سیستان و بلوچستان گوهر ناشناخته، باستانی، توریستی، کشاورزی و بسیار ثروتمند!- قسمت هفتم و پایانی
در گزارشهای ارائه شده قبلی، نظری اجمالی به ظرفیتها، چالشها و خوب و بد استان سیستان و بلوچستان انداختیم. در این مقاله هدف جمع بندی گفته ها قبلی و راهکار بهینه بهره وری و رابطه انسان و زیست بوم خود است. استان مورد بحث با امکانات منابع طبیعی فوق العاده، دارای ویژگی منحصر به فرد طبیعی است که به صورت تاریخی در حاکمیتهای مختلف شاهی و شیخی به طور عمد توأم با مدیریت غیر اصولی، مورد سوء استفاده و غفلت قرار گرفته است.
تخریب و بحرانی شدن محیط زیست ایران به طور کلی و زیست بوم استان سیستان و بلوچستان منفک از فساد گسترده و سیستماتیک ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود در کل نظام حاکمیت آخوندی نمتیواند باشد. در استانی خشک، آفتاب سوزان، پوشش گیاهی فقیر و میزان تبخیر چندین برابر بیشتر درهمان مقیاس ایران، طبق آمار ارائه شده توسط حاکمیت آخوندی ۳۰ سد احداث شده است. این استان هفت سد مخزنی و ۲۳ سد تغذیه کننده دارد که همگی در تمام طول سال نیمه خالی هستند. علاوه بر این، ساختن برخی از این سدها توسط سپاه پاسداران فقط برای اهداف نظامی بوده است. این فقط سپاه پاسداران نیست که از سدسازی، غارت و برداشت بیرویه از منابع طبیعی ایران منتفع میشود. بلکه، تعداد زیادی از بازیگران سیاسی فعلی و سابق حاکمیت آخوندی در شرکتهای مهندسی، مشاوره، بنیادهای غارت و چپاول در این قضیه سهیم اند و میتوانند از نفوذ سیاسی و رانتی خود برای رسیدن به منافع اقتصادی انحصاری بهره مند شوند. این گروههای ذینفوذ سالهاست که با عنوان مافیای سدسازی، مافیای چوب، مافیای دریا، مافیای کوهخواری و جنگل خواری و انواع اقسام مافیاهای دیگر شناخته میشوند که قدرت آنها غیرقابل مهار است.

درختان قطور گز که روزی باعث زیبایی اطراف دریاچه هامون بودند
واکاوی بحران های زیست محیطی ایران نشان میدهد که این بحرانها خود ریشه در یک چالش اساسی بنام سیستم سیاسی ولایت فقیه دارد که در واقع جهت فائق آمدن بر مجموع بحرانهای حاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی موجود، باید همت گماشت و این سد اجتماعی را برطرف نمود. کنار زدن تمامیت این مانع با هر نام، رنگ و شکل هست که میتواند انرژی عمومی را آزاد نموده و چالشهای زیست محیطی بسیار مهم کشور را رفع و رجوع کرد. نکته در خور تامل اینستکه، نزدیک به پنج دهه اخیر، ایران شاهد افزایش شدید تخریب، قهقرا، سیل، گرد و غبار و انواع آلودگیهای زیست محیطی بوده است، که مرتباً بر تعداد وقوع آنها افزوده شده است. وقوع، فراوانی و شدت توفان های گرد و غبار و صدمات ناشی از آنها در ۴۰ سال اخیر به شدت افزایش یافته است، به نحوی که تنها در ۳ سال اخیر ۱۰ برابر شده است. استان مورد توّجه ما، مکانی است که بیش از هر جایی در ایران این مصیبتها را روزمره با تمام وجود حس کرده است.
نتیجه استمرار این حوادث، باعث از بین رفتن منابع زیست انسانی در مناطق تحت تاثیر، مهاجرت جوامع روستایی، فقر، حاشیه نشینی، افزایش خسارات انسانی، حوادث جاده ای، بروز اختلال در شبکه حمل و نقل، افزایش آلودگیهای زیست محیطی در شهرها و گسترش و شیوع بیماری های قلبی، تنفسی و بینایی بوده است. تازه، این تنها فقط بخش ناچیزی از پیامدهای مخرب این پدیده است. از طرفی هم، تخریب خاک، آبخیز، آبخوان، شوری و افت حاصلخیزی اراضی در مناطق متأثر از این پدیده اند، که عامل بروز انواع آلودگیها، تخریب زمین، فقر پوشش گیاهی، فقر خاک و در نتیجه بیابان زایی است.

