در قلب حکومت ولایت فقیه، فساد ساختاری و سازمانیافته و نهادینه در سازمان تامین اجتماعی رخنه کرده که حتی رسانههای حکومتی نیز دیگر نمیتوانند آن را پنهان کنند. گزارشهای تکاندهنده از رسانه حکومتی رویداد۲۴و اقتصادآنلاین پرده از شبکهای پیچیده و قدرتمند برمیدارد که با سوءاستفاده از تعارض منافع، میلیاردها تومان از دارایی کارگران و بازنشستگان را به تاراج برده است.
روایت یک فساد ساختاری، ناظران یا شرکای بدهکاران؟
محمدحسین مردی ممقانی و محمدحسن زدا، دو مقام ارشد سابق سازمان تأمین اجتماعی، در مرکز این فساد ساختاری قرار دارند. این افراد، که قرار بود حافظ منافع کارگران باشند، به دلیل حضور همزمان در نقشهای نظارتی و مشاورهای، به مهرههای اصلی یک شبکه فساد تبدیل شدهاند. طبق گزارش رسانه حکومتی رویداد۲۴، ممقانی، معاون دبیرخانه هیأت امنای سازمان، همزمان مدیرعامل شرکت خصوصی «برنا نوآور امین» است که خدمات مشاوره و حسابرسی بیمهای به پیمانکاران بدهکار ارائه میدهد.
او در عین حال، مسئول تدوین آییننامههای هیأتهای تشخیص مطالبات و انتخاب اعضای آنهاست. این یعنی ناظر، خود مشاور بدهکاران است! محمدحسن زدا نیز، در کنار مسئولیتهای ارشد در سازمان، رئیس هیأتمدیره شرکتی بوده که به بدهکاران مشاوره میداد. رسانه حکومتی رویداد۲۴ مینویسد: «کسانی که باید مدافع حقوق کارگران و بازنشستگان باشند، با غش کردن به سمت بدهکاران، عملاً صندوقهای تأمین اجتماعی را به غارت بردهاند».
آرای چند ده میلیاردی به نفع بدهکاران
رسانه حکومتی اقتصادآنلاین تأیید میکند که در بسیاری از پروندهها، آرای اولیه هیأتهای تشخیص مطالبات پس از مداخلات مالی و مشاورهای، با اختلافات چند ده میلیارد تومانی به نفع بدهکاران تغییر کرده است. این تعارض منافع گسترده، نه تنها حقوق کارگران را پایمال کرده، بلکه اعتماد عمومی به نهادهای حکومتی را به کلی نابود کرده است.
در همین زمینه
فساد سیستماتیک حکومت ولایت فقیه و سرنگونی محتوم آن
ساختاری که فساد تولید میکند
افشای فساد ساختاری در تامین اجتماعی، بار دیگر نشان داد که مشکل، صرفاً چند فرد فاسد نیست، بلکه ساختاری است که فساد را در تار و پود خود نهادینه کرده است. وقتی یک فرد میتواند همزمان سیاستگذار، ناظر و ذینفع خصوصی باشد، اصلاحات سطحی دیگر پاسخگو نیست. این سیستم، که به جای صیانت از دارایی کارگران، آن را به تاراج میبرد، تنها با تغییر ریشهای و بنیادین میتواند پایان یابد.
ضرورت یک گذار تاریخی با سرنگونی حکومت فاسد ولایت فقیه
سالهاست که فریاد اعتراض بازنشستگان و کارگران در خیابانهای ایران، گواه عمق این بحران است. فساد ساختاری در نظام ولایت فقیه نه تنها معیشت میلیونها ایرانی را به خطر انداخته، بلکه حقوق انسانی آنها را نیز لگدمال کرده است. این میزان از فساد ساختاری نشان میدهند که نجات زندگی و آینده مردم ایران، تنها با سرنگونی تمامیت این حکومت و برقراری حکومتی مبتنی بر عدالت و شفافیت ممکن است. این نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی تاریخی است.







