بحران بیکاری در ایران فاجعهبار است و میلیونها جوان ایرانی از بحران بیکاری رنج میبرند و این موضوع همچون یک بمبساعتی سران رژیم را به وحشت انداخته است. به دور از اظهارات سیاسی سران رژیم که تلاش دارند آمار بیکاران کشور را کم نشان داده و از پیامدهای تحریمها بکاهند، وضعیت بر روی زمین، کاملا متفاوت است.
ابراهیم رزاقی کارشناس اقتصادی و استاد اقتصاد دانشگاه تهران میگوید: «برخلاف آمارهای دولتی، ۱۵میلیون بیکار در جامعه داریم و جوانان بسیاری جویای کار هستند».
محمدرضا بادامچی رییس فراکسیون کار و کارآفرینی مجلس شورای اسلامی در شهریور۹۷در گفتوگویی با ایسنا میگوید: «قریب به ۲۰میلیون نفر جوانان ۱۵الی۲۹ ساله کشور بیکار هستند».
روزنامه جهان صنعت، در روز ۲۵اردیبهشت ۹۸نوشت: «از جمعیت ۸۲میلیونی ایران تنها ۲۴میلیون نفر شاغل هستند و ۵۸میلیون نفر کار نمیکنند».
در میان دعواهای باندی که بین باندهای حکومتی برقرار است و نمونه آن نیز در مناظرههای انتخاباتی نشان داده شد، هر باندی حرفهایی دارد که وقتی گوشههایی از آنرا افشا میکنند، نمایان میشود که چه میزان دزدی وغارت در بین مسئولین حکومتی وجود دارد. واگر هم در رد مطالب مطرح شده از طرف باند مقابل خود نکتهای میگویند، کم میگویند که زیاد نمیگویند.
سایت تابناک در ۱۵فروردین۹۷ نرخ بیکاری اعلام شده از طرف محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور را که بیش از سهمیلیون نفر اعلام کرده بود زیر سوال برده و نوشت: «آمار و ارقام اعلام شده از سوی مراکز آماری کشور نه تنها واقعیت ندارد، بلکه تعداد بیکاران کشور، حتما بیشتر از آن چیزی است که رئیس دفتر روحانی اعلام کرده است».
از آنجا که روحانی رئیس جمهور ارتجاع حاکم، در شرایط کنونی کشور و بر اثر تحریمها به تنگنای شدید اقتصادی افتاده و بقول خودش در این سالها بیشترین و سختترین فشارهای ۴۰ساله بر این حکومت ننگین وارد شده، و تا کنون به دروغدرمانی و امیددرمانی بسنده کرده بود، این پنبهاش در نزد مردم زده شده و دیگر برای حرفهایش پشیزی ارزش قائل نیستند.
حال برای سرخ نگه داشتن صورت خودش با سیلی، به آمار سازیهای دروغین روی آورده و در مورد بحران بیکاری، که سراپای کشور را فراگرفته، مدعی شده است که امسال بخاطر مشغلهزایی از طرف دولت، از تعداد بیکاران کشور کاسته شده است و تعداد بیکاران کشور را کمتر از سه میلیون نفر اعلام میکند.
مرکزآمار ایران در دوشنبه ۱۵ مهر۹۸ درگزارشی عنوان کرد که معیار سنی سنجش نرخ بیکاری تغییر کرده و از ۱۰ سال به ۱۵ سال رسیده است. و طبق این معیار سنجش، تعداد بیکاران کشور کاهش یافته است.
ابتدا باید از این حاکمان نالایق و غارتگر سوال کرد چرا تا بحال کودکان ۱۰ساله که باید در کلاسهای ابتدایی باشند را جزو نیروی کار محسوب کردهاند؟ و حالانیز که معیار سنجش خود را به ۱۵سال به بالا رساندهاید، مگر در این سنین جوانان میهن نباید در کلاسهای دبیرستانی مشغول تحصیل باشند که آنها را به عنوان نیروی کار محسوب میکنید؟
دوم بجای آنکه سربازان مشغول خدمت را هم شاغل حساب کنید، به فارغ التحصیلان دانشگاهی بپردازید که آمار بیکاری آنها بیش از ۴میلیون نفر میباشد و سالانه حدود ۸۰۰هزار نفر هم به آنها افزوده میشود.
طبق گزارش مرکز آمار خودتان، امروزه کشور با سونامی فارغالتحصیلان بیکار فوق لیسانس و دکترا روبروست و تعداد بیکاران فارغ التحصیل بیشتر از بقیه بیکاران میباشد.
شاید نیاز نباشد که بیش از این به معیارهای سنجش نرخ بیکاری توسط سران رژیم بپردازیم.
زیرا بروشنی پیداست که همه تلاش آنها براین است تا از سربازان و کسانی که حتی هفتهای یکساعت کار کردهاند، آمار شاغلان را سرهم کنند. زیرا هر کسی بروشنی میداند که برای ایجاد شغل باید کارخانجات و موسسات تولیدی و خدماتی و کشاورزی و غیره ایجاد شود تا بتوانند افراد را بخدمت بگیرند.
اما در نتیجه سیاستهای جنگافروزانه و ضدمردمی این رژیم، هر ساله هزاران کارگاه تولیدی کوچک تعطیل شده و میلیونها هکتار از زمینهای کشاورزی نابود شده است.
بعد از شروع تحریمها از سال گذشته، علاوه بر تعطیل شدن همه پروژههایی که با مدیریت کشورهای دیگر اداره میشد صدها کارخانه بزرگ کشور مانند کارخانجات نساجی، سرامیک سازی، کارخانه قند، ساخت لوازم خانگی، قطعه سازی، تولید سیمان و غیره تعطیل شدهاند و آنهایی هم که هنوز درب کارخانه خود را نبستهاند ظرفیت تولیدشان به کمتر از نصف رسیده و کارگران مازاد خود را اخراج کرده اند. و دولت روحانی آنها را بیکار تلقی نمیکند.
درهمین زمینه:
کارگران ایران و مشکل بیکاری و اخراج یا عدم پرداخت حقوق و مزایا
اخراج و بیکاری کارگران ایران در شرایط سخت گرانی و تورم افسار گریخته
به تاراج دادن کارخانه ها تحت عنوان خصوصی سازی؛ اخراج و بیکاری سهم کارگران