طوفانهای گرد و غبار و بیابانزایی
سازمان ملل متحد با استناد به نتایج یک بررسی مبسوط GEO6 & 7 هشدار داده است که آلودگی هوا، فرسایش خاک، استخراج بیرویه آبهای زیرزمینی و آلودگی دریاها موجب مرگ ملیونها نفر در جهان میشود. در استان سیستان و بلوچستان بر اساس آمار حاکمیت آخوندی، ۳۴۶۱۰ حلقه چاههای عمیق و نیمه عمیق حفر کرده اند. ولی، هنوز روستائیان و ساکنین شهرها با دبه ای در دست در جستجوی آب برای آشامیدن و نیازهای روزمره اند. این سازمان از دولت ها خواسته است که به طور جدّی جلوی این روند را بگیرند. این گزارش تأکید میکند که، آلودگی کره زمین به حدی است که سلامتی انسانها را به شکل روز افزون مورد تهدید قرار میدهد. همچنین اشاره میکند: یا ما موفق میشویم جلوی ادامه این روند را بگیریم یا ملیونها نفر در نقاط مختلف جهان از جمله آسیا و آفریقا تا نیمه قرن حاضر به مرگ زودرس دچار خواهند شد.
گزارش فوق به بررسی پنج حوزه اصلی پرداخته است که شامل هوا، تنوع زیستی، آب آشامیدنی، اوزون و خاک میشود. پژوهشگران این مطالعه تأکید میکنند که خطر آلودگی هوا و کاهش تنوع زیست محیطی از بقیه بیشتر است. لازم به تأکید است که موضوع مورد بررسی ما، همه این فرآیندهای منفی را با هم داراست. آلودگی هوا و گازهای گلخانه ای در حال حاضر بیشترین قربانی را میگیرد و باعث بیماریهای مختلف و مهاجرت ملیونها نفر است. همچنین آن گزارش به رها شدن سالانه میلیون ها تن پلاستیک در اقیانوس ها اشاره کرده است، موضوعی بسیار خطرناک که تا حتی وارد زنجیره غذایی انسانها شده است. دریاها و اقیانوسها همچنین در معرض گرم شدن، اسیدی شدن و صید بیرویه قرار دارند. باید به این نکته توجه داشت که پروتئین مورد نیاز سه میلیارد و صد میلیون نفر در جهان از انواع ماهیها تامین میشود. قوانین محدود کردن صید ماهی نیز در کشورهایی که نظارت و کنترل درستی بر این عرصه ندارند، کاری از پیش نبرده است.
همچنین کیفیت آب آشامیدنی از سال ۱۳۶۹ تاکنون در اکثر مناطق بدتر شده که ناشی از ورود میکروبها، باکتریها، مواد شیمیایی، فلزات سنگین یا آفت کشها به درون آب است. هر سال یک میلیون و چهارصد هزار نفر بر اثر ابتلا به بیماریهای قابل پیشگیری مانند اسهال و بیماریهای انگلی میمیرند.

ذرات ریز آلنده که باعث انواع و اقسام امراض و مرگ و میر میشوند
محیط زیست دو مفهوم کاربردی دارد. یکی، مفهومی که از علوم طبیعت ناشی میشود و بعنوان محیط زیست طبیعی معرفی شده و دیگری در تعامل با ساز و کارهای انسانی است که با عنوان محیط زیست انسانی از آن نام برده میشود. امّا، محیط زیست به معنای عام کلمه شامل کل منابع طبیعی تجدید شونده از جمله جنگلها، مراتع، منابع آبی و امثالهم است که طیف وسیع و گسترده ای از تعاریف تخصصی مربوطه را در بر میگیرد.
