سختیهای زندگی معلمان امر پوشیدهای نیست. آنان هر روز در کف خیابانها دردهایشان را فریاد میزنند.
اما حکومت بیخیال از دردهای مردم و با خیال نسبت به رفاه و آسایش سردمداران حکومتی هیچ اهمیتی به وضعیت دردناک این معلمان و فرهنگیان آزاده و شریف که نقش تربیت فرزندان ایران زمین را دارند نه تنها نمیدهد بلکه با سرکوب و دستگیری و زندان، قصد خفه کردن صدای دردمند آنان را دارد. آنچه در روز یکشنبه ۱۱اردیبهشت در شهرهای ایران بخصوص بوشهر اتفاق افتاد این واقعیت را بیشتر نمایان نمود.
جایگاه معلمان و حکومت ولایت فقیه
معلمان آزاده و شریف زندگیشان قرین سختیهای بسیاری است. سختی از بابت مسئولیتی که بر عهده دارند.
آنان متعهد به آموزش و تربیت نسلی هستند که آینده مردم محسوب میشوند. آنان با شوق وصف ناپذیری از شیره جان خویش مایه میگذارند تا هر آنچه که از علم و دانش اندوختهاند به نسلهای بعدی منتقل کنند.
شکوفایی ملتها و پیشرفت شان درگرو تلاش همین قشر پرتلاش و مسئول میباشد. اما در حکومت ولایت فقیه وضع به گونهای دیگر در رابطه با وضعیت این عزیزان میباشد.
آنان علاوه برسختیهایی که نسبت به شغل شرافتمندانه شان دارند سختیهای معیشتی را هم باید تحمل کنند و رنج آن را به جان بخرند و این مشکلات شان را مضاعف میکند. آنچه در این حکومت در رابطه با وضعیت زندگی معلمان وجود دارد خلاف اهتمام ورزی فوق العادهای است که سایر کشورهای متمدن مبذول میدارند.
در این رابطه ژاپن کشوری است که علی رغم نداشتن منابع ملی و معدنی بیشترین توجه را به حرفه معلمان دارد و نماد جایگاه اول معلمان را در کشور از آن خود نموده است و جزو افتخارات ملی آن کشور قرار داده است.
اما برعکس در حکومت ضدمردمی و نالایق ولایت فقیه آنچه که نصیب معلمان آزاده و شریف میهن شده است، سختی و رنج که نه تنها بر زندگی شخصی شان سایه افکنده بلکه روی آموزش و تربیت دانش آموزان هم تاثیر منفی گذاشته است.
سختیهای معلمان در مناطق محروم
رسانه حکومتی ایسنا گزارشی از وضعیت معلمان در مناطق محروم درج نموده است که گویای این واقعیت است که حکومت علی خامنهای چه وضعیت فاجعه آمیزی را برای این قشر رقم زده است.
ایسنا درد و رنج آنها را اینگونه گزارش میدهد «با وجود اهمیت شغل معلمان و ارزش معنوی بالای آن برخی افراد هستند که به دلیل تدریس در مناطق محروم با سختیها و مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم میکنند برای مثال روستاهای دور افتاده منطقه موگویی و بازفت در چهارمحال و بختیاری از این مناطق محروم هستند که افراد بومی و معلمانی که از سایر شهرستانها برای تدریس به این مناطق میروند از امکاناتی مانند برق، اینترنت و سایر ابزار آموزش به روز محروم هستند».
معلمان شریف در این مناطق علاوه براینکه از امکانات فوق محروم هستند سایر مشکلات هم فشار و سختیها را به آنها تحمیل نموده است. [خیزش معلمان؛ گزارشی مستند از وحشتزدگی حکومت در تهران]
از جمله طبق گزارش رسانه حکومتی ایسنا «مشکلات در مناطق محروم به نبود اینترنت و برق منتهی نمیشود برخی از این نقاط به دلیل صعبالعبور بودن دارای جاده و مسیر رفت و آمد مناسب نیستند و همین موضوع مشکلات را برای معلمان غیربومی و دانشآموزان چندین برابر میکند و معلمان مجبور به ساکن شدن چندماهه در آن مکان و دوری از خانواده میشوند».
اوضاع اسفناک در منطقه موگویی چهار محال و بختیاری
مناطق محروم مناطقی هستند که مشکلات شان یا فراموش شده یا ارادهای از جانب حکومت برای رفع آنها نیست. دراین رابطه یکی از معلمین شریف میگوید «منطقه موگویی در چهارمحال و بختیاری یکی از مناطق محروم است که اولین مشکل این منطقه نبود جاده است همچنین در این منطقه مدارس دارای استانداردهای لازم نیستند، آنتن تلفن، گیرنده تلویزیون و… نیز از جمله امکاناتی است که مردم در این منطقه از وجود آنها محروم هستند». علاوه برمشکلاتی که معلمان شخصا با آن مواجه هستند سایر مشکلات هم مشغله ذهنی آنان میباشد.
عباس هلیلی معلمی دردمند در گفتگو با رسانه ایسنا میگوید «در یک منطقه درحال تدریس هستم که مدرسه با استفاده از سنگ، چوب و گل ساخته شده است که در زمان بارندگی امکان ریزش وجود دارد و به دلیل سردی هوا و بارندگی نیز امکان ادامه تدریس بیرون از ساختمان مدرسه وجود نداشت».
