روایت نیویورکر از بیمارستانهای ایران؛ از اتاق عملهای مخفی تا ثبت پنهانی اسناد یک سرکوب
مجله نیویورکر در گزارشی مفصل، تصویری تکاندهنده از وضعیت مراکز درمانی ایران پس از سرکوب خونبار اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ارائه کرده و از شرایطی سخن گفته که آن را «آخرالزمانی» توصیف میکند؛ فضایی که به نوشته این نشریه، بخشی از کارزاری سازمانیافته برای پاککردن آثار کشتار و کنترل پیامدهای آن بوده است.
بیش از یک ماه پس از سرکوب بی رحمانه قیام مردم، با برقراری ارتباط دوباره با منابع داخل کشور، ابعاد تازهای از برخوردهای امنیتی آشکار شده است؛ برخوردهایی که به خیابانها محدود نماند و به بیمارستانها، درمانگاهها و حتی اتاقهای عمل کشیده شد. پیشتر سازمان حقوق بشر ایران نیز در گزارشی مستند از نقض گسترده حقوق معترضان در مراکز درمانی خبر داده و از مواردی چون قتل عامدانه مجروحان، ربودن آنان از تخت بیمارستان، بازداشت کادر درمان، محرومسازی از خدمات پزشکی و حتی دفن دستهجمعی کشتهشدگان سخن گفته بود.
شبکه غیر رسمی پزشکان
نیویورکر در گزارش خود بر شبکهای غیررسمی از پزشکان و پرستاران تمرکز کرده است که برای کمکرسانی پنهانی به مجروحان شکل گرفتهاند. در این میان، پزشکی جوان با نام مستعار «نرگس» روایت میکند که چگونه در عرض ۲۴ ساعت از درمان بیماران آنفلوآنزایی به مداوای «مجروحان جنگی» رسید. او میگوید ۱۸ دیماه با دنبال کردن رد خون به ساختمانی رسید و زنی را یافت که از ناحیه پا هدف گلوله قرار گرفته بود. نرگس با استفاده از روسری بهعنوان رگبند تلاش کرد خونریزی را متوقف کند.
پارلمان اروپا با صدور قطعنامهای نقض فاحش حقوق بشر در ایران را محکوم کرد
به گفته او، طی چند روز کولهپشتیاش پر از داروهای مسکن و ابزار جراحی شد که ناچار بود آنها را در فر آشپزخانه یا روی اجاقگاز ضدعفونی کند. خانهها، آشپزخانهها و حتی رستورانها به اتاقهای عمل موقت تبدیل شده بودند. او میگوید برای ادامه کار چارهای جز بیحسکردن خود در برابر آنچه «قصابی» مینامد، نداشت.
دلیل این جراحیهای ابتدایی و مخفیانه، فضای امنیتی حاکم بر مراکز درمانی عنوان شده است. سازمان حقوق بشر ایران به نقل از پزشکی در لرستان نوشته بود که نیروهای امنیتی حتی مجروحانی را که به دستگاه اکسیژن متصل بودند، از تجهیزات جدا کرده و به سردخانه منتقل کردهاند. همچنین گزارشهایی از انتقال مجروحان از تختهای بیمارستان به مکانهای نامعلوم منتشر شده است. همین شرایط موجب شد بسیاری از زخمیها از ترس بازداشت، درمان رسمی را نیمهکاره رها کرده و به شیوههای پنهانی روی آورند.
بر اساس این گزارشها، شماری از پزشکان و پرستاران نیز به دلیل اصرار بر انجام وظیفه حرفهای خود بازداشت شدهاند. یورش به خانهها و کلینیکها و بازداشت خشونتآمیز امدادگران داوطلب از جمله موارد ثبتشده است. نیویورکر تأکید میکند که خطر برای افرادی مانند نرگس کاملاً جدی است؛ زیرا هرکس به معترضان کمک کند، ممکن است هدف قرار گیرد.
فضای امنیتی در بیمارستانها و مراکز درمانی
گزارش در عین حال به فضای سیاسی و امنیتی گستردهتری نیز اشاره دارد؛ فضایی که با افزایش تنشهای خارجی و احتمال درگیری نظامی علیه ایران همراه شده است. به نوشته نیویورکر، در چنین شرایطی جو رعب و وحشت در شهرها محسوس است. یک فیلمساز تهرانی به این مجله گفته است اگرچه خون از خیابانها شسته شده، اما «خاک مرگ» همچنان در شهر پراکنده است.
تصاویر منتشرشده از مراسم خاکسپاری معترضان نیز نشان میدهد که این آیینها خود به صحنهای از اعتراض تبدیل شدهاند؛ با پخش موسیقی اعتراضی، رقص و سر دادن شعارهای ضدحکومتی. یک کنشگر از مشهد عکسهایی از ردیف گورهای تازه با تاریخهای یکسان برای نیویورکر ارسال کرده است.
در این میان، بازداشت علیرضا گلچینی، جراح قزوینی، نیز بازتاب یافته است؛ پزشکی که شماره تماس خود را برای کمک به مجروحان در اینستاگرام منتشر کرده بود و چند روز بعد با یورش مأموران امنیتی بازداشت شد. همزمان، شورای عالی نظام پزشکی با ابراز نگرانی نسبت به امنیت جانی و شغلی کادر درمان، خواستار جلوگیری از برخوردهای تهدیدآمیز شده است.
یکی از محورهای مهم گزارش نیویورکر، دخالت نهادهای امنیتی در ثبت سوابق درمانی است. به گفته منابع پزشکی، برخی پروندهها ثبت نشده یا با اطلاعات جعلی درج شدهاند؛ بهگونهای که مجروحان تیرخورده با عناوینی چون «تصادف» یا «تومور» پذیرش شدهاند. این امر مستندسازی دقیق شمار قربانیان را دشوار کرده است.
انسانهایی که وجود داشتند و انکار می شوند!
با این حال، شماری از کارکنان درمانی به طور مخفیانه اقدام به ثبت و حفظ اسناد کردهاند. یک کارمند بیمارستان در رشت به نیویورکر گفته از صدها سند پزشکی، از جمله سیتیاسکن و تصاویر رادیولوژی، عکس گرفته تا «دنیا بداند این انسانها وجود داشتند و چه بهایی پرداختند». خبرنگار این مجله برخی از این تصاویر را دریافت کرده است؛ از جمله عکسی که نشان میدهد گلوله استخوان ران مادری ۴۷ ساله را متلاشی کرده یا اسکن مغزی که از آسیب شدید به بینایی یک پرستار زن بر اثر اصابت ساچمه حکایت دارد.
در چنین فضایی، مجروحان با انتخابی دشوار روبهرو هستند: مراجعه به بیمارستان و پذیرش خطر بازداشت، یا درمان ناقص در خانه با پیامدهای گاه جبرانناپذیر؛ از جمله مواردی که تأخیر در رسیدگی به آسیبهای چشمی به نابینایی انجامیده است.
نیویورکر در پایان مینویسد برخی بیم آن دارند که هرگونه درگیری نظامی خارجی به تشدید خشونت داخلی بینجامد. با این حال، یک جراح ایرانی به این نشریه گفته است: «ما همین حالا هم درگیر جنگ با حکومت خودمان هستیم و بسیاری کشته دادهایم.»
در حالی که آمار رسمی از شمار مجروحان منتشر نشده، منابع حقوق بشری از زخمیشدن دستکم ۱۱ هزار نفر خبر دادهاند و تأکید دارند که رقم واقعی احتمالاً بسیار بالاتر است.