محیط زیست یکی از ارکـان بسـیار مهـم حیـات و توسـعه پایدار محسوب میشود، و نقش های متعددی را برای ایجاد تعـادل در مؤلفه های مختلف زندگی بازی میکند. امّـا، هـم اکنـون ایـن مؤلفه ها به دلیل حاکمیت تمامیت خواه، خود رأی، مدیریت غیر علمی و سلیقه ای، فقـدان قـوانینی برای تأمین توسعه پایدار، عدم رعایت قوانین مکتوب، مقـررات ناهمگون و عـدم تعریـف دقیق از محیط زیست بـرای آنها، منابع طبیعی ایران را بـه طـور آزاد و نا محـدود مـورد بهره برداری قرار می دهند، که نتیجۀ آن تخریب محیط زیست و ایجاد آلودگیهـای مختلـف اسـت.
تخریب محیط زیست و آلودگی ناشی از آن، مستقیما بر روند اقتصادی کشورهای جهان تاثیرگذار است. فرسایش خاک، نازک شدن لایه ازن، افزایش تعداد سیلابهای خطرناک به علت جنگل تراشی، چرای بیش از ظرفیت مراتع، برداشت بیرویه از منابع آب و آلودگی هوا همگی آثار مخربی بر زندگی انسانها دارند. طبیعت بطور کلی مورد سوءاستفاده قرار گرفته، چراگاهها و اقیانوسها تا سر حد امکان مورد بهره برداری قرار دارند و پیوسته از باروری آنها کاسته میشود.

شمای خشکی ایران در یک نگاه
باید به این نکته اساسی توجه داشت که تقریباً ۸۰٪ تا ۹۰٪ کشور ما را مناطق خشک ونیمه خشک اشغال کرده است. بنابراین در توسعه اقتصادی پایدار، برداشت از منابع طبیعی قابل تجدید باید توأم با وسواس بسیار و با توّجه به ظرفیت بازآوری و بازسازی متوسط سالانه صورت گیرد. تجربۀ توسعه اقتصادي ایران نشـان میدهد کـه حاکمیت نقـش کلیدی در امـور تولیـدی، فعالیـتهـای اقتصـادی و سـرمایه گـذاری گسترده داشته است. این امـر سـبب شـده اسـت کـه حاکمیت با هدف برطرف کردن نیازهای بقاء خود و ساکت نگهداشتن جامعه به تولید کالاهایی مبــادرت ورزد کــه در فراینــد تولیــد آنهــا اســتانداردهای زیست محیطی رعایت نشده است. یکی از نتایج این برنامه ها و سیاستها، افزایش آلودگی هوا ست. سیاست گزاریهای اصولی و مدیریت صحیح که مبتنی با خواست مردم و شراکت آنها باشد، میتوانند آن را کاهش دهند. با توجه بـه اهمیـت این موضوع، عوامـل مـؤثر بـر آن از دیدگاههای سیاسی، اقتصـادی، اجتمـاعی و فراسـنجهـای اقلیمـی باید مورد بررسی قرارگیرد.
محیط زیست به معناي امروزی آن یک اصطلاح نو است و کاربرد متداول این اصطلاح از آغاز دهه ۱۳۴۰ است. واقعیت این است که توجه به محیط زیست و طبیعت در زمان ما تبدیل به یک معیار سنجش رشد پایدار شده است و هـر روز بـیش از پـیش در جهـان فراگیـر میشود. اساساً توسعه و رشد تنها زمانی پایدار است که بر شالوده اصول بوم شناسی علمی استوار باشد. درتوسعه پایدار، با نگاهی به آینده، انسان در محوریت قرار میگیرد و با استفاده از تمامی ظرفیتهای زیست محیطی، جداگانه یا در تعامل با عوامل دیگر، تـداوم زندگی خود و نسلهای آینده را تضمین میکند. این مهم، میسر نخواهد شد مگـر در پرتـوی توجه کافی به حفظ و بقـای محیط زیست. باید در تمام موارد برروی این موضوع اصرار نموده و مکرراً براین نکته تأکید کرد.

