ایران – آتش و ریزش ساختمان پلاسکو. باز هم خبر تأسفآور دیگر. ساختمان معروف پلاسکو با شروع یک آتشسوزی معمولی که بهراحتی قابل مهار کردن بود، در بهت و اندوه همگان در اثر گسترش آتش فرو ریخت و باعث کشته شدن تعدادی از آتش نشانان وظیفه شناس و از بین رفتن میلیاردها تومان از سرمایه کسبه و تجار ساکن در این برج ۱۷ طبقه گردید.
واقعهیی که باعث شگفتی مردم ایران که شاهد جانفشانیهای مأموران صدیق آتشنشانی با تمهیدات و تجهیزات بدوی بودند شد و تمام دنیا از این بیمبالاتی و بیبرنامگی متعجب و غافلگیر شدند بهطوریکه تیتر تلخ روزنامههای ترکیه در روز حادثه به اینگونه بود: ۱۱ سپتامبر ایران است.
ولی هواپیمایی وجود ندارد! تروریستی وجود ندارد! و یا خبرنگار اشپیگل علت وقوع حادثه را ابتدایی بودن وسایل آتشنشانی در ایران بیان نمود.
علل بروز آتشسوزی بارها در کانالهای مختلف خبری بیان گردیده لیکن موارد زیر در سایت آمد نیوز در تاریخ ۲ بهمن ماه منتشر گردیده که حاوی مطالب قابل تاملی میباشد. ساختمان پلاسکو پس از انقلاب جزو اموال و داراییهای بنیاد مستضعفان شد. … بنیاد مستضعفان بهعنوان مالک و متصرف ساختمان، در اقداماتی خلاف قانونِ ، اقدام به تغییر کاربری طبقات ۱۵، ۱۶، ۱۷ این برج نمود. این طبقات در زمان قبل از انقلاب شامل رستوران و سالنهای تفریحی بود که بعدها تیغهکشی و به انبار تبدیل و اجاره داده شد. لازم به ذکر است تبدیل سازه طبقات آخر برج به انبار، آنهم انبار لباس، منسوجات و پوشاک علاوه بر ایجاد اضافه بار بر روی سازه، احتمال بروز حریق را قوت میبخشید که این عامل، خود یکی از عوامل مؤثر در ریزش پلاسکو بوده و حریق در هنگام سرایت به طبقات فوقانی، از کنترل خارج شد. کل تأسیسات این ساختمان با سوخت گازوییل به تامین گرمای خود میپرداخته که در نتیجه همواره بالغ بر ۱۵۰ هزار لیتر گازوییل در زیر زمین برج دپو بوده است. اکنون پس از آواربرداری، شاهد آن هستیم که بهمحض رسیدن اکسیژن به مخروبه در اثر دمای بالای موجود، مجدداً آوار شعلهور میشود و البته قرابت لباسها و پوشاک در کنار گازوییل، باعث عدم موفقیت در خاموش کردن آتش در ۲۴ ساعت نخست این حادثه شد. قطع بودن سیستم آبرسانی و شیرهای آتشنشانی موجود در خیابان جمهوری باعث تعلل قابل ملاحظهای در عملیات اطفا گردید. بهدلیل قطعی این شیرها بود که سازمان آتشنشانی به ناچار اقدام به اعزام تانکر به محل عملیات کرد! پس از عدم رفع کمبود آب، در نهایت از شهرداری کمک گرفته شد تا تانکرهای آبیاری به محل اعزام شوند که در عکسهای حادثه نیز مشخص است. دپوی نیروهای ذخیره آتش نشان در طبقه همکف و اول، عامل دیگری در بالا رفتن آمار قربانیان آتش نشان است. عامل بعدی مسدود بودن پنجرهها بهدلیل نصب کولرها در نما بود تا باعث شود ارتباط حادثه دیدگان با پنجرههای ساختمان محدود شده و همچنین ورود آتش نشانان از طریق پنجرهها نیز دشوار شود. احتمال برق گرفتگی نیز مزید بر علت بوده است.
