یک شهروند دیگر بنام غفار اکبری در ملکان قربانی خشونت سازمانیافته شد. در ادامه سلسله وقایع تلخ خشونت در بازداشتگاهها، غفار اکبری، شهروند ۴۸ساله اهل شهرستان ملکان، پس از سه هفته تحمل شکنجههای هولناک، جان خود را از دست داد. این پدر چهارفرزند که به اتهام قتل عمد بازداشت شده بود، روز شنبه ۲۶آبان در بیمارستان سینای مراغه و پس از دو روز کُما، تسلیم جراحات وارده شد.
شکنجه غفار اکبری در بازداشتگاه؛ آغاز تراژدی
غفار اکبری، اهل روستای یونقونلوی جدید ملکان، از همان ساعات نخست بازداشت در تاریخ ۸آبان، در بازداشتگاه اداره آگاهی ملکان تحت شکنجههای شدید قرار گرفت. به گفته یک منبع آگاه، مأموران وی را با لباسهای خیس و بدون آب و غذا به مدت ۴۸ ساعت نگه داشتند. انواع شکنجههای غیرانسانی نظیر آویزان کردن، کشیدن ناخنهای پا و ضرب و شتم بیرحمانه بخشی از فشارهایی بود که بر او اعمال شد.
ممانعت از درمان پزشکی غفار اکبری نقشی کلیدی در مرگ
منابع آگاه میگویند غفار اکبری در حالی که وضعیت جسمانیاش بهشدت وخیم بود، به سلول انفرادی زندان مراغه منتقل شد. پزشک بهداری زندان، دکتر رضا سعادتیان ورجوی، بارها نسبت به خطر مرگ وی هشدار داد و خواستار انتقال او به مراکز درمانی شد. اما این درخواستها با مخالفت اکبر سلمانپور، بازپرس پرونده، مواجه شد. نهایتاً، زمانی که اکبری به بیمارستان سینا منتقل شد، دیگر دیر شده بود و وی دو روز بعد بر اثر شدت جراحات درگذشت.
فشارهای امنیتی بر خانواده برای سکوت
پس از مرگ غفار اکبری، پیکر وی برای کالبدشکافی به پزشک قانونی تبریز منتقل شد و هنوز به خانوادهاش تحویل داده نشده است. نهادهای امنیتی با تهدید خانواده، تلاش کردهاند از رسانهای شدن این جنایت جلوگیری کنند.
نقش عوامل سرکوب در سیستم قضایی و انتظامی در شکنجه و قتل
بر اساس گفتههای منابع نزدیک به خانواده اکبری، دادستان ملکان، مرتضی علیانسب، و بازپرس اکبر سلمانپور مستقیماً دستور این بازداشت تحت فشار و اعمال شکنجه را صادر کردهاند.
در همین زمینه
قتل پاکبان زحمتکش؛ تصویر عریان خشونت حکومتی
اعتراضات مردمی و برخورد نیروهای امنیتی
پس از انتشار خبر مرگ غفار اکبری، مردم خشمگین ملکان در مقابل دادگستری این شهر تجمع کردند. در واکنش به این اعتراضات، نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی با حضور گسترده در شهر، فضای امنیتی سنگینی ایجاد کردهاند. دادستان ملکان نیز بهدنبال اعتراضات از ساختمان دادسرا فرار کرده است.
مردم ملکان با هشدار نسبت به این جنایت، خواستار محاکمه آمران و عاملان این قتل شدند. اما در واکنش، نیروهای سرکوبگر در هنرستان خامنهای ملکان مستقر شدهاند. به نظر میرسد فضای این شهرستان همچنان ملتهب و تحت کنترل امنیتی باشد.
این یک قتل است، نه حادثه
ماجرای قتل غفار اکبری نشاندهندهی نقض فاحش حقوق بشر در حکومت خامنهای و گسترش شیوههای خشونت در بازداشتگاهها است. این رویداد بیانگر وضعیت حقوق بشر در حکومت ولایت فقیه است که با ماهیت ضد بشری در شهرهای ایران سرکوب و در زندانها اعدام و شکنجه را هر روز افزایش میدهد.
خامنهای تلاش میکند که از اهرم اعدام و شکنجه هرچه بیشتر فضای ملتهب و انفجاری جامعه ایران را در محاق برده تا امکان هرگونه قیام و خیزش از جانب مردم ایران را بگیرد. هدف از این جنایات تضمین برای بقای حکومت است که دیکتاتور مفلوک اینگونه فکر میکند که با سرکوب و جنایت میتواند حاکمیت جهل و جور و ستم ولایت فقیه را حفظ کند. اما پایان حکومت ولایت فقیه سر رسیده است و هیچ گریزی از سرنگونی محتوم ندارد.







