جنبش دانشجویی ایران ، انبار باروت منفجر نشده جنبش دانشجویی ایران، در تاریخ سیاسی ایران نقش بسزایی داشته و بدرستی، هر زمان که به میدان آمده، آتشزنه قیامی ملی و عمومی گشتهاند. به دلیل همین جایگاه روشنگرانه و انقلابی که قشر دانشجو دارد، و رژیم آخوندی خوب به آن اشراف دارد، در طول ۴۰سال حاکمیت ننگین خود، سعی کرده است تا این قشر عظیم را عقیم نماید و نگذارد در اعتراضات اجتماعی نقشی داشته باشند. اما این توهم همه دیکتاتوریهاست که تصور میکنند دستگاههایی را که در زیر ضرب سرکوب ساختهاند، به میل آنها کار خواهند کرد. اما جنبش دانشجویی ایران انبار باروتی است که هنوز در قیام فعلی منفجر نشده است.
کشور ما ایران، از ابتدای انقلاب مشروطه تا کنون، حرکتهای آزادیخواهانه خود را مدیون روشنفکران متعهد و قشر آگاه جامعه است. در شرایطی که سلطه روس و انگلیس بر دربار و پارلمان ایران حاکم بود، تعدادی روشنفکر مستقل و متعهد بودند که راهنمای مسیر آزادی و حرکت به سوی تمدن نوین شدند. هر چند تعداد آنان اندک بود، اما اندیشههایشان بلند و آزادیخواهانه بود و همانها بودند که جنبشهای انقلابی را در تبریز و رشت و خراسان واهواز و کردستان و بوشهر هدایت کردند.
در زمان دیکتاتوری رضاخانی، به یمن پیشرفت جامعه بشری و بلوغ سرمایهداری، مراکز آموزشی و دانشگاهی در دنیا توسعه یافتند. به تبع آن، در ایران نیز بذر دانشگاهها و آموزش سراسری کاشته شد. هرچند که ظرفیت دانشگاههای ایران در آن دوره کم بود و قشر دانشجوی ایرانی هنوز رشد کیفی نکرده بود. اما همان تعداد دانشجو، ظرفیت فکری و اجتماعی آنرا داشتند که پایههای حرکتهای سازمانیافته و حزبی را در ایران ریختند و دوره اول حرکتهای دانشجویی در ایران، بوجود آمد.
پس از رضا خان قلدر، در دوره دیکتاتوری محمد رضا شاه، قشر دانشجوی ایرانی، به چنان رشد و نقش تاثیر گذاری رسید که در دوره ۳۷ ساله محمد رضا شاه، بارها و بارها، دانشجوی ایرانی نقش ارزندهای در تعیین سیاست و تحولات اجتماعی پیدا کرد.
اولین حرکت و جدی ترین حرکت قشر دانشجو در این مرحله، در مهر سال۱۳۳۲ بوجود آمد که دانشگاه و بازار بهم پیوسته و بر علیه کودتای ارتشبد زاهدی قیام کردند.
حرکت بعدی و تاریخی جنبش دانشجویی ایران، در همان سال یعنی، در ۱۶آذر سال۱۳۳۲ اتفاق افتاد. یعنی وقتی که نیکسون معاون رییسجمهور وقت آمریکا، به ایران سفر کرد و دانشجویان که هدف از این سفر و مناسبات وابستهگرای دربار را خوب فهم میکردند، بپاخواسته و اعتراض کردند. نیروهای ویژه شاه به دانشگاه و کلاسهای درس حمله کرده و صدها دانشجو را زخمی و بازداشت نمودند. در این اقدام سرکوبگرانه، سه دانشجو بنامهای احمد قندچی، آذر شریعت رضوی و مصطفی بزرگنیا با شلیک گلولهها به خاک افتاده و از آن پس، نامشان در تاریخ ایران جاودانه شد و روز ۱۶آذر به افتخار نام آنها، «روز دانشجو» نام گرفت.
در مهرسال۱۳۳۳ باز جنبش دانشجویی بود که در اعتراض به قرارداد کنسرسیوم به میدان آمد و با این قراداد خائنانه مخالفت کرد. در دیماه همان سال، بار دیگر دانشجویان در اعتراض با تغییر استقلال دانشگاه به میدان آمدند.
تجمع اعتراضی دانشجویان لرستان، کارگران تاکستان، رانندگان اهواز و غارتشدگان در سال۱۳۳۹ وقتی که در انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی تقلب شد، جنبش دانشجویی به میدان شتافت و به این سیاست ضد مردمی شاه اعتراض کرد.
در سال۱۳۴۰ شدیدترین برخوردها بین حکومت با جنبش دانشجویی پیش آمد. زیرا رژیم شاه پانزده دانشجوی دانشسرای عالی را اخراج کرده بود. و جنبش دانشجوی یکسره به دفاع از آنان برخواسته بود.
در سال۱۳۴۶ درگذشت جهان پهلوان تختی بود که قشر آگاه جامعه و دانشجویان، مسبب آنرا دربار و شاه میدانستند. اینبار نیز دانشجویان در اعتراض به قتل این قهرمان ملی و مردمی به خیابانها آمده و به سیاست حاکم اعتراض کردند.
