لبخند زیر خط فقر؛ بحران خاموش سلامت دهان در ایران
دندانپزشکی برای میلیونها ایرانی اکنون؛ خدمتی پرهزینه است که زیر فشار فقر و کاهش قدرت خرید، بارها به تعویق میافتد. دادههای اعلامشده وزارت بهداشت نشان میدهد بحران سلامت دهان از کودکی تا سالمندی امتداد دارد و فاصله میان «نیاز به درمان» و «توان دسترسی» هر روز عمیقتر میشود. وقتی هزینه درمان از سفره خانوار پیشی میگیرد، پوسیدگی از کودکی آغاز میشود و در سالمندی به بیدندانی میرسد؛ زنجیرهای که فقر، کمبود متخصص و ضعف پیشگیری آن را بازتولید میکند.
بحران از دندانهای شیری آغاز میشود
در گروه سنی ۵ تا ۶ سال، ۸۴٫۳ درصد کودکان به خدمات دندانپزشکی نیاز دارند؛ یعنی بیش از ۸ کودک از هر ۱۰ کودک پیشدبستانی ۶۹ درصد نیازها مربوط به ترمیم و درمان پوسیدگی و ۱۲٫۳ درصد مربوط به کشیدن دندان است. نیاز به کشیدن دندان در ۵ سالگی، نشانه روشن شکست آموزش، پیشگیری و مداخله زودهنگام است؛ شکستی که هزینهاش مستقیماً بر دوش خانواده میافتد.
بیشتر بخوانید
پشت نیمکتهای پر؛ هزاران کودک همچنان از تحصیل بازماندهاند
این چرخه در نوجوانی متوقف نمیشود، حدود ۷۵ تا ۷۶ درصد نوجوانان ۱۲ و ۱۵ ساله همچنان مشکل دندانی دارند. درمان بهموقع میتوانست بسیاری از این آسیبها را مهار کند، اما گرانی دندانپزشکی و پوشش ناکافی بیمه، مراجعه را تا زمان درد شدید عقب میاندازد. در سنین ۳۵ تا ۴۴ سال، میزان نیاز به ۸۶٫۱ درصد میرسد؛ انباشت همان پوسیدگیهایی که سالها بیدرمان ماندهاند.
سالمندی؛ پایان پرهزینه یک چرخه درماننشده
در گروه سنی ۶۵ تا ۷۴ سال، ۵۲ درصد افراد به ستدندان و پروتز کامل نیاز دارند. این رقم فقط یک شاخص پزشکی نیست؛ نشانه محرومیت از غذا خوردن راحت، گفتوگو و لبخند است. وقتی دندانپزشکی عمدتاً از جیب پرداخت میشود، سالمند کمدرآمد ناچار است میان درمان، خوراک، مسکن و دارو یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که از اساس ناعادلانه است. علت آن هم سیاستهای حکومتی است که بجای پرداختن به رفاه و سلامت مردم هزینههای اساسی را صرف سیاستهای جنگ طلبانه، تروریسم و بنیادگرایی میکند و آنچه برای مردم ایران باقی میماند همین وضعیت دردناک است که گوشهای از آن را در وضعیت دندانپزشکی مردم میتوان دید.
فقر، جغرافیا و سیاستگذاری ناکارآمد
ریشه بحران فقط رفتار فردی نیست. کمبود متخصص در مناطق روستایی و حاشیهای، تمرکز امکانات در شهرهای بزرگ و هزینههای سرسامآور دندانپزشکی دسترسی را طبقاتی کرده است. بیماری که برای یک معاینه یا آموزش ساده باید کیلومترها سفر کند و در صف بماند، عملاً از نظام پیشگیری حذف میشود. این وضعیت با فقر گسترده و اولویتگذاری ناکارآمد منابع عمومی توسط حکومت ایران تشدید شده است؛ جایی که سلامت دهان در حاشیه بودجه و بیمه قرار میگیرد. خروج از این چرخه به توسعه خدمات پایه در شبکه بهداشت، پوشش واقعی بیمه، برنامه منظم مدارس و توزیع عادلانه نیروی متخصص نیاز دارد. تا زمانی که سیاستگذاری، درمان را کالایی لوکس ببیند، دندانپزشکی برای گروه بزرگی از مردم همچنان مترادف درد، بدهی و انتظار خواهد بود.
منابع
- رسانه حکومتی هفت صبح ۴ مهرماه ۱۴۰۵ «دندانهای کودکان را دریابیم»
- رسانه حکومتی ویستا ۴ مهرماه ۱۴۰۵ «…چرا دندانپزشکی برای همه دسترس نیست؟»