فقر و ترک تحصیل دانش آموزان
وضعیت اسفناک در مناطق محروم باعث میشود که دانش آموزان این استعدادهای آینده میهن مجبور به ترک تحصیل شده و یا چند کلاس بیشتر تحصیل نکنند. هلیلی در این رابطه میگوید «در برخی نقاط منطقه موگویی نیز متاسفانه مدرسه وجود ندارد و به همین دلیل دانشآموزان مجبور به ترک تحصیل میشوند برای مثال در روستای تلو تنها تا پایه ششم ابتدایی امکانات آموزشی وجود دارد و دانشآموزان با توجه به سن پایین و همچنین نبود جاده مناسب قادر نیستند برای ادامه تحصیل به سایر نقاط و یا مناطق شهری رفت و آمد داشته باشند».
معلمان مناطق محروم و تحمل سختی ها به خاطر عشق و علاقه
علی رغم تمام سختی ها و اهمال کاریهای حکومت در حق این آموزگاران محروم اما آنان به دلیل عشق و علاقهای که به مسئولیت خطیر خود دارند همه مشقتها را تحمل میکنند.
یکی از این معلمین آزاده که در مناطق محروم مشغول تدریس میباشد میگوید «معلمانی که از سایر نقاط چهارمحال و بختیاری به منطقه موگویی برای تدریس اعزام میشوند امکان رفت و آمد ندارند بلکه در برخی مدارس مکانی برای اسکان این افراد در نظر گرفته میشود و معلمان با وجود سختیهای دوری از خانواده اما به دلیل عشق و علاقه به شغل خود و خدمت به دانشآموزان تمامی این سختیها را تحمل میکنند».
یکی دیگر از آنان که درمنطقه بازفت به این حرفه اشتغال دارد میگوید: «عشق به شغل معلمی و شیرینی آموزش و تدریس به دانشآموزان تنها عاملی است که موجب میشود معلمان تمامی سختیها مانند مشکلات رفت و آمد به مناطق محروم، اسکان چندماهه در این مناطق و دوری از خانواده را تحمل کنند». این برخلاف آن عشق و علاقهای که حکومت گران به زندگی لاکچری و خریدهای میلیونی و سفرهای فوق تصور برای خرید سیسمونی است میباشد.
البته طبیعی است چون مردم با باندهایی مواجه هستند که تنها غارت و چپاول حرفه شان است و این تفاوت بسیار با حرفه شرافتمندانه آموزگاران دارد.
معلم دیگری از منطقه بازفت در چهار محال بختیاری نسبت به وضعیت اسفناک منطقه میگوید «در این منطقه متاسفانه شرایط مناسبی وجود ندارد و به همین دلیل معلمان نیز در شرایط سختی کار خود را انجام میدهند مشکل مربوط به جاده، اینترنت و… از جمله مهمترین مشکلات است همچنین مدارس این منطقه از امکانات مناسبی بهرهمند نیستند که این موضوع کار آموزش را برای معلمان با مشکل مواجه میکند و در انتقال بهتر مطالب به دانشآموزان نیز اختلال ایجاد میشود».
صدیقه خرمی معلم دبستان رفن کوه در چهار محال بختیاری میگوید «بخش اعظم سختی شغل معلمی در مناطق محروم کمبود وسایل آموزشی است برای مثال کمبود وسایل الکترونیکی آموزشی و وسایل آزمایشگاهی از جمله امکانات مورد نیاز برای آموزش بهتر دانشآموزان است که نبود این وسایل آنها را از داشتن آموزش با سطح بالا محروم میکند».
معلمان و دانش آموزان سرگردان
آنچه که مایه تاسف میباشد به دلیل سیاستهای ضد آموزشی حکومت و بی توجهی به وضعیت مردم مناطق محروم خیلی از دانش آموزان و همچنین آموزگاران در وضعیت سرگردانی بسر میبرند. این مناطق نیاز به مدرسه دارند. فضای آزاد محیط مناسبی برای آموزش نیست. اما از طرف دولت هیچ توجهی به این وضعیت دردناک نمیشود و دراین رابطه معلمی دیگر میگوید «سال گذشته قولهایی درخصوص ساخت مدرسه در یکی از روستاهای منطقه موگویی از سوی مسئولان داده شد اما متاسفانه تاکنون این قول اجرایی نشده است و دانشآموزان و معلم این منطقه دچار سرگردانی شدند چرا که مکان مناسب برای تشکیل کلاس وجود نداشت و در فضای آزاد نیز با توجه به سردی هوا امکانپذیر نبود و به همین دلیل برخی از دانشآموزان این روستا مجبور به ترک تحصیل شدند».
با این وضعیت فاجعه بار آموزشی و با تمام سختیهایی که معلمان دارند، آیا حکومت ولایت فقیه توان حل مشکلات و معضلات معلمان و دانش آموزان این مناطق محروم را دارد؟
آنچه در این چهاردهه ثابت شده است حکومت ولایت فقیه تنها اولویت هایی که در برابر خود دارد و به آن توجه ویژه ای دارد، هزینه کردن برای بقای خود میباشد.
بقایی بر روی ویرانیهایی که ایجاد کرده و هر روز که میگذرد پایه های لرزان آن بیشتر مشاهده میشود.
مردم دیگر تحمل این وضعیت را ندارند. خرابی چون ز حد بگذشت آباد میگردد. آبادی که با برچیده شدن بساط این غارتگران و چپاولگران محقق خواهد شد و معلمان شریف به دور از هر سختی و مشقت، نسل آینده میهن را به خوبی تربیت خواهند نمود و مقدمات شکوفایی میهن را فراهم مینمایند.








