تحلیل بازتابهای کنفرانس برلین درباره حقوق بشر و فعالیتهای اطلاعاتی رژیم ایران
هفته گذشته، برلین میزبان کنفرانسی با عنوان «ایران، حقوق بشر زیر تیغ اعدامها، فرصتها برای تغییر و مسئولیت اروپا» بود؛ نشستی که در ساختمان کنفرانس مطبوعاتی فدرال و در مجاورت پارلمان آلمان برگزار شد و با حضور چهرههای سیاسی، حقوقی و امنیتی برجسته این کشور، به صحنهای مهم برای طرح واقعیتهای نقض حقوق بشر در ایران و هشدار نسبت به تهدیدات امنیتی رژیم جمهوری اسلامی در خاک اروپا تبدیل گردید.
توقف اعدامها و مقابله با تروریسم سازمانیافته
این گردهمایی با دو پیام اساسی همراه بود: نخست، ضرورت اقدام فوری برای توقف موج گسترده اعدامها در ایران که بنا به گزارشها در ماههای اخیر به شکل بیسابقهای افزایش یافته است؛ و دوم، لزوم مقابله قاطع با فعالیتهای وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در اروپا، بهویژه در آلمان، که بنا بر اسناد ارائهشده در این نشست، در حال گسترش و سازمانیافتهتر شدن است.
ریاست جلسه را کارستن مولر، رئیس کمیسیون حقوقی مجلس فدرال آلمان، بر عهده داشت. حضور مقاماتی چون پتر آلتمر، وزیر اقتصاد پیشین و از نزدیکان آنگلا مرکل، سفرای سابق و رؤسای پیشین نهادهای امنیتی، بر وزن سیاسی و رسانهای این نشست افزود. شرکتکنندگان با استناد به مدارک و شهادتها، از تهدید، ارعاب و فشار وزارت اطلاعات بر خانوادههای مخالفان سخن گفتند؛ اقدامی که هدف آن، ایجاد رعب و خاموش کردن صدای مقاومت حتی در تبعید عنوان شد.
ابعاد امنیتی؛ از تهدید مخالفان تا نفوذ اطلاعاتی در خاک آلمان
بخش مهمی از مباحث کنفرانس به تشریح شیوههای نفوذ و فشار دستگاه اطلاعاتی ایران اختصاص داشت. گزارشها نشان میدهد که مأموران این وزارتخانه از طریق تماسهای تلفنی، پیامک، شبکههای اجتماعی و حتی شناسایی تصویری در تجمعات اعتراضی، فعالان ایرانی در اروپا را هدف قرار میدهند. همزمان، خانوادههای این افراد در داخل کشور احضار، بازجویی و در مواردی زندانی میشوند تا از این طریق، مخالفان را وادار به سکوت یا همکاری کنند.
اداره فدرال حراست از قانون اساسی آلمان (سازمان امنیت داخلی) نیز در ارزیابی رسمی خود تأیید کرده است که جمهوری اسلامی از «ابزارهای تروریسم دولتی» برای مقابله با مخالفان خود در خارج استفاده میکند. بر اساس گزارش این نهاد، فعالیتهای جاسوسی و تهدیدآمیز رژیم علیه ایرانیان تبعیدی یکی از محورهای اصلی عملیات اطلاعاتی تهران در خاک آلمان است.
نشانه قدرت یا ضعف؟ تحلیل رفتار رژیم
پرسش محوری این است: آیا این گسترش تهدید و سرکوب در خارج از مرزها نشانه قدرت رژیم است یا ضعف آن؟
تحلیلگران و سخنرانان کنفرانس بر این باورند که چنین اقداماتی نه از موضع اقتدار، بلکه از سر درماندگی و ترس حاکمیت ناشی میشود. رژیمی که در داخل کشور ناگزیر به توسل مداوم به اعدام برای حفظ کنترل اجتماعی است، در واقع ضعف مشروعیت خود را آشکار میکند.
آمارهای ارائهشده تکاندهنده بود: تنها در یک ماه گذشته صدها نفر در ایران اعدام شدهاند؛ بهطور متوسط هر دو ساعت و نیم یک اعدام. این موج اعدامها تلاشی است برای پوشاندن شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی و مهار جامعهای که دیگر تسلیم سیاستهای سرکوبگرانه نمیشود.