آلودگی شدید هوای تهران بر اثر بمباران پالایشگاه در جنگ اخیر
عواملی که آثار مخربی بر روی محیط زیست دارند عبارتند از: آلودگی هوا، آلودگی آب و آلودگی خاک؛ که سبب شده است ایران با خطرات زنجیره ای زیست محیطی مهم دیگری نیز مواجه گردد. امّا مهمترین آن آلودگی های محیطی که اثرات پیدا و پنهان زیادی بر جسم و روان شهروندان دارد، آلودگی هوا است. به گفته سازمان بهداشت جهانی، آلودگی هوا یک بحران جدی است که باید با اولویت بسیار، توّجه دولتمردان را به خود جلب کند. طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی، سه شهر از پنج شهر نخست در فهرست آلوده ترین شهرهای جهان اهواز، کرمانشاه و سنندج در ایران قرار دارند. حال نیازی به توصیف آلودگی ناشی از گرد و غبار در زابل و زاهدان نیست. میزان آلودگی هوا در این شهرها از چهار تا هفت برابر سطح قابل قبول سازمان بهداشت جهانی برآورد شده است. ایران به سبب کیفیت نامطلوب هوا، از میان ۹۱ کشور بررسی شده، در جایگاه ۸۶ ام قرار گرفته است. آلاینده های هوا، تنها در تهران منجر به مرگ سالانه بیش از ۵۹۰۰۰ نفر بر اثر آلودگی هوا تلف می شوند.
خسارات ناشی از تنش آب، بیابان زایی، و آلودگی می تواند در بلندمدت منجر به ایجاد مشکلات بسیار شدیدی برای اقتصاد کشور شود. طبق برآورد بانک جهانی، هزینه سالانه تخریب محیط زیست در ایران، هم اینک نیز به میزان هولناک ۵ تا ۱۰ ٪ تولید ناخالص داخلی رسیده است.
حاکمیت آخوندی ایران، از ابتدای پیدایشش منکر تجربه های علمی جامعه بشری در همه زمینه ها شده است. علاوه براین، حاکمیت آخوندی با مسئولین متحجر، انحصار طلب، ناقض حقوق بشر، سلب کننده آزادی های فردی، اجتماعی و مدنی شناخته شده است. همچنین، نماد نابودی محیط زیست، اکوسیستم های گیاهی و جانوری در منطقه نیز می باشد که ۴۷ سال بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نه تنها حیات ساکنان ایران را با تمّدنی به قدمت هزاران سال، به مرز نابودی کشانده، بلکه زندگی همسایگان ایران را نیز به مخاطره انداخته است که امروزه باید آلودگی رادیواکتیوی را نیز به لیست بحران های محیط زیستی دیگر اضافه نمود.

غلبه شنهای روان بر نخلستانها و محدود نمودن کشاورزی
مشکلات حاد زیست محیطی استان سیستان و بلوچستان در درجه اول گرد و غبار ناشی از بادهای ۱۲۰ روزه، دو اقیانوس شنهای روان در شرق و غرب استان و خشکسالی میباشد. در مرحله بعد، موضوع آب رودخانه هیرمند، حقآبه سیستان از آب آن رودخانه و مهمتر از آن حقآبه دریاچه هامون است که تبدیل به معضل زیست محیطی جهانی شده است. این مشکلی است بسیار پیچیده که مسئله آن از زمان جدا شدن افغانستان از ایران تا کنون لاینحل مانده است و دیپلماسی مردمی برای رفع این مشکل وجود نداشته و معضل کماکان ادامه یافته است.
تالاب هامون، یک زیست بوم فرامرزی حیاتی واقع در بین ایران و افغانستان است. این وضعیت، به وضوح تعامل پیچیده مدیریت آب، پایداری زیستمحیطی و دیپلماسی بینالمللی در مناطق خشک را برجسته میکند. این تالاب عمدتاً توسط رودخانه هیرمند تغذیه میشود. امّا دهههای اخیر، تخریب قابل توجهی را متحمل شده است. این تخریب در درجه اول به دلیل عدم مدیریت صحیح منابع آبی، خشکسالیهای طولانی مدت، کاهش جریان آب رودخانه و اختلافات مداوم بر سر میزان حقآبه است، که ریشه عمیقی در توافقات تاریخی، به ویژه معاهده آبی ایران و افغانستان در سال ۱۳۵۲ دارد.

