وقتی آمار تلفات جادهای به سند ناکارآمدی ساختاری بدل میشود
در جنگ کریمه، فلورانس نایتینگل وقتی وارد بیمارستانهای نظامی شد، دریافت که بیشتر سربازان نه در میدان جنگ، بلکه بر اثر عفونت و بینظمی جان میدهند. او فهمید مرگ، نتیجه یک گلوله نیست؛ نتیجه یک ساختار ناکارآمد است. امروز نیز تلفات جادهای در ایران یادآور همان حقیقت تلخ است. مردم نه فقط در تصادف، بلکه در دل یک نظام معیوب جان میبازند.
تلفات جادهای در ایران دیگر یک حادثه نیست؛ یک روند ساختاری است. آمارها نشان میدهد کشور در میان بدترینهای جهان قرار دارد. بر اساس دادههای پژوهشکده بیمه، ایران رتبه ۱۸۸ از میان ۱۹۰ کشور را در ایمنی تصادفات دارد. این جایگاه تصادفی نیست. این نتیجه دههها سیاستگذاری رانتی و بیپاسخگویی است.
سالانه حدود ۸۰۰ هزار تصادف رخ میدهد. روزانه ۴۰ نفر کشته میشوند. یعنی هر ۳۶ دقیقه یک انسان جان میدهد. تلفات جادهای پس از آلودگی هوا، دومین عامل مرگ در کشور است. این ارقام، یک فاجعه ملی را نشان میدهد که عادیسازی شده است.
آماری که فریاد میزند
بر اساس گزارشهای رسمی، در ۹ ماهه ۱۴۰۴ بیش از ۱۵ هزار و ۵۱۳ نفر در تصادفات جان باختند. این رقم نسبت به سال قبل افزایش دارد. میانگین سالانه حدود ۱۹ هزار و ۸۰۰ کشته ثبت شده است. طی ۲۰ سال، ۳۹۶ هزار نفر جان خود را از دست دادهاند. این عدد از تلفات بسیاری از جنگها بیشتر است.
بیش از ۶ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر نیز در این مدت مجروح یا معلول شدهاند. حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد آنان دچار معلولیت دائم هستند. ۶۲ درصد جانباختگان در سن کار قرار دارند. بیشترین تلفات مربوط به گروه سنی ۲۰ تا ۳۰ سال است. یعنی ستون فقرات سرمایه انسانی کشور نابود میشود.
پیامد جنگ و فروپاشی اقتصاد: از رکود جهانی تا انفجار اجتماعی در ایران
برآوردها نشان میدهد حدود هفت درصد تولید ناخالص ملی صرف پیامدهای تصادفات میشود. هزینه هر جانباخته بیش از ۲۲۰ میلیارد ریال برآورد شده است. این ارقام فقط پول نیست. اینها عمر از دسترفته، خانوادههای فروپاشیده و آیندههای نابودشدهاند.
در تعطیلات نوروز ۱۴۰۴، ۷۴۷ نفر جان باختند و بیش از ۱۶ هزار نفر مجروح شدند. هر سال همین سناریو تکرار میشود. آمار بالا میرود، چند روز سوگواری رسانهای شکل میگیرد، و سپس سکوت.

خودرو ناایمن؛ صنعت رانتی و جان مردم
فرمانده کل انتظامی اعلام کرد ۵۰ تا ۶۰ درصد تصادفات فوتی به خودروهای ناایمن مربوط است. برخی خودروهای داخلی «ارابه مرگ» خوانده شدند. سهم خودروهای داخلی مانند پراید و پژو در تصادفات، بیش از ۵۰ درصد اعلام شده است.
مرکز پژوهشهای مجلس نیز از «افول ذاتی» کیفیت صنعت خودرو سخن گفته است. تعداد عیوب فنی در سه ماه نخست استفاده، سه برابر میانگین جهانی است. در بسیاری از تصادفات، کیسههای هوا عمل نکردهاند. گزارشها نشان میدهد تجهیزات ایمنی یا فعال نمیشوند یا کیفیت لازم را ندارند.
با این حال، ساختار رانتی صنعت خودرو همچنان مصون مانده است. انحصار، نبود رقابت، و پیوندهای سیاسی اجازه پاسخگویی نمیدهد. هر بار که موضوع واردات مطرح میشود، شبکههای قدرت مانع میشوند. تلفات جادهای در این میان به حاشیه رانده میشود.

