«خط فقر غذایی»، هشدار یک قتلعام خاموش، با تداوم حکومت ننگین آخوندی، شدت ویرانی اقتصادی به جایی رسیده است که واژههای مرسوم در اقتصاد نیز بیانگر وضع موجود نمیباشد. در همین راستاست که حتی اقتصاددانهای حکومتی نیز نسبت به آن به اشراف رسیدهاند. آنها از واژگان جدید خود ساختهای برای تشریح وضعیت موجود استفاده میکنند. کارگزاران حکومتی بجای «خطفقر» که میزان آن ۱۰میلیون تومان تعیین شده است، از خط دیگری بنام «خط فقر غذایی» یا «خط معیشت» نام میبرند که میزان آنرا به ازای هر نفر ۶۷۰ هزار تومان تعیین کردهاند. «خط معیشت» همان «خط مرگ» است که اگر خانوادهای نتواند این میزان درآمد را حاصل کند از تأمین حداقلهای غذایی نیز عاجز میماند.
«خط فقر غذایی» ۶۷۰هزار تومان است
علیرضا عسگریان معاون مشارکتهای مردمی کمیته امداد که سخنانش در روزنامههای حکومتی روز دوشنبه ۷بهمن ماه ۹۹منتشر شده است میگوید: «بسیاری از خانوادههای کارگری زیر خط فقر یا در مرز «خط فقر غذایی» قرار دارند. خط فقر غذایی به ازای هر نفر ۶۷۰هزار تومان است».
عسگریان که در چهارمین وبینار موسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی صحبت مینمود، درباره «نظام متمرکز تأمین اجتماعی برای آحاد مردم»، به آمارهای هولناکی اشاره کرده و میگوید، هماکنون جمعیتی حدود ۲۰میلیون نفر هستند که نیازمند پوشش تأمین اجتماعی میباشند. عسگریان با توجه به شرایط اقتصادی حاضر و کم شدن ارزش پول ملی و بیکاری روز افزون کارگران و گرانی کالاها گفت: [مرکز رصد ماهانه در ۱۸۰۰نقطه نمونهبرداری میکند و خط فقر غذایی را تعریف میکند. اکنون «خط فقر غذایی» به ازای هر نفر ۶۷۰هزار تومان است و اگر خانواده سه نفره را با حداقل دستمزد در نظر بگیرید، بسیاری از خانوادههای کارگری زیر خط فقر یا در مرز «خط فقر غذایی» قرار میگیرند].
بیشتر بخوانید
تورم ۳۰درصدی و شلاق فقر بر تن رنجور جامعه
آمارهای مرکز آمار ایران و عمق فاجعه
این اعترافات حکومتی فقط گوشه کوچکی از واقعیت جامعه و فشار سرسام آوری که بر روی مردم وارد شده است را نشان میدهد. واقعیت هولناک این است که بنابر اعتراف مرکز آمار ایران، جمعیتی بالغ بر سهمیلیون نفر از شاغلین کشور بیکار هستند. اما شاخصی که مرکز آمار برای داشتن شغل در نظر گرفته آنست که: «اگر فردی در طول هفته یکساعت نیز کاری درآمدزا انجام داده باشد شاغل محسوب میگردد».
با نگاهی دقیقتر به مطالعات آماری مرکز آمار ایران، عمق فاجعه روشنتر میشود. در سند منتشره مرکز آمار ایران که در پائیز سال ۱۳۹۸ منتشر شده آمده است: «بررسي نرخ بیکاری جمعیت ۱۰ساله و بیشتر نشان ميدهد كه ۶/۱۰ درصد از جمعیت فعال، بیکار بودهاند. براساس این نتایج، نرخ بیکاری در بین زنان نسبت به مردان و در نقاط شهری نسبت به نقاط روستایي بیشتر بوده است».
چنانچه مشاهده میشود، کارگزاران حکومتی کودکان کار ۱۰ساله را که باید سرکلاس باشند را نیز جزو نیروهای کار شاغل آوردهاند. علت این است که میخواهند آمارهای خود را با اضافه نمودن شمار کودکان کار بالانس نموده و از دادن آمار واقعی خودداری نمایند.
هشدار یک قتلعام خاموش
آمارهای مختلفی در مورد میزان جمعیت بیکاران تحصیلکرده کشور در نشریات حکومتی آمده است. در آمارهای ذکر شده، تعداد فارغالتحصیلان دانشگاهی بیکار کشور از ۲میلیون تا ۴میلیون نفر ذکر شده است. این جمعیت همان نیروی کار اصلی کشور است که باید بعد از گذراندن ۱۶سال تحصیل و یا بیشتر، سکان اقتصاد کشور را بدست گیرند. اما بواسطه نابودی اقتصاد کشور در عرصههای صنعتی و کشاورزی و خدماتی، چنین نیروی عظیمی بیکار مانده است.
بنا بر اعتراف کارگزاران حکومتی، با احتساب خط فقر ۱۰میلیون تومانی، حدود ۷۰میلیون از جمعیت کشور زیر خط فقر قرار دارند. اگر معیار جدید حکومتی مبنی بر «خط فقر غذایی» را در نظر بگیریم که میزان آن ۶۷۰هزار تومان است، حتی اگر یک میلیون نفر از این جمعیت ۷۰میلیونی که در زیر خط فقر قرار دارند، زیر «خط فقر غذایی» قرار داشته باشند، هشدار یک قتلعام خاموش سراسری در کشور است. زیرا این جمعیت توان خرید قوت روزانه برای زنده ماندن را هم ندارند.







