلکه نتیجه ناچاری است. خامنهای، که سالها با شعار مرگ بر آمریکا پایگاه خود را حفظ کرده، حالا در برابر واقعیتهای تلخ اقتصادی و ژئوپلیتیک تسلیم شده است. اما این تسلیم با هزینههای سنگینی همراه است. رژیم در باتلاقی گرفتار شده که خود ساخته است: مذاکره نکند، سرنگونی در انتظار است؛ مذاکره کند، علاوه بر از دست دادن مشروعیت در بین نیروهای خود حکومتی بهدنبال خود ریزش بههمراه دارد و زمینه را هم برای اعتراض و قیام هموار میکند.
مذاکره، شمشیر دولبه برای حکومت ولایت فقیه
مذاکرات پیشرو در عمان، چه به نتیجه برسد و چه نرسد، نقطه عطفی در تاریخ حکومت آخوندی خواهد بود. این مذاکرات نهتنها سرنوشت برنامه هستهای و تحریمها را تعیین میکند، بلکه حکومت خامنهای را در نقطه ضعف و استیصال بیشتری قرار میدهد. خامنهای، که زمانی مذاکره با آمریکا را بیشرافتی میخواند، حالا در برابر واقعیتی ایستاده که نمیتواند نادیده بگیرد: بدون مذاکره، حاکمیتش در معرض تهدیدات مختلف و پیش بینی نشده است.
اما مذاکره با آمریکا نیز، در غیاب اعتماد عمومی و با وجود جنگ باندی، ممکن است بهجای نجات رژیم، به تسریع پایان آن منجر شود. در این میان، مردم ایران، که از بازیهای سیاسی خستهاند، همچنان نظارهگرند که آیا این مذاکرات چه نتیجهای دارد اگرچه در شبکههای اجتماعی حکومت خامنهای را مورد تمسخر قرار میدهند یا تنها به یک نمایش دیگر از ناکارآمدی رژیم تبدیل میشود. آنچه واقعیتهای صحنه نشان میدهد مردم تنها خواهان پایان و سرنگونی این رژیم ستمگر هستند.