میانگین تعدادکشته تصادفات برای ششماهه ابتدایی سال۱۴۰۴ درهراستان ۳۷۴ نفر میباشد
جادههای فرسوده و نظارت نمایشی
بخش مهمی از تلفات جادهای به زیرساختهای ناکارآمد مربوط است. بسیاری از جادهها آسفالت فرسوده دارند. خطکشیها محو شدهاند. روشنایی ناکافی است. گاردریل وجود ندارد. نقاط حادثهخیز ترمیم نشدهاند. در برخی استانها نبود آزادراه موجب تمرکز خطر در محورهای اصلی شده است.
در شهر تهران، ۴۷ درصد تصادفات فوتی مربوط به موتورسواران است. بسیاری از آنها کلاه ایمنی ندارند. اما چرا نظارت مؤثر شکل نمیگیرد؟ چرا آموزش و کنترل به سطحی از کارآمدی نمیرسد که جان انسان را حفظ کند؟
کارزارهایی مانند «نه به تصادف» یا شعارهای تبلیغاتی تأثیر معناداری نداشتهاند. ساختار تبلیغاتی جایگزین اصلاح واقعی شده است. تمرکز بر «عامل انسانی» اغلب پوششی برای فرار از مسئولیت نهادی است. وقتی خودرو ناایمن و جاده غیراستاندارد تولید میشود، تقلیل مسئله به رفتار راننده سادهسازی خطرناک است.

تعدادمصدومان تصادفات ترافیکی درششماه اول سال۱۴۰۴
فاجعهای که عادی شده است
تلفات جادهای به بخشی از زندگی روزمره بدل شده است. جامعه با عددها مواجه است، نه با انسانها. هر عدد اما یک خانواده داغدار است. یک کودک یتیم است. یک نیروی کار حذفشده است.
در کشوری که مدعی امنیت است، جادهها به قتلگاه تبدیل شدهاند. این وضعیت نتیجه ضعف مدیریتی ساده نیست. نتیجه یک ساختار بسته و غیرپاسخگو است. ساختاری که در آن جان شهروندان اولویت ندارد.
مقایسه با کشورهایی چون ژاپن یا انگلستان شکاف عمیق را نشان میدهد. با وجود تعداد بیشتر خودرو، تلفات آنها بهمراتب کمتر است. تفاوت در فرهنگ نیست؛ در حکمرانی است. در نظامی که پاسخگو باشد، استاندارد ایمنی الزامآور میشود. در ساختار رانتی، سود بر جان انسان غلبه میکند.
تلفات جادهای آینهای از وضعیت کلان کشور است. صنعتی انحصاری، زیرساخت فرسوده، نظارت نمایشی و بیمسئولیتی نهادی. تا زمانی که این چرخه قدرت تغییر نکند، جادهها همچنان مقصدشان مرگ خواهد بود.
این بحران، تصادفی نیست. نتیجه منطقی سالها مدیریت غیرشفاف و سیاستگذاری رانتی است. وقتی جان شهروند در معادلات قدرت جایگاهی ندارد، جادهها نیز امن نخواهند شد.
آرمین بهاری
منابع:
خبرگزاری ایرنا، ۲۶/۱۱/۱۴۰۴
خبرگزاری مهر، ۳۱ تیر ۱۴۰۴
بیبیسی ، ۱۵/۱/۱۴۰۴