با توجه به جمیع موارد فوق و علل دیگری که ناگفته مانده، نهایتاً آتش سوزیی که میتوانست بهراحتی مهار شود، تبدیل به فاجعهای عظیم شد و تعدادی هموطنان در اثر اهمال و غفلت قربانی گردیدند. نکات جالبی نیز در سخنان موسی خاتم، یکی از مأموران ایستگاه ۲۰ آتشنشانی تهران به چشم میخورد. وی گفت وقتی رسیدیم ساختمان مشتعل بود. از پلهها رفتیم طبقه نهم. صدای ریختن سقف طبقات میآمد. خودمان را به طبقه دوم رساندیم. از طبقه دوم امکان پایینتر آمدن نبود. راهپلهها ریخته بودند. از بیرون ساختمان نردبان گذاشتند و خارج شدیم… . سال ۸۴ و ۸۵ درباره ناایمن بودن پلاسکو گزارش داده بودیم. ۳۰ بار اخطار تعطیلی آمده بود اما تعطیل نمیشد. … از ۴۰ دقیقه قبل از ریختن کل ساختمان صدای آوار میآمد و معلوم بود که ساختمان میریزد اما تخلیه نیروها صورت نگرفت. البته آتشنشانی هم از وضعیت ساختمان بیاطلاع بود اما وقتی حریق بهاصطلاح قارچی شد باید نیروها را بکشید بیرون. بعضی بچهها خودشان را از طبقات بیرون انداختند … . پوشاک از نفت و گازوییل و اورانیوم خطرناکتر است. شهرداری منطقه نتوانسته برای خارج کردن تولیدیها از پلاسکو اقدام کند. نتوانسته پلاسکو را تا ایمنشدن تخلیه کند… . تا جایی که میدانم از ایستگاه یک سه نفر، از ایستگاه ۶۴ یک شیفت کامل که ۱۲ نفر میشوند، از ایستگاه سه، ۱۲ نفر و از ایستگاه ۱۱۷ و ۱۸ سه نفر مفقود شدهاند. البته اطلاعاتم دقیق نیست. ایستگاههای دیگر را نمیدانم… .. ماشینی خریدهاند که چهار هزار لیتر آب دارد. این برای اروپاست که در خیابانها شیر آب آتشنشانی دارد نه برای ایران. ۶ بالابر در تهران داریم که دو تایش از رده خارج شده. خودم دیدم که بعد از ریختن ساختمان یکی از بچهها از نردبان افتاد داخل سفارت انگلیس؛ از ارتفاع ۵۵ متری… . دیگر چیزی برایم مهم نیست. جان مردم در خطر است. لاستیکهای نردبانها دو سال از تاریخ اعتبارشان گذشته و هر لحظه ممکن است در وسط عملیات بیفتند… . خودروی برنتو برای اروپا است نه برای ایران. برای خاک ایران که کوهپایه است باید نردبان بخریم که دکلش سبکتر است. در همین حادثه پلاسکو چند نردبان افتادند. تجهیزات باید هر چند وقت از طرف شرکت فروشنده بازرسی و تعمیر شوند اما این کار انجام نمیشود.
حال سؤال اینجاست که واقعاً مسئول این فاجعه غمناک کیست؟ مسئول این نابسامانی کیست؟ چرا هیچ مقامی در رژیم مسئولیت این فاجعه را بهعهده نمیگیرد؟ بله دریغ از یک عذرخواهی! فقط برای عقب نماندن از قافله به یک تسلیت و تأسف بسنده نمودند و طوری وانمود میکنند که گویای هیچگونه نقشی در این واقعه ندارند. گویی نداشتن تجهیزات مکفی آتش نشانی، عدم پیگیری انطباق شرایط موجود ساختمانها با استانداردهای آتشنشانی که مدتها مورد بحث کارشناسان آن سازمان نیز بوده و غیره ارتباطی به نظام نامقدس آخوندی ندارد. وقتی شیخی در عربستان اعدام میشود 3روز عزای عمومی اعلام میکنند و جهان را بهم میریزند اما از کنار این فاجعه ملی که از بالا تا پایین رژیم باید حسابش را پس دهند بهسادگی میگذرند. تجربه نشان داده که رژیم برای حل بحرانهایش از این شیوهها هم استفاده میکند و ای بسا که این آتشسوزی و انفجارهای مشکوک کار یک باند یا باندهای رژیم باشد. در هر حال حتی در خوشبینانهترین حالت، عدم توجه مسئولان نظام به تأمین زیرساختها و بالاخص ایمنی و بهداشت بیارتباط با دزدی و چپاول، و هزینههای میلیاردی که با عناوین مختلف صرف اعمال حاکمیت میباشد نیست در جایی که میلیاردها دلار خرج دخالتهای رژیم در کشورها جهان بالاخص در منطقه میشود بدیهی است که آتش نشانانش میبایستی با دست خالی به استقبال مرگ بروند. وقتی در گوشه و کنار میشنویم، کمک ۳۳۰ میلیون دلاری ایران به پاکستان، وام یک میلیارد دلاری ایران به عراق، ایران یک بیمارستان ۲۲۰ تختخوابی و ۱۷ مدرسه در عراق میسازد، هدیه برقی وزارت نیرو به عراق/ ساخت نیروگاه بهصورت رایگان، برقرسانی به روستاهای سریلانکا با وام ایران، ایران یک کمک ۲۵ میلیون دلاری به لبنان اهدا کرد، ایران در بولیوی درمانگاه میسازد و غیره و صدها و هزاران فقره دزدی و چپاول میلیاردی روی دیگر سکه بدبختی و فلاکت مردم ستمدیده میهن در زنجیر است.
آری باز هم با کمال تأسف شاهد فاجعهای دیگر در ایران عزیز بودیم. بقول رئیسجمهور برگزیده مقاومت خانم مریم رجوی باشد با فروریختن اساس این نظام فاسد و تبهکار، ایران، این زیباترین وطن، روی آزادی و آبادی را ببیند. به امید آن روز ف-ت از آلمان.