قایق های رها شده در پهنه دریاچه هامون، بدون آب
تجزیه و تحلیل جامع از پیشینه تاریخی، درگیریهای فعلی، پیامدهای زیستمحیطی و حقوق بشری و همچنین ابتکارات دیپلماتیک مربوط به تالاب هامون باید جداگانه و بطور تخصصی بررسی شود. مفهوم حقوق آب یا حقآبه زیست محیطی اصطلاح جدیدی است که به مفاهیم حقوق بین الملل وارد شده است و این مفهوم، در معاهدات الزام آور دو جانبه بین ایران و افغانستان به صراحت مورد توجه قرار نگرفته است. نتیجه اینکه حل مسئله هامون را پیچیده کرده است. اینجا، فقط به چالشهای عمده، از جمله پایبندی افغانستان به تعهدات تقسیم آب، تأثیر بازگشت طالبان به قدرت و پویاییهای ژئوپلیتیکی منطقه اشاره میشود. همچنین، فرصتهای همکاری از طریق چارچوبهای بینالمللی مانند کنوانسیون رامسر میتواند مؤثر باشد. در نهایت، نیاز فوری به دیپلماسی پایدار و مشارکتی برای جلوگیری از فروپاشی زیستمحیطی و تأمین حقآبه عادلانه آب به دریاچه هامون و برای جوامع روستایی آسیب دیده تأکید میشود. در عین حال، ضروری است توصیه های سیاسی برای تعامل دوجانبه و چندجانبه آینده بر اساس بهسازی محیط زیست برای همه مورد توّجه جدّی قرار گیرد.
امروزه، مدیریت منابع آب از یک رویکرد صرفاً فنی به رویکردی چند بعدیتر تکامل یافته است که ذینفعان مختلفی از جمله سازمانهای جوامع مدنی، دولتمردان و جوامع بومی از همه اقشار را درگیر میکند. این تغییر بر اهمیت مدیریت مشارکتی و تعامل ذینفعان تأکید دارد. در همین راستا، مشارکت گسترده تر به طور فزایندهای به عنوان مکانیسمی تسهیل کننده برای یادگیری، اقدام جمعی و سازگاری شناخته میشود. آزمایشهای مدیریتی و رویکردهای مشارکتی که از یادگیری و تأمل مداوم پشتیبانی میکنند، برای پرداختن به پیچیدگی حکمرانی زیست محیطی، به ویژه در زمینه های محلی که دانش بومی نقش محوری ایفا میکند، ضروری هستند. بنابراین، دانش بومی و بسیاری از ابتکارات محلی، به دلیل سازگاری و انطباق پذیری اشان با زیست بوم، نمایانگر همان رویکردهایی هستند که اکنون به عنوان مسیرهایی برای مدیریت مؤثر منابع طبیعی و آب شناخته میشوند.

سد سنگی قدیمی در بام پشت بلوچستان یادگاری بر اهمیت ذخیره سیلاب
دانش بومی هزاران سال است که نقش کلیدی در تمدن سازی، توسعه اقتصادی و فرهنگی جوامع در کشورهای در حال توسعه و همچنین در مناطق دورافتاده کشورهای توسعه یافته ایفا کرده است. این دانش بومی، جوامع ساکن در مناطق خشک و نیمهخشک را قادر ساخته است تا زندگی و سازگاری با بوم خود پیدا کنند. محقّقان معتقدند که بین دانش بومی، نوآوریهای جوامع محلی و ظرفیت سازگاری آنها در مواجهه با محدودیتها و تغییرات هر زیست بوم، رابطه معناداری وجود دارد. در واقع، از یک سو، محدودیتهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی، بهویژه کمبود آب، و از سوی دیگر، فرهنگ غنی جوامع محلی در مشارکت و سازگاری با سختیها، منجر به شکلگیری نهادها و سیستمهای اجتماعی مناسب با اقلیم شده است. در درون این سیستمها، نوآوریها، همکاریها، باورها، ارزشها، هنجارها و آیینهای خاصی پدیدار شدهاند که برخی از آنها به وحدت و همبستگی بین جوامع محلی در مواقع بحران کمک میکنند. نمونه بارز این ادعا، شیوه سنتی استفاده از سیلاب در سیستان و بلوچستان است، که در حقیقت کارآترین شیوه آبخیزداری مدرن است. چنین سیستم بومی نیاز به امکانات علمی، ماشین آلات مدرن و لجستیک در شرایط اضطراری دارد.
