وقتی پردهها کنار زده شود موسسات خیریه در حکومت علی خامنهای جز سوءاستفاده و استثمار نیروی انسانی چیز دیگری نیستند. گردانندگان این مؤسسات همه از عوامل چپاول و سرکوب حکومت هستند که با داشتن معافیت مالی به ثروت اندوزی مشغول هستند.
مؤسسات خیریه نهادهای مافیایی هستند که در سال های اخیر مثل قارچ روئیده و با به خدمت گرفتن نیروی کار ارزان و عدم شفافیت در همه شهرهای ایران جولان میدهند.
گسترش نجومی مؤسسات خیریه!
در حکومت ولایت فقیه برای هر غارتگری ابتدا کلاه شرعی آماده میشود و سپس لشگریان چپاول هجوم خود را در تمامی عرصه ها آغاز میکنند. مؤسسات خیریه تحت عناوین مختلف از آن دست بنگاههایی هستند که با حمایت حکومت به استثمار پنهان نیروی انسانی مشغول بوده و از این طریق سودهای کلانی را بدست میآورند. این مؤسسات خیریه با دراختیار داشتن امکانات وسیع مانند یک شرکت خصوصی مشغول کار میباشند و وقتی نسبت به نوع کار آنها سوال شود، تنها جوابی که شنیده میشود فقط خدمات رسانی! دروغی که از جنس فضیلت ولایت فقیه میباشد.
بنا به گزارش رسانهها در حال حاضر مؤسسات خیریه تعدادشان به بیش از ۸ هزار میرسد. چند سال قبل درسال ۹۷ معاونت مشارکتهای مردمی و توانمندسازی سازمان بهزیستی گفت «در حال حاضر بیش از ۸ هزار و ۲۰۰ مؤسسه خیریه مجوز و پروانه فعالیت خود را از سازمان بهزیستی کشور دریافت کردهاند و مشغول به کار هستند.»
این درحالی است که روز به روز موسسات خیریه به دلیل امتیازات زیادی که دارند در حال رشد هستند و تاکنون آمار دقیقی از تعداد این مؤسسات خیریه در دست نیست، اما با توجه به گفته معاونت بهزیستی درسال ۹۷میتوان به قطعیت گفت که بعد از گذشت سه سال به بیش از ده هزار واحد فعال رسیده است.
مؤسسات خیریه و معافیت از پرداخت مالیات
بدون شک معافیت از پرداخت مالیات نه بخاطر خدمت و کار خیریهای میباشد، بلکه این باندها دست در دست لابیهای قدرت دارند که منافع آنها را به نوعی تامین میکنند. در این رابطه رسانه حکومتی ایلنا مینویسد «تمام این موسسات خیریه بدون توجه به نوع عملکرد، بیلان کاری و میزان موفقیت در اهداف، حوزه فعالیت و چگونگی تحقق امرِ خیر، از پرداخت مالیات به دولت معاف هستند.
یعنی این بیش از ده هزار موسسه خیریه که بسیاری از آنها زیر پوشش خیریه، درآمدزایی و فعالیت اقتصادی دارند، ریالی به دولتها مالیات نمیدهند».
شگردهای چپاولگرانه موسسات و لابیهای قدرتمند
در گزارش این رسانه حکومتی اعتراف شده است «این نهادهای خیریه سالهاست که به تکاپو افتادهاند تا در نگاه عام، قانون کار و در نگاه خاصتر، حداقلدستمزد را دشمنِ اصلیِ اشتغالزایی و رونق تولید معرفی کنند.» قانون کار در حکومت ولایت فقیه حداقل دستمزد را مشخص نموده است. اما مافیای مؤسسات با این قانون هم در عناد هستند و معتقدند که دستمزد باید با کارگر به توافق برسد. چرا؟ به دلیل خیلی ساده و روشن، با این شگرد میتوانند بیشتر حقوق کارگران را به یغما ببرند.
رسوایی این ترفند را حبیبی یکی دیگر از کارگزاران حکومتی که عضوهیئت مدیره کانون عالی شوراهای کار است اینگونه برملا میکند و میگوید «بعضا مؤسسات مثلاً خیریه با سودجویی از مسائل مذهبی، کارگران در معرض خطر و آسیبپذیر را با دستمزد کارمزدی بسیار پایین به کار گرفته و حتی آنها را بیمه نمیکنند؛ برخی از آنها با لابیگری قدرتمند و مداوم خود، نمایندگان مجلس را مجاب کرده زیر طرحی را امضا کنند که دستمزد را در کارگاههای روستایی به توافق میان کارگر و کارفرما منوط میسازد».
بستر سودجویی برا ی استثمار بیشتر کجاست؟
جامعه گرسنه به دنبال کسب معاش تن به هر سختی میدهد بخصوص که ولایت فقیه ایدئولوژی گرسنگی را به مردم ایران تحمیل نموده است. جامعه روستایی و حاشیه شهرها مناسبتترین اماکن برای سودجویی غارتگران حکومتی هستند. در این رابطه حبیبی اینگونه پرده از واقعیت بر میدارد که «جامعهی هدف برخی نهادهای سودجو، اساساً روستاها و حاشیهی شهرها است که جایگاه جغرافیاییِ اقشار آسیبپذیر است؛ همان اقشاری که فلسفهی وجودی این نهادها کمک به آنهاست اما متاسفانه امروز کمکی به اینها نمیشود هیچ، به راحتی طعمهی استثمار میشوند!».
خدمت به خلق خدا یا چپاول خلق
اینان می گویند که قصدشان ایجاد شغل و کار برای گروههایی است که نه سابقه خوبی دارند و نه سرمایه و تخصصی برای کارکردن پس ما به خلق خدا خدمت میکنیم و اشتغال زایی میکنیم» البته این فریبی بیش نیست. چون راههای خدمت به خلق از مسیر استثمار آنها نیست. یکی از ساده ترین راهها اقتصاد مشارکتی است یعنی کلیه اجزاء یک واحد درسود حاصله شریک باشند.
در خیلی از کشورها مؤسسات غیرانتفاعی وجود دارند که خیرخواهانه کمک میکنند تا جوامع حاشیهای و بیبضاعت صاحب شغل و درآمد شوند. بطور خاص در کشورهایی مانند هندوستان از این مؤسسات خیرخواه مردم بهرهوری میکنند.
این مؤسسات در حکومت ولایت فقیه تنها کارشان تضییع حقوق کارگران است. سودی که از این راه بدست می آورند قابل حساب نیست. در این مؤسسات زنان سرپرست خانوار کار میکنند که حقوق ماهیانهشان ۳۰۰هزار تومان و بدون بیمه میباشد و از صبح تا شام کار میکنند. برای اینکه جلوی این چپاولگریها گرفته شود کارگران بایستی به نیروی اراده خود متکی شوند. کارگران و تشکلهای کارگری بایستی مقابل این سودجویی بایستند و اجازه ندهند که زحمات و لحظات عمرشان قربانی ثروت اندوزی چپاولگران ولایت فقیه گردد.








