افزایش موج تبعیض شغلی و گسترش اعتراضات کارگران خوزستان
خودداری از استخدام نیروهای بومی و ترجیح جذب نیروهای غیربومی وابسته به بدنه حاکمیت، به ریشه اصلی نارضایتیها و اعتراضات کارگران بدل شده است. در حالی که جوانان و جویندگان کار در جوار تأسیسات عظیم نفت، گاز و پتروشیمی با بیکاری دستوپنجه نرم میکنند، فرصتهای شغلی جدید در اختیار افرادی از خارج استان قرار میگیرد. عدم پاسخگویی مسئولان نسبت به این تبعیض آشکار، خشم عمیق جامعه کارگری را برانگیخته است.
استمرار این روند تبعیضآمیز، موجب شکلگیری موجهای تازه اعتراضات کارگران خوزستان در مناطق مختلف صنعتی و شهری شده است. جویندگان کار و نیروهای تعدیلشده خواستار پایان دادن به پروسه جابهجایی نیروهای غیربومی و ایجاد اولویت مطلق برای اشتغال بومیان هستند. در ادامه، ابعاد مختلف این بحران شغلی و پیامدهای اجتماعی آن مورد بررسی قرار میگیرد.
تبعات تنشهای نظامی بر ریزش فرصتهای شغلی و بیعملی دولت و اعتراضات کارگران خوزستان
بروز تنشهای نظامی اخیر در حاشیه خلیج فارس و استانهای جنوبی، آسیبهای جبرانناپذیری به کسبوکارهای محلی، واحدهای کارگاهی و واحدهای صنعتی خوزستان وارد آورده است. بر اساس آمارهای منتشرشده در گزارشهای خبری اخیر، بالغ بر ۲۵۰ هزار کارگر در شش ماه گذشته بیکار شدهاند و ۵.۱ میلیون نفر از گردونه اشتغال رسمی خارج شدهاند. سهم استانهای مرزی و درگیر تنش مانند خوزستان در این ریزش شغلی بسیار قابلتوجه است.
بیشتر بخوانید
توقف بسیاری از پروژههای عمرانی و اقتصادی تحت تأثیر فضای بحرانی، موجب تعدیل گسترده نیرو در بخشهای خدمات، ساختمان و صنایع وابسته شده است. در چنین شرایطی، انتظار میرفت که ساختار اجرایی کشور با تخصیص بیمه بیکاری و ارائه بستههای حمایتی، از خانوارهای آسیبدیده پشتیبانی کند. با این حال، معطل ماندن مطالبات زیستی و بیتوجهی به بازگشت بهکار نیروهای تعدیلشده، فشار معیشتی را بر بومیان دوچندان کرده است.
نمونه بارز این بیتوجهی را میتوان در اعتراضات کارگران خوزستانی بیکارشده فولاد شهرستان شادگان مشاهده کرد که به همراه خانوادههای خود دست به تجمع اعتراضی زدند. کارگران و خانوادههایشان تأکید دارند که بازگشت به کار، تنها راه نجات آنها از فقر شدید و تأمین حداقلهای معیشتی فرزندانشان است. انفعال دستگاههای دولتی در برابر این بحران معیشتی، ناامیدی بزرگی را در سطح استان ایجاد کرده است.
تبعیض در جذب نیرو و ترجیح نیروهای غیربومی بر جویندگان بومی
در شرایطی که نرخ بیکاری آشکار و پنهان در استان خوزستان به ارقام بالایی رسیده، جذب پرحاشیه نیروهای غیربومی در شرکتهای نفتی و صنعتی استان ادامه دارد. آمارها و گزارشهای میدانی نشان میدهند که با وجود ظرفیتهای بالای نیروی متخصص بومی، مدیریت مجتمعهای اقتصادی بزرگ ترجیح میدهد فرصتهای شغلی را به افراد سفارششده از خارج استان اختصاص دهد. این مسئله حسی از بیعدالتی عمیق را در میان جوانان خوزستانی بهوجود آورده و باعث اعتراضات کارگران خوزستان شده است.
خودداری از بهکارگیری نیروهای بومی در حالی رخ میدهد که آلودگی زیستمحیطی، فشار بر زیرساختهای شهری و تبعات ناشی از فعالیت صنایع سنگین مستقیماً متوجه مردم خوزستان است. اصرار بر جذب نیروهای غیربومی حامی حاکمیت، فضای شغلی استان را کاملاً طبقاتی و ناعادلانه کرده است. حتی مقامات و شخصیتهای محلی نیز مکرراً اعتراف کردهاند که حضور نیروی غیربومی برای اشتغال در صنایع خوزستان بههیچوجه پذیرفتنی نیست.
تأمین نشدن اولویت اشتغال برای جوانان مناطقی مانند شادگان، اهواز و دشتآزادگان، تعارضات اجتماعی را افزایش داده است. زمانی که یک جوینده کار بومی مشاهده میکند در شرکتهای پتروشیمی و نفتی شهر خود سهمی ندارد، انگیزه و امید شغلی خود را بهکلی از دست میدهد. این رویکرد ساختاری، جرقههای اولیه ناآرامیهای کارگری را شعلهور ساخته است.
گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگران خوزستان در مناطق صنعتی
تداوم سیاستهای ناعادلانه شغلی و نادیده گرفتن حقوق اولیه بومیان، منجر به علنی شدن نارضایتیها در قالب تجمعات خیابانی شده است. تجمع اعتراضی جوانان روستاهای موران و عمیشیه در خوزستان در اعتراض به بیکاری و محرومیتهای شدید شغلی، نمونهای از این فوران اجتماعی در روزهای اخیر است. این معترضان خواستار توقف روند جذب غیربومیها و ایجاد شغل برای ساکنان محلی هستند.
علاوه بر موضوع بیکاری و عدم استخدام، افت شدید قدرت خرید کارگران شاغل و خلف وعده در ترمیم دستمزدها، بدنه کارگری استان را به اعتراض واداشته است. عدم انطباق دستمزدها با تورم افسارگسیخته و پرداختیهای دیرهنگام در شهرداریها و بخشهای خدماتی، مانند تعویق چندماهه حقوق در شهرداری کوتعبدالله، بر شدت فشارها افزوده است. این بحرانهای تلنبارشده، اعتراضات کارگران خوزستان را به مطالبات جامع زیستی پیوند زده است.
کارگران خوزستانی تأکید دارند که سفرههایشان به دلیل تورم و بیتدبیری مسئولان از فروپاشی گذشته است. تجمعهای پیدرپی در مقابل فرمانداریها و استانداری، نشانه به پایان رسیدن صبر جامعه کارگری در برابر تبعیضها است. نبود تشکلهای مستقل کارگری برای پیگیری این مطالبات، کشیده شدن اعتراضات به کف خیابانها را اجتنابناپذیر کرده است.
منابع
- ۱. تجمع، اعتراض و راهپیمایی بازنشستگان، کارگران، غارتشدگان و جوانان شورای ملی مقاومت ایران ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
- ۲. تجمع اعتراضی کارگران بیکار شده فولاد شادگان با حضور فرزندان پایگاه خبری کارنامه جنوب ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
- ۳. خلف وعده در ترمیم مزد کارگران خبرگزاری مهر ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
