تورم ۳۰درصدی و شلاق فقر بر تن رنجور جامعه شلاق میزند. اما برغم همه دروغگوییها و آمارسازیهای آخوند روحانی برای پوشاندن بیکفایتیهایش، هر روز که میگذرد گوشه دیگری از جنایات حکومت آخوندی رو میشود. هر چند که خامنهای با مطرح کردن اقتصاد مقاومتی سیاستهای ضد مردمی خود را توجیه نموده و روحانی نیز با لودگی مدعی میشود که اقتصاد ایران از کشور آلمان هم رشد بیشتری داشته است.
اما واقعیت این است که در این روزها، فقر و بیکاری چنان بر زندگی آحاد جامعه مستولی شده که روزنامههای حکومتی نیز نسبت به ادامه این وضعیت هشدار میدهند و میگویند: «تورم ايران را گوشه رينگ اقتصادي بيمار انداخته است ولي اين مردم هستند که مشتهاي پشت سر هم اين وضعيت را ميخورند».
روزنامه صمت وابسته به وزارت صنعت، معدن و تجارت در روز ۲۴دی۹۹ با درج مطلبی با سرمقاله «فاصله ۳ برابری معیشت با مزد»، به گوشههایی از این تورم افسارگسیخته اشاره دارد. هرچند که مطلب ناقص و فقط به موضوع میزان حقوق کارگران میپردازد، اما اجباراً به نرخ بالای بیکاری جوانان و از بین رفتن عدالت اجتماعی در جامعه میرسد.
تورم روی همه جوانب زندگی مردم اثرگذار است
روزنامه «صمت»، ابتدا به ناعادلانه بودن حداقل دستمزد کارگران پرداخته و آنرا متناسب به تورم موجود در اقتصاد کشور نمیداند. در این رابطه مینویسد: «هنگامی که حداقل دستمزد از هزینههای معیشتی کمتر است، افزایش مزد براساس نرخ تورم، بهتدریج شکاف مزدی به درهای عمیق تبدیل میشود. زیرا تورم ۳۰درصدی موجود، تأثیر بیشتری بر دیگر هزینههای زندگی میگذارد تا مزد».
سپس تاکید میشود که: «کم بودن نرخ حداقل دستمزد، اثرات اقتصادی فراوانی خواهد داشت. کاهش درآمد به کاهش تقاضا منجر میشود و این نیز به تعمیق رکود راه خواهد برد. تعداد افراد چندشغله افزایش پیدا میکند که این نیز بر امکان اشتغال جوانان و فارغالتحصیلان دانشگاهی اثر سوئی خواهد گذاشت. یکی از عوامل رسیدن نرخ بیکاری جوانان به ۲۵درصد همین است».
بیشتر بخوانید
کاخ های آباد شما و کلبههای ویرانه ما؛ چه کسی میماند؟
تامین ارز نیروی قدس سپاه با پولشویی از سامانه ارزی نیما
از خشم مردم بترسید، آدرس غلط ندهید
فرامرز توفیقی، رئیس کمیته دستمزد شورای عالی کار در روز ۱۱دیماه با اعتراف به اینکه یک فاصله ۲۹۳درصدی بین سبد معیشت با جیب کارگران بوجود آمده است. یاوهگوییهای روحانی را زیر سؤال برد و گفت: «ناهماهنگیهای داخلی را نباید به گردن تحریمها انداخت. نباید بجای رفع نقصانهایی که در جامعه به وجود آمده آدرس کاخ سفید را داد».
وی در ادامه سخنانش به خشم پنهان در جامعه اشاره کرد و مسئولان کشور را نسبت به آن هشدار داد. وی با یادآوری میزان خودکشیها، تنفروشیها و فروش اعضای بدن توسط مردم محروم، هشدار داد و گفت: «اگر مسئولان به همین سیاستها ادامه دهند. در چند سال آینده با افزایش ازدواجهای سفید، عدم فرزندآوری و نگهداری حیوانات خانگی بیش از پیش روبرو خواهیم شد».
البته این فرد که خود یکی از کارگزاران حکومتی است. او نتوانسته و یا نخواسته نتیجه این سیاستهای ضدمردمی را که انفجار خشم اجتماعی و قیامهایی از جنس آبان ۹۸ پیش رو دارد را بیان کند. که همان گر گرفتن آتش خشم محرومانی است که در زیر تازیانه سرکوب و کرونا همچنان مشتعل مانده است.
با بازی با کلمات نمیتوان واقعیتها را انکار کرد
میزان تورم و نابرابریهای اجتماعی چنان گسترش یافته که امروزه به عنوان اصلیترین تهدید درونی نظام آخوندی تبدیل گشته است. در همین راستاست که همه کسان و روزنامههایی که بدنبال نجات این حکومت رو به سقوط هستند به دست و پا افتاده و هر یک به شیوهای خطر را گوشزد مینمایند. روزنامه آرمان نیز در همین رابطه در روز ۲۵دی مینویسد «بازی با کلمات توسط دولتمردان، برای انکار واقعیت است».
از یکطرف سیاستها و ادعاهای خامنهای را زیر سؤال برده و مینویسد: «اقتصادی که قرار بود مقاومتی باشد، اقتصادی که قرار بود روی پای خودش بایستد و به توان داخلی تکیه کند، امروز به یکی از وابستهترین اقتصادهای جهان تبدیل شده است».
در ادامه نیز به لفاظیها و یاوهگوییهای روحانی اشاره میکند و مینویسد: «مدیران اقتصادی کشور تا به امروز هیچ برنامهریزی دقیق و درستی برای رشد اقتصادی نداشتهاند. توجه مدیران اقتصادی به واردات است. همیشه به کمکهای خارجی چشم دوختند که این باعث شد تا تولید در داخل قطره قطره آب شود».
اقتصاد کشور در گوشه رینگ
روزنامه حکومتی آرمان حد تورم را از ۳۰درصد بالاتر میداند و مینویسد: «در این روزها، مردم تورم بالای ۴۰درصد را تجربه میکنند. درحاليکه میتوانست اینگونه نباشد. تصویر کلی اقتصاد ایران امروز چیزی جز فقر را نشان نمیدهد. تورم، ايران را گوشه رينگ اقتصادی بيمار انداخته است. ولی اين مردم هستند که مشتهای پشت سرهم اين وضعيت را میخورند».
در ادامه مطلب نیز تاکید میشود؛ چندين سال است که تورم بالا و دو رقمی، يکی از اجزای اصلی اقتصاد ايران را تشکيل داده است. اين تورم بالا، خطرات زياد و اثرات بسيار مخربی در کشور داشته و دارد. که يکی از مهمترين آنها فقيرتر شدن مردم است. اين فقر به کاهش قدرت خريد مردم در تأمين کالاهای اساسی و مهم منجر شده است.