با توجه به موارد فوق، دانش بومی به دلیل ماهیت سیستمی، انعطاف پذیری، حفاظت از تنوع زیستی، رویکرد مبتنی بر نیاز، جهت گیری جامعه، دسترسی و مقرون به صرفه بودن، حفظ تعادل زیست محیطی، چند بعدی بودن و سازگاری فرهنگی، نگاه تمام گیر به عموم مسائل بوم، نقش مؤثری در فرآیند مدیریت منابع طبیعی بخصوص آب ایفا میکند. ایرانیان باستان، حدود ۳۰۰۰ سال پیش، با توسعه نوآوری هایی مانند قنات یا کاریز، چرخاب، پمپهای آبی و بادی، آب بند، گبربند، آب انبار و موارد دیگر، عزم خود را برای بقا و پیشرفت در شرایط بسیار سخت آب و هوایی نشان داده اند. بنابراین، شناسایی و تحلیل دانش بومی و ابتکارات محلی سازگار با کمبود آب، نقش مهمی در مدیریت منابع طبیعی منطقه ایفا میکند.

از ابتکارات آبخیزداری توسط بومیان بلوچستان جهت نفوذ دادن آب و جلوگیری از سیلاب
دانش بومی، دانشی است که از فرهنگ مردم سرچشمه میگیرد و در طول تاریخ، پیوسته در ارتباط با اکوسیستمها و تحت تأثیر مداوم فشارهای اجتماعی و بومشناختی شکل گرفته و توسعه یافته است. دانش بومی نه صرفاً به عنوان دانش اکتسابی است، بلکه دانشی است با دید همه جانبه که از روابط انسان، دیگر موجودات زنده و تأثیر متقابل بین آنها و محیط اشان ناشی میشود. ابتکارات محلی به اقدامات جمعی خاصی اشاره دارد که بدون کمک یا انگیزه های خارجی توسعه یافته و ریشه در ارزشها، هنجارها، فرهنگ و ظرفیت یک سیستم اجتماعی برای سازگاری با شرایط محیطی در زمینه مدیریت منابع طبیعی دارد.

درخت بومی آکاسیا منبع استفاده های بی شمار
خلاصه اینکه، استان سیستان و بلوچستان با توجّه به جمیع چالشهای موجودش، دارای پتانسیل بی نهایت برای توسعه اقتصاد پایدار است. استانی است که همه امکانات توسعه را یکجا داراست. از لحاظ قدمت تاریخی و باستان شناسی تک نمونه است. با ۳۰۰ کیلومتر ساحل و دسترسی به آبهای آزاد میتواند یک قطب توریستی و تجارتی بی نظیر باشد. دارای معادن بی شماری است و منابع بسیاری که هنوز ناشناخته اند. دارای پوشش مرتعی با ارزش و گیاهان شگفت انگیز، منحصر به فرد با مصارف دارویی و صنعتی است. علاوه بر اینها، به خاطر شرایط آب و هوایی مختلف و متنوع استعداد کشاورزی فوق العاده ای دارد. بطوریکه، دو قطب از قطب های مطرح کشاورزی ایران در سیستان و بمپور این استان قرار دارند.
در نهایت، راه حل علمی و واقعی برای ورشکستی آب در ایران نه پروژه های بسیار گرانقیمت و ضد محیط زیست وصل خلیج فارس و دریای عمان با دریای خزر است، نه پروژه های غارت و چپاول سد سازیهای قرارگاه خاتم الانبیای سپاه پاسداران. بلکه، محدود ساختن سد سازیهای بیرویه، سرمایه کذاری در احیاء قنوات، پیگیری تجربه اقتصاد آب استان سیستان و بلوچستان، یادگیری از تجربیات موفق تاریخی ملی و تطبیق تجربه های موفق مشابه جهانی، بدون کپی برداری یا این همانی کردن آن با شرایط محیط مشخص و اقتصاد ملی ایران است.








