اعتراف مقصرانِ! پلاسکو به تبرئه! سپاه. ساعت ۱۷ و نوزده دقیقه روز ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ خبرگزاری «فارس» که از آن بعنوان خبرگزاری «سپاه» نیز نام برده می شود در خبری که آنرا اختصاصی «فارس» توصیف می کند، از «سرپرست دادسرای امور جنایی تهران بزرگ» نقل می کند که « پس از گذشت حدود ۵۴ روز مقصران وقوع حریق غیرعمدی پلاسکو به نحوه شروع آتشسوزی اعتراف کردند.»
قاضی! محمد شهریاری اضافه می کند که «پس از تحقیقات نهایی مشخص شد آتشسوزی از فروشگاه تولید پوشاک «نسترن» واقع در طبقه دهم ساختمان پلاسکو آغاز شده است.» سپس مالک و دو کارگر آن بازداشت می شوند و
« از آنها تحقیقات مبسوطی آغاز شد.» قاضی! می گوید که «این افراد در ابتدا هرگونه دخل و تصرف در وقوع آتشسوزی را انکار میکردند»، اما « در یکی دو روز گذشته اعتراف کردند که از مهتابی داخل سقف یک سیم روکار با متراژ حدود ۱۰ تا ۱۵ متر کشیده و آن را ابتدا به یک یخچال وصل کرده و برخی روزها هم با اتصال به یک هیتر برقی خود را گرم میکردند.» و « سرانجام سیمها به دلیل بار الکتریکی زیاد آتش میگیرد و به دلیل وجود حجم زیادی از پارچه و لباس، آتشسوزی شروع میشود.»
برای اطفای حریق « این ۲ کارگر از کسانی که در طبقه هشتم مشغول مراسم زیارت عاشورا بودند میخواهند که به آنها کمک کنند اما به دلیل حجم بالای آتشسوزی، این افراد موفق به اقدام مربوطه نمیشوند و نهایتاً آن حادثه عظیم رخ داد.»
در پایان آقای قاضی نتیجه گیری می کند که « به این ترتیب، فرضیه عمدی بودن حادثه از بین رفته» است.
روز بعد روزنامه ایران از قول قاضی! شهریاری نقل می کند که «هیچ انفجاری در ساختمان پلاسکو رخ نداده که باعث تخریب کامل ساختمان شده باشد، بلکه ساختمان در سه مرحله تخریب شده است.»
گزارشی به ظاهر ساده که در آن پاسخ به همه پرسشها داده می شود، یا لااقل پرسش های اصلی پاسخ داده شده فرض می شود؛
فراموش نکرده ایم که مالک اصلی و پشت صحنه پلاسکو بنیاد مستضعفان است. و امر پوشیده ای نیست که این بنیاد به خاطر وضعیت پیش آمده در پلاسکو می تواند مورد پرسش قرار گیرد. همچنین امری پوشیده نیست که خبرگزاری «فارس» نیز متعلق به سپاه است پس چقدر جالب و ضروری که سپاه اولین منتشر کننده خبر اعتراف «مقصران»! به «وقوع حریق باشد» و این «مقصران»! نیز کسانی جز دو کارگر و یک مغازه دار نیستند که همه چیزشان را از دست داده اند و دستشان هم به جایی نمی رسد و بعد از ۵۴ روز به قول «خبرگزاری فارس» یا ۵۲-۵۳ روز به قول «قاضی»! سرانجام به مقصر بودن خودشان اعتراف می کنند به خصوص که قاضی! هم تأکید می کند که از آنها «تحقیقات مبسوطی» صورت گرفته است و چه کسی است که گذارش به بازداشتگاههای این حکومت افتاده باشد و معنی «تحقیقات مبسوط» را نداند. آنهم در پرونده ای به اهمیت پلاسکو که از سپاه تا شهرداری تا خود خامنه ای که بلافاصله بعد از وقوع حادثه گفت کسی دنبال مقصر نگردد، در آن درگیر هستند.
اینک با اعتراف دو کارگر و یک مغازه دار، مجرم اصلی مشخص می شود و در نوری که بر این «مقصران!» تابانده می شود، چیزهای دیگری به فراموشی سپرده می شود. به فراموشی سپرده می شود که در تصویرهای منتشر شده از تخریب پلاسکو، صحنه های انفجار دیده می شود. به فراموشی سپرده می شود که تخریب مهندسی شده پلاسکو امری طراحی شده و هدفمند بوده است؟! و مهمتر از همه توجیه می شود که افراد لباس شخصی چرا در ابتدای صبح در پلاسکو تجمع داشته اند. زیرا آنها مشغول خواندن «زیارت عاشورا»! بوده اند و حتی آن دو کارگر «مقصر»! برای اطفای حریق از آنها درخواست کمک می کنند، پس حضور آنها در طبقه دهم که به گفته قاضی! ، آتش سوزی از آنجا آغاز شده است، یا حوالی آن، امری کاملا توجیه شده است.
به نظر می رسد سناریویی که قاضی! درباره پرونده پلاسکو طراحی کرده است، کاملا کامل است. مقصران مشخص می شوند و سپاه در تمامیت آن تبرئه. برای کسانی که در ایران زندگی می کنند و بسته به سن و سالشان شاهد نحوه برخورد با پرونده های مختلف در طول سالیان بوده اند این سناریو نویسی امری جدید نیست. سناریویی براساس منافع و خواست صاحبان قدرت که معمولا قربانیانش را از ضعیف ترین اقشار انتخاب می کند.







