آمارهای رسمی، ابعاد تازهای از فروپاشی اقتصادی و اجتماعی را آشکار کردهاند
بحران معیشتی زخمی که بر پیکر زندگی مردم ایران هر روز عمیقتر میشود. در حالی که حکومت سالها تلاش کرده با آمارسازی و تبلیغات، تصویر واقعی اقتصاد ایران را پنهان کند، اکنون حتی رسانههای وابسته و گزارشهای رسمی نیز دیگر قادر به انکار عمق بحران نیستند. «بحران معیشتی» امروز به مهمترین دغدغه میلیونها ایرانی تبدیل شده است. سفرههایی که هر روز کوچکتر میشوند، جوانانی که امیدی به اشتغال ندارند و خانوادههایی که زیر فشار اجارهبها و تورم خرد شدهاند، تصویری از جامعهای است که در آستانه انفجار اجتماعی قرار گرفته است.
روزنامه شرق در شماره پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، با استناد به گزارش فصلی اقتصاد ایران در پاییز ۱۴۰۴ که توسط مرکز آمار ایران منتشر شده، بخشی از واقعیت پنهانمانده اقتصاد کشور را آشکار کرده است. آماری که نهتنها نشانه رکود اقتصادی، بلکه بیانگر گسترش بحران معیشتی در تمام لایههای جامعه است.
بر اساس این گزارش، جمعیت ایران از مرز ۸۴ میلیون نفر عبور کرده است. با این حال، نرخ رشد جمعیت روندی نزولی دارد و بعد خانوار نیز کاهش یافته است. میانگین بعد خانوار از ۳.۳ نفر در سال ۱۳۹۵ به ۳.۲ نفر رسیده است. این کاهش، تنها یک تغییر آماری نیست. بسیاری از خانوادهها دیگر توان اقتصادی برای فرزندآوری یا حتی حفظ ساختار سنتی خانواده را ندارند. بحران معیشتی مستقیماً بر سبک زندگی و آینده نسل جوان تأثیر گذاشته است.
بحران معیشتی و فرار از روستاها
گزارش مرکز آمار نشان میدهد ۷۶ درصد جمعیت کشور اکنون در شهرها زندگی میکنند. روند مهاجرت به شهرها همچنان ادامه دارد. اما این مهاجرت نه نشانه توسعه، بلکه نتیجه نابودی اقتصاد روستایی است. کمبود فرصت شغلی، خشکسالی، فقر و نبود امکانات، بسیاری از روستاییان را وادار به ترک محل زندگی خود کرده است.
در سوی مقابل، شهرها نیز دیگر توان جذب این جمعیت را ندارند. حاشیهنشینی، افزایش اجارهبها و کمبود مسکن، زندگی را برای میلیونها نفر دشوارتر کرده است. بحران معیشتی در کلانشهرها اکنون به مرحلهای رسیده که بسیاری از خانوادهها ناچار به مهاجرت اجباری به مناطق حاشیهای شدهاند.
بیشتر بخوانید
همزمان بازار کار نیز با بحرانی گسترده روبهروست. طبق دادههای رسمی، نرخ مشارکت اقتصادی در پاییز ۱۴۰۴ به ۴۰.۷ درصد کاهش یافته است. این عدد نشان میدهد بخش بزرگی از جمعیت در سن کار، امید خود را برای یافتن شغل از دست دادهاند. بسیاری از جوانان تحصیلکرده یا بیکار هستند یا به مشاغل موقت و کمدرآمد روی آوردهاند.
وضعیت زنان در بازار کار از این هم بحرانیتر است. نرخ مشارکت اقتصادی مردان ۶۷.۸ درصد اعلام شده، اما این رقم برای زنان تنها ۱۳.۶ درصد است. میلیونها زن ایرانی عملاً از چرخه اقتصاد حذف شدهاند. نرخ بیکاری زنان نیز به ۱۶ درصد رسیده و در میان زنان جوان شهری، این نرخ به ۲۹.۵ درصد افزایش یافته است. این ارقام نشان میدهد بحران معیشتی بیشترین فشار را بر زنان و نسل جوان وارد کرده است.
تورم، اجارهبها و گسترش فقر
گزارش مرکز آمار همچنین از افزایش شدید اشتغال ناقص خبر میدهد. سهم اشتغال ناقص به ۷.۹ درصد رسیده است. به این معنا که میلیونها نفر اگرچه در آمار رسمی شاغل محسوب میشوند، اما درآمد آنها حتی کفاف ابتداییترین هزینههای زندگی را نمیدهد. در مناطق روستایی، نرخ اشتغال ناقص به ۱۱.۸ درصد رسیده که نشانه گسترش فقر پنهان است.
در کنار بحران اشتغال، تورم همچنان با سرعتی بیسابقه ادامه دارد. نرخ تورم سالانه کشور به ۴۲.۲ درصد رسیده است. برای خانوارهای روستایی، این نرخ حتی بالاتر و معادل ۴۵ درصد اعلام شده است. معنای این آمار برای مردم روشن است؛ حذف کالاهای ضروری، کاهش قدرت خرید و سقوط کیفیت زندگی.
اما شاید ملموسترین جلوه بحران معیشتی را بتوان در بازار مسکن مشاهده کرد. اجارهبها در تهران ۵۶.۶ درصد و در کل مناطق شهری ۶۰.۹ درصد افزایش یافته است. بسیاری از مستأجران دیگر توان تمدید قراردادهای خود را ندارند. خانوادههای زیادی ناچار به ترک خانه، مهاجرت به حاشیه شهرها یا زندگی در واحدهای کوچک و غیراستاندارد شدهاند.
واقعیت این است که حتی آمارهای رسمی حکومت نیز دیگر توان پنهانکردن ابعاد فاجعه را ندارند. وقتی رسانههای داخلی از بیکاری گسترده، تورم بالای ۴۲ درصد و جهش بیسابقه اجارهبها سخن میگویند، بهروشنی مشخص است که بحران معیشتی از مرحله هشدار عبور کرده است.
امروز جامعه ایران با ترکیبی خطرناک از فقر، بیکاری، ناامیدی و بیثباتی روبهروست. شکاف میان مردم و حاکمیت هر روز عمیقتر میشود. مردمی که هر روز فقیرتر میشوند، دیر یا زود واکنش خود را به ساختاری که عامل اصلی این فروپاشی است نشان خواهند داد.







