به گزارش خبرآنلاین، علی شمخانی در شبکه ایکس در تاریخ ۲۱فروردینماه ۱۴۰۴نوشت: «استمرار تهدیدات خارجی و قرار گرفتن ایران در شرایط حمله نظامی میتواند منجر به اقداماتی بازدارنده مانند اخراج بازرسان آژانس و قطع همکاری با آن شود. انتقال مواد غنیشده به مکانهای امن و نامشخص در ایران نیز میتواند در دستور کار قرار گیرد».
اظهارات اخیر علی شمخانی، مشاور سیاسی علی خامنهای، در شبکه اجتماعی ایکس بار دیگر تناقضهای عمیق در گفتار و رفتار حاکمیت ایران را به نمایش گذاشته است. در حالی که حکومت ولایت فقیه سالها است بر ماهیت فریبکارانه صلحآمیز برنامه هستهای خود تأکید میکند، تهدیدات مکرر مقاماتش درباره اخراج بازرسان آژانس و انتقال مواد غنیشده به مکانهای مخفی، تصویری دیگر ارائه میدهد. موضع گیری شمخانی نشان میدهد چگونه حکومت خامنهای در تنگنای داخلی و خارجی، با تهدیدهای توخالی بهدنبال حفظ ظاهر است.
تهدید شمخانی، واکنش به فشار خارجی یا فریب داخلی؟
این اظهارات در پاسخ به تهدیدات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر «بمباران» ایران در صورت شکست مذاکرات هستهای مطرح شده است. اما آیا این تهدیدات نشانه قدرت حکومت است یا تلاشی برای پنهان کردن ضعفهایش؟ شمخانی با این سخنان، نهتنها به جامعه جهانی پیام میدهد، بلکه به بدنه هواداران داخلی حکومت نیز سیگنال میفرستد که حاکمیت در برابر فشارهای خارجی کوتاه نخواهد آمد. با این حال، این پیام در تضاد آشکار با واقعیتهای موجود است که حکومت خامنهای در بن بست و استیصال در مقابل بحرانهای داخلی و خارجی قرار دارد.
تناقض هستهای، از ادعای صلح تا تهدید سلاح
حکومت ایران سالهاست که ادعا میکند برنامه هستهایاش صرفاً برای اهداف صلحآمیز است. اما اظهارات اخیر مقامات حکومتی، از جمله صباغیان، عثمانی، مهاجرانی و صدیقی، که بهطور صریح یا تلویحی از امکان ساخت سلاح هستهای سخن گفتهاند، این ادعا را زیر سؤال برده است. حتی شایعاتی درباره تغییر فتوای خامنهای در مورد حرام بودن سلاح هستهای مطرح شده است.
تهدید شمخانی مبنی بر اخراج بازرسان آژانس و انتقال مواد غنیشده به مکانهای مخفی، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بهنظر میرسد واکنشی عصبی به فشارهای بینالمللی و تلاشی برای منحرف کردن افکار عمومی داخلی از ناکارآمدیهای حکومت است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها نسبت به عدم شفافیت ایران در برنامه هستهایاش هشدار داده است.
مذاکره در عمان، نقض شعر و شعارهای خامنهای
در میانه این تهدیدات، خبر مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در عمان، تناقضی دیگر را آشکار کرد. خامنهای بارها مذاکره با آمریکا را «ذلت» و «غیرشرافتمندانه» خوانده و تأکید کرده که تحت فشار و تهدید مذاکره نخواهد کرد. اما حالا کارگزارانش، از جمله عباس عراقچی، در حال گفتوگو با نمایندگان آمریکا هستند. آیا این ماهیت خامنهای را برملا میکند که مذاکره را غیر شرافتمندانه توصیف کرد، اما حالا که بنبست و بحرانها را عمیقتر میبیند ماهیت خود را رو میکند که شرافتی در کار نیست، بلکه بقا و هژمونی خامنهای مهم است حتی اگر بی شرافت باشی.
