ملا، ایران، فقر و عزلت استراتژیک
به یمن دولت رئیسی، ۵۲میلیون ایرانی از کالابرگ [همان کوپن سابق] استفاده میکنند. موضوعی که به تمسخر، برخی از آن با عنوان «فقر و تنهایی استراتژیک نام بردهاند.
روزنامه ایران متعلق به دولت رئیسی اخیرا از استفاده ۵۲میلیون ایرانی از کالابرگ یا همان کوپن سابق خبر داده است. تیتر این است «کالابرگ در سفره ۵۲ میلیون ایرانی»!
گویی دولت رئیسی با گذشت عقربههای ساعت و زمان کاری ندارد. یا خود را عامدانه به فراموشی زده است. از این حیث که ۲سال پیش در اسفند ۱۴۰۰ که تازه در ماههای آغازین کار بود، وعده میداد که فقر مطلق نباید به سال۱۴۰۲ برسد و باید در سال ۱۴۰۱ برطرف شود. همان موقع نیز این دستورات «استراتژیک» رئیسی خنده تلخ حضار را برانگیخت. همگان میدانستند که این بلوفی بیش نیست. با دستور و بخشنامه نمیشود تورم ۴۰ تا ۵۰درصدی را ریشهکن کرد.
مضافا وعده زدودن فقر مطلق که زاییده تورم افسار گسیخته است نیز تحقق نمییافت. اما رئیسی که تازه از راه رسیده بود با واقعیتهای جامعه اصلا کاری نداشت. او آمده بود تا برای خامنهای دستاورد بتراشد و دستاوردسازی کند. در وقت اضطرار نیز چماق دست او برای سرکوب باشد. آن چیزی که در سال ۴۰۱ به وضوح دیدیم.
سوختن برگ استراتژیک خامنهای
در واقع رئیسی برای خامنهای قرار بود یک برگ استراتژیک باشد که باید در راستای خط انقباض و خالصسازی، نقش عروسک خیمهشببازی را ایفاء میکرد. اما همزمان و به موازات برای خالینبودن عریضه در مورد اجرائیات کشور نیز «افاضاتی» ایراد میکرد. از ساخت ۴میلیون مسکن، تا ایجاد ۴میلیون شغل و ریشهکنکردن فقر مطلق.
رئیسی در اوهامش مدعی میشد که صفی از اقتصاددانان را به خط خواهد کرد و برنامهای ۷۰۰۰ صفحهای نیز دارد که ایران را شکوفا! کند. دیگران که رقیب رئیسی در نمایش انتخابات ۴۰۰ بودند هر کدام وعدهای میدادند از یارانه چند میلیونی و آوردن پول نفت به سفرههای مردم و… بسیاری از این دست.
اما رئیسی که از خمره در آمد، همه این شرکاء را نیز که برای وی و خامنهای بازارگرمی کرده بودند را در کابینه خود به کار گرفت. حالا ثمره تمامی وعدههای رئیسی و آن دیگران رسیده است به کوپن و کالابرگ الکترونیک. افتخار هم میکنند که ۵۲ میلیون ایرانی در سفرهشان از کالابرگ استفاده خواهند کرد!
روزگار دیدن عجایب است و شنیدن غرایب. ماشین و اهرم استراتژیک خامنهای که از پیشتر و در پستر او را «دولت جوان حزباللهی» میخواند، سوختی ندارد که حرکت کند. عبارت بهتر آن که موتورش سوخته است. به همراه، معیشت میلیونها ایرانی را نیز با خود سوزانده و به خاکستر تبدیل کرده است.
در همین زمینه
نان و دولتی که در تامین آن درمانده است
پایان سیاستهای استراتژیک ملایان، بازگشت کوپن!
خرده معیشت و سرمایهای نیز اگر برای مردم ایران باقی مانده به مدد ذخائر استراتژیک ایران مانند نفت و مشتقات آن است که آنهم توسط ملایان و دولتش به غارت خامفروشی و فروش با تخفیف بالا و نزدیک به چوب حراج، به برادران چینیشان میرود.
از این که حاکمیت و دولت حاکم بر کشوری با ثروتهای عظیم ایران، افتخارش این است که مایحتاج اولیه مردم را با کوپن تامین میکند خود گویای همه چیز است. در چنین حاکمیتی قطعا چیزی که هیچ محلی از اعراب ندارد توسعه اقتصادی و ایجاد سیستمهای پایدار میباشد. رشد موجودی سرمایه نفت و گاز ایران از سال ۹۸ به این سو منفی شده است. وضعیت سرمایه صنعت نیز که پیشتر، از سال ۹۶ منفی شده بود.
انزوای تاریخی، بینالمللی و منطقهای ملایان
موضوع به جایی رسیده است که در همایش سالانه «انجمن علوم سیاسی ایران» که مهرههای جناح مغلوب حاکمیت فراهم کرده بودند، به حقایق تلخی اشاره شد.
فارغ از کشمکشهای معمولی، علیاکبر صالحی، از وزرای پیشین خارجه ملایان، در مورد انزوای تاریخی، بینالمللی و منطقهای ملایان نکته مهمی را ایراد کرد. صالحی گفت «ما در حال حاضر دچار تنهایی استراتژیک هستیم»! این جمله از برخی لحاظ کاملا درست است و از برخی جهات نه. از بابت انزوای جهانی ملایان امری کاملا درست است اما از لحاظ غارتگری ملایان چندان درست نمینماید.
ملایان نشان دادهاند برای بود خود، حاضرند هر آن چه مردم ایران و کشورشان از سرمایههای استراتژیک دارند را غارت کنند. این غارتگری برای آن است که چند روزی بیشتر بر مسند قدرت باقی بمانند. به عبارت دیگر آنها استراتژی غارت تا قطره آخر را پیش گرفتهاند.
در این بین اما آنها دچار «تنهایی استراتژیک» نیستند، گروههای نیابتی و مزدورانشان در کشورهای خاورمیانه، شریک سرمایههای مردم ایرانند که بسیاری از این مردم زیر خط فقر مطلق دست پا میزنند.