به همین ترتیب، تهدید مخالفان در اروپا تلاشی است برای سرکوب صدایی که در داخل مهارشدنی نیست. وقتی دستگاه امنیتی ایران خانواده پناهجویان تازهوارد را در ایران تحت فشار قرار میدهد تا آنان را از فعالیت سیاسی در اروپا بازدارد، در واقع ناتوانی خود را در مهار صدای اعتراض در درون مرزها فریاد میزند.
مماشات یا پاسخ قاطع؛ آزمون سیاست اروپایی
شرکتکنندگان در کنفرانس برلین تأکید کردند که سیاست مماشات، طی سالهای گذشته، مهمترین عامل گسترش تروریسم حکومتی ایران در خاک اروپا بوده است. نمونه بارز این موضوع، پرونده اسدالله اسدی، دیپلمات ایرانی بازداشتشده در آلمان، است که قصد داشت بمبی را در گردهمایی سالانه مقاومت ایران در پاریس منفجر کند. کشف دفترچه تماسهای او که شامل بیش از ۲۸۰ ارتباط با مأموران اطلاعاتی در کشورهای مختلف بود، تنها بخش کوچکی از ابعاد این شبکه ترور دولتی را آشکار کرد.
از نگاه تحلیلگران، ادامه این سیاست نرمگیرانه به معنای بیتوجهی به امنیت اروپا و نقض آشکار اصول دموکراسی و حاکمیت قانون است. از اینرو، شرکتکنندگان در نشست خواستار اقدامات عملی شدند:
- ارجاع پرونده نقض حقوق بشر در ایران به شورای امنیت سازمان ملل؛
- پیگرد قضایی عاملان و آمران اعدامها بر اساس اصل صلاحیت جهانی؛
- قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی اتحادیه اروپا؛
- قطع همکاری و اخراج مأموران اطلاعاتی رژیم از خاک کشورهای اروپایی؛
- و آغاز گفتوگوی رسمی و هدفمند دولتهای اروپایی با شورای ملی مقاومت ایران به عنوان آلترناتیو دموکراتیک.
بازتاب رسانهای و پیام به داخل ایران
کنفرانس برلین بازتاب گستردهای در رسانههای آلمان داشت. روزنامههایی چون تاگساشپیگل، آکسبورگر آلگماینه و دی ولت به تفصیل درباره شواهد ارائهشده از تهدید مخالفان ایرانی در اروپا نوشتند و مواضع رسمی نهادهای امنیتی را منتشر کردند. به گفته ناظران، این سطح از توجه رسانهای، موضوع را از سطح «ادعاهای اپوزیسیون» فراتر برده و آن را به مسئلهای امنیتی در دستور کار دولت فدرال آلمان تبدیل کرده است.
پیامی که از دل این نشست به جامعه ایران مخابره شد، روشن است: فشارها و تهدیدهای رژیم نه نشانه اقتدار بلکه نشانه درماندگی آن است. مقاومت سازمانیافته ایرانیان در داخل و خارج، رژیم را واداشته است تا مرزهای سرکوب خود را به بیرون از کشور بکشاند؛ اقدامی که خود گواهی است بر تأثیرگذاری این مقاومت.
نتیجهگیری؛ نشانه ضعف، نه قدرت
تروریسم دولتی جمهوری اسلامی در اروپا، از پرونده اسدی تا تهدید فعالان تبعیدی، بازتابی است از ساختار بحرانی حاکمیتی که مشروعیت داخلی و پایگاه اجتماعی خود را از دست داده است. اعدامهای گسترده، فشار بر خانوادهها و عملیات اطلاعاتی در خارج، همه ابزارهایی هستند برای پنهان کردن ضعف و هراس رژیم از آیندهای که دیگر نمیتواند آن را کنترل کند.
کنفرانس برلین نشان داد که افکار عمومی و نهادهای سیاسی در اروپا بهتدریج نسبت به این تهدید آگاه شدهاند. اگر این روند ادامه یابد و سیاست قاطع جایگزین مماشات شود، هزینه سرکوب برای رژیم بالا خواهد رفت و این خود میتواند به تقویت جنبش دموکراتیک مردم ایران منجر شود.
در نهایت، پاسخ به پرسش نخست روشن است: تروریسم رژیم در اروپا نه نشانه قدرت، بلکه اعترافی آشکار به ضعف و ترس از سقوط است.