این چرخش آشکار نشان میدهد که حکومت در تنگنای فشارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، چارهای جز عقبنشینی ندارد. اما برای حفظ ظاهر و جلوگیری از ریزش بیشتر بدنه هوادارانش، به تهدیدهای بیپشتوانهای مانند سخنان شمخانی متوسل شده است. این نمایش دوگانه، نهتنها اعتبار حکومت را در داخل تضعیف کرده، بلکه در صحنه بینالمللی نیز آن را غیرقابل اعتماد جلوه داده است.
وارونگی گفتار، مسئول این دروغها کیست؟
سؤال کلیدی اینجاست: اگر مذاکره «ذلت» بود، چرا حکومت امروز به آن تن داده است؟ اگر برنامه هستهای صلحآمیز است، چرا تهدید به اقدامات مخفیانه و قطع همکاری با آژانس میشود؟ این وارونگیها و تناقضها، نتیجه مستقیم سیاستهای فریبکارانهای است که سالهاست حکومت برای حفظ قدرت خود به کار گرفته است.
شمخانی و دیگر مقامات، با این تهدیدات، سعی دارند عقبنشینیهای حکومت را بهعنوان «اقدامات بازدارنده» توجیه کنند. اما این فریب دیگر نمیتواند بدنه اجتماعی ناراضی و افکار عمومی آگاه را قانع کند. مردم ایران، که زیر بار فشارهای اقتصادی و سرکوب سیاسی کمر خم کردهاند، بهخوبی میدانند که این تهدیدات، نه برای دفاع از منافع ملی، بلکه برای بقای یک رژیم ناکارآمد است.
در همین زمینه
عقبنشینی تحقیرآمیز خامنهای، از مذاکره در عمان تا دعوت از نماینده آمریکا
بازی خطرناک حکومت خامنهای در بنبست استراتژیک
اظهارات شمخانی، بیش از آنکه نشانهای از قدرت باشد، پرده از بنبست استراتژیک حکومت برمیدارد. حکومت ایران در داخل با نارضایتی گسترده، بحران اقتصادی و ریزش پایگاه اجتماعی روبهروست و در خارج، با انزوای جهانی و فشارهای فزاینده. تهدید به اخراج بازرسان و انتقال مواد غنیشده، تلاشی است برای ایجاد هراس در جامعه جهانی و خرید زمان برای مذاکرات. اما این بازی خطرناک، نهتنها حکومت ایران را بهسوی انزوای بیشتر سوق میدهد، بلکه خطر تشدید تنشها و حتی درگیری نظامی را افزایش میدهد.
اظهارات شمخانی نشان میدهد که حکومت نمیتواند همزمان ادعای صلحطلبی کند و تهدید به اقدامات تحریکآمیز هستهای بکند، بدون آنکه اعتبار خود را از دست بدهد. مذاکرات عمان، هرچند غیرمستقیم، نشان میدهد که حکومت چارهای جز تن دادن به واقعیتهای جهانی ندارد. اما این عقبنشینی، با تهدیدهای توخالی همراه شده تا چهرهای مقاومتی اما فریبکارانه به هواداران داخلی نشان دهد.
مردم ایران، که از دروغها خسته شدهاند، دیگر فریب این نمایشها را نمیخورند. آتش نارضایتی در زیر پوست جامعه در حال زبانه کشیدن است و حکومت، با این سیاستهای دوگانه، تنها زمان سرنگونی خود را نزدیکتر میکند. آینده ایران، نه در دست تهدیدات بیپشتوانه شمخانی، بلکه در اراده مردمی است که برای آزادی و عدالت به پا خواهند خاست.
اظهارات علی شمخانی، نمونهای آشکار از استراتژی فریب و تناقضگویی حکومت ایران است. در حالی که حکومت در تنگنای داخلی و خارجی به مذاکره با آمریکا روی آورده، با تهدیدهای هستهای سعی دارد شکستهای خود را پنهان کند. اما این بازی دوگانه، نهتنها حکومت را نجات نخواهد داد، بلکه خشم مردم و فشارهای جهانی را تشدید خواهد کرد.