در اسفند سا ل۱۳۴۸ دولت نرخ بلیت اتوبوسهای شرکت واحد را گران کرد و باز این دانشجویان بودندکه در اعتراض به این تصمیم، که بر علیه قشر کم درآمد جامعه بود به میدان آمدند.
جدیترین و شکوهمندترین حرکت جنبش دانشجویی ایران، در سال۱۳۵۷ بود که نطفههای مخالف با شاه در دانشگاهها بسته شده و بعد به خیابانها کشیده شد و نهایتا به پیروزی مردم، در انقلاب ضد سلطنتی منجر گردید.
پس از انقلاب سال۵۷، خمینی که به جایگاه دانشگاه و دانشجو بخوبی واقف بود. میدانست که همین دانشگاههای کشور و دانشجویان آگاه آن هستند که بذر آگاهی را در کل جامعه میپاشند. به همین دلیل، خمینی، دانشگاه و جنبش دانشجویی را پاشنه آشیل خود میدانست که هر دم ممکن است از این طریق ضربه بخورد. با چنین درکی از جنبش دانشجویی، در شروع حکومتش با طرحی بنام «انقلاب فرهنگی»، ضد فرهنگیترین و ضد انقلابیترین حرکت را علیه جنبش دانشجویی و گروههای سیاسی موجود بکار گرفت.
خمینی از سال ۵۹ تا۶۲ دانشگاهها را، به بهانه نفوذ جریانات سیاسی و فرهنگ غربی تعطیل نمود. پس از بازگشایی دانشگاهها، ابتدا تصفیه شدیدی بین استادان و دانشجویان صورت داد و موضوعی بنام سهیمه بندی را در نظام آموزش عالی ایران جاری کرد.
نظام سهیمهبندی در دانشگاهها، بخاطر وجود جنگ خانمانسوز ۸ساله بود که خمینی، به کسانی که به جبهه رفته بودند، این امتیاز را داد تا بتوانند بدون کسب لیاقتهای آموزشی در دانشگاهها حضور یابند. در ادامه این روند، با پایان جنگ و بلوغ بیشتر تضادهای اجتماعی، رژیم سعی کرد تا با پرکردن کلاسهای دانشگاهها، توسط عناصر بسیجی و وابسته بخود، جو دانشگاه را کنترل کرده و نگذارد اعتراضی شکل بگیرد. اما باز هم آندسته از دانشجویان که به فرهنگ مبتذل بسیجی آلوده نشده بودند، در مناسبتهای مختلف، صدای اعتراض خود را بر علیه سیاستهای غلط حاکمیت بلند کردند.
آخوندهای حاکم که میدانند عنصر دانشجو بخاطر محیط بالنده آن، همواره به عنوان یک تهدید بشمار میآیند سعی کردند این قشر تهدید آفرین را به انواع و اقسام آلودگیهای مواد مخدر و تفننهای مبتذل آلوده کنند تا گرد مسائل سیاسی نگردند. یعنی حاضر به آن هستند که دانشجو به هر ابتذالی آلوده شود اما سیاسی نشود.
در قیام ۱۳۸۸ و حوادث کوی دانشگاه، قشر دانشجو بار دیگر نشان داد، همچون همیشه هوشیار و بیدار است و در هر فرصتی که بدست آورد، نقش خود را بخوبی ایفا مینماید. و در اعتراض به تقلب در انتخابات، کوی دانشگاه را سنگر آزادی کردند.
به همین دلیل بعد از انتخاب روحانی در سال۱۳۹۲، عمده تشکلهای دانشجویی تعطیل شد و حتی تحمل آنرا نکردند که دانشجو مینیمم تشکل صنفی خود را داشته باشد. زیرا میدانند هر شعار صنفی در گام بعد سیاسی خواهد بود.
اکنون بعد از ۴۰سال حاکمیت ننگین آخوندی، بار دیگر لرزه سرنگونی به ارکان رژیم افتاده و انقلابی ظفرنمون، براه افتاده است. از نیمه شب۲۴آبان۹۸ تاریخ ایران ورق خورده است و ملت محروم و ستمدیده ایران، بار دیگر با تمامی قوا و شجاعت بی نظیری به صحنه آمدهاند تا طومار ننگین این رژیم را در هم بپیچند. اکنون دامنه انقلاب و اعتراض به همه استانهای کشور و بیش از ۱۳۷ شهر گسترش یافته است. بیش از۲۰۰ شهید و ۳۰۰۰ زخمی، نتیجه این عزم انقلابی مردم است.
رژیم در این ۵روز سعی کرده است نگذارد که دانشجویان و دانش آموزان کشور، به ارتش انقلاب مردمی به پیوندند. یا کلاسها را تعطیل کردهاند یا درب دانشگاهها را قفل کردهاند. اما در روزهای گذشته، فریادهای همبستگی دانشجویان دانشگاه تهران و بعضی دانشگاههای دیگر از پشت دیوارها و میلههای آن بگوش دنیا رسید. وقت آنست تا جنبش دانشجویی ایران، در این لحظه تاریخی که مردم غیور ما به صحنه آمده و تمامیت رژیم را به چالش کشیدهاند، هرچه زودتر به مردم و خیابانها پیوسته و رسالت خود را ایفا نمایند.
ما را در ایکس ایران آزادی دنبال کنید ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید







