اعتراضات و قیامهای مردمی ، در هفته های گذشته توسط ا قشار مختلف مردم ، دورجدیدی از اعتراضات بود که درشهرهای تهران وسایر شهرها برگزارشد .معترضین خواهان مطالبات پرداخت نشده خود بودند ، که دربعضی از شهرها از جمله اصفهان توسط نیروهای سرکوب حکومتی مورد ضرب وشتم قرارگرفتند که با مقاومت تظاهرکنندگان مواجه شدند.
محمدجواد برومند: مهمترین اعتراضاتی که طی هفته گذشته داشتیم، دو اعتراض بزرگ در دو شهر بزرگ تهران و اصفهان بود و همینطور اعتراضی در شهر اراک بود، در تهران اعتراض بازنشستگان بود، که این تجمع در مقابل اداره کار برگزار شد، این بازنشستگان محروم خواهان تشکل مستقل، تجمع و آزادی بیان خارج از شرائط امنیتی بودند، در واقع خواستههایش، خواستههای سیاسی و اجتماعی بود، نگران وضعیت همکاران زندانی خودشان بودند و ضمن اینکه بر علیه رژیم شعار میدادند، خواستار آزادی زندانیان شدند.
تجمع دوم در اصفهان برگزار شد، علاوه بر بازنشستگان فرهنگیان کشور یعنی معلمین هم همراه آنان بودند، این معترضین در محوطه میدان انقلاب تجمع کرده بودند و با در دست داشتن تراکتهای وضعیت معیشتی بازنشستگان و معلمان و فشارهای سیاسی که بر روی زندانیان دستگیر شده هست نسبت به آن اعتراض داشتند.
در روز ۴ شهریور به بعد یک تظاهرات اعتراضی در کارخانه هپکو اراک داشتیم که چند روز متوالی ادامه داشت، با مروری کوتاه ما شاهد هستیم تنها تظاهرات معلمین و بازنشستگان نیست، در واقع کمتر هفته و ماهی است که این هموطنان محروم ما دست به اعتراض نزنند یعنی ساکت نیستند چون حداقل حقوقشان تامین نمیشود.
محمدجواد برومند: شعار بازنشستگان اساسا سیاسی و علیه رژیم بود شعاری مثل« تا حق خود نگیریم از پا نمینشینیم، یا فریاد فریاد از این همه بیداد»، این شعارها برآمده از گلوی کسانی است که عمری را کار کردند و زحمت کشیدند و حالا که به سنین بالا رسیدند و سالمند هستند و مشکل جسمی هم دارند علیه ظلم و تبعیض رژیم آخوندی بپا میخیزند، چون واقعا حداقل حقوقشان تامین نمیشود، ولی اگر چه این تظاهراتها با شعارهای صنفی و معیشتی شروع میشود ولی سریع به سمت شعارهای سیاسی میرود و مخالفت سیاسی علیه کلیت رژیم و نظام آخوندی میچرخد، و با شعارهای نظیر« دشمن ما همینجاست دروغ میگن امریکاست» و« نه دزدی و نه ذلت این است شعار ملت»، در واقع رادیکالیزم و بلوغ سیاسی خودشان را به نمایش میگذارند نشان میدهند تا کجا با سیاستهای ضدمردمی رژیم آخوندی مخالف هستند.
محمدجواد برومند: ما اگر امروز سری به کارخانه بزرگ هپکو اراک بزنیم، از بزرگترین کارخانجات کشورمان است با صحنهای مواجه میشویم که درب همه سالنهای غذاخوری بسته شده است، برای اینکه این سالن غذاخوری برای ۸هزار کارگر درست شده بود ولی الان تنها ۷۰۰ کارگر در این کارخانه در حال کار هستند، یعنی این کارخانه با افت شدید تولید دست پنجه نرم میکند و در آستانه ورشکستگی است.
در واقع این ۷۰۰ کارگر بیکار هستند، خواسته این کارگران در قدم اول دریافت حقوق معوقه است، و بعد نجات این کارخانه از ورشکستگی است. چون طبیعی است وقتی این کارخانه بسته شود همه این کارگران بیکار میشوند، این کارخانه همین الان در حال اضمحلال است، به گفته کارگران بعد ا ز گذشت ۵ماه از سال تنها حقوق یکماه و علی الحسابهای فروردین و اردیبهشت را دریافت کردند یعنی همین ۷۰۰ کارگر در کمال محرومیت بسر میبرند. اعتراض این کارگران برای عدم دریافت دستمزد در تیر و مرداد است، واقعیت این است این کارگران و همینطور بازنشستگان و سایر اقشار مردم در واقع با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه میدارند، و چیزی بدست آنان نمیرسد، این حرفی است که عباد پاسدار اطلاعاتی که الان سخنگوی دولت روحانی شده در این رابطه ناگزیر به اعتراف شده و میگوید کارگران و بیکاران با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه میدارند، یعنی این پاسدار شکنجهگر اینطوری از وضعیت کارگران صحبت میکند، وقتی به حاشیه شهرهای کوچک میرویم این وضعیت تشدید میشود.
محمدجواد برومند: ما با اعتراضات اقشار مختلف در نقاط مختلف کشور مواجه هستیم چون هیچ قشری نیست که در زیر ظلم و ستم آخوندها نباشد، در روزها و هفتههای اخیر شاهدتجمع مالباختگان موسسه کاسپین در مقابل دادستانی تهران، همینطور اعضاء تعاونی مسکن ایثار، کارگران وزارت جهادکشاورزی در مقابل ساختمان معاونت اجرایی قوه قضائيه و همینطور گروهی از کارکنان فرانکو و عدهای از کارکنان رادیو و تلویزیون استان در مقابل دفتر مرکزی این موسسه در تهران بودیم. در تجمعات اعتراضی خودشان خواستار رسیدگی به مطالبات خودشان شدند، اینها نمونههای از اعتراضاتی است که جریان داشته و موارد خیلی بیشتری هم هست که در فرصت ما نمیگنجد.
محمدجواد برومند: از آنجا که هرگونه گرهگشایی اقتصادی و پاسخگوی به این خواستههای معیشتی مردم به وضعیت سیاسی کشور برمیگردد، یعنی بدون حل و فصل وضعیت سیاسی کشور امکان پاسخ دادن به هیچ خواستهای وجود ندارد، که همان تغییر رژیم و سرنگونی رژیم است.
بنابراین رژیم اساسا نمیتواند پاسخ بدهد و مادامی که رژيم بر سر کار است پاسخش فقط سرکوب، و دستگیری است، بازنشستگان از این قاعده مستثنی نیستند بطوریکه در تجمع ۴ شهریور در اصفهان رژیم با پاسداران و مزدوران لباس شخصی و ماموران زن و مرد وارد صحنه شد و به معترضین حمله کرد، این تجمعکنندگان را با ضرب و شتم و همچنین معلمین شجاعی که در مقابل مزدوران میایستادند و شعار میدادند در واقع دست به سرکوب اینها زد که آنها را پراکنده کند
در ارومیه وقتی معلمان شاغل و بازنشستگان در مقابل اداره آموزش و پرورش تجمع کرده بودند رژیم طبق معمول در وحشت از این اعتراض که گسترده بشود ماموران سرکوبگرش را به صحنه فرستاده بود تا مانع ادامه و گسترش این اعتراض بشود که البته این واکنشها گوشهای از اقدامات رژیم آخوندی علیه مردم ماست که ناشی از ضعف واستیصال و نتوانستن و ناتوانی رژیم است، که آنقدر در موضع ضعف است با تذکر کتبی شروع میکند بعد با تهدید به دستگیری مانع شکلگری اعتراضات میشود ولی در عمل اینکارها و سرکوب و فشاری که بر مردم میآورد بیشتر باعث طغیان جامعه معلمان بازنشستگان میهنمان شده است.
محمدجواد برومند: دلیلش واضح است در شرائطی که رژیم در انزوای بینالمللی قرار دارد و ناتوان از پاسخگویی به خواستههای مردم است و راه برون رفتی ندارد و جزء وعده و فریب مردم چیزی برای گفتن ندارد. کارگزاران رژيم مجبور هستند به نوعی روی اینها دست بگذارند و شاید بتوانند مقداری این را کاهش بدهند، بعنوان مثال محمد زمان رضایی از کارگزاران رژیم، امام نمایش جمعه در سوادکوه هست در روز ۲۶ مرداد در وحشت از خشم مردم میگوید: در حال حاضر مدیرانی داریم که ماهانه ۶۴ میلیون تومان حقوق میگیرند، اما برخی از بازنشستگان ماهانه حقوق خودشان را دریافت نمیکنند، اینها مجبور هستند بر روی چنین مواردی دست بگذارند و یا فردی دیگری بنام حاجی دلیگانی نماینده مجلس در ۷ مرداد در مجلس گفت: متناسب سازی و حقوق مستمری بازنشستگان کارگر را دو سال و نیم است اجراء نمیکنید و جواب آه نیمه شب کارگران بازنشسته را چگونه میخواهید بدهید؟. نشان میدهد وضعیت کارگران در چه نقطهای است که چنین آدمی که خودش را نماینده مجلس معرفی میکند در مجلس رژیم این حرفها را میزند. بنابراین رژيم بدلیل ماهیت ارتجاعیش نمیتواند و نه میخواهد خواسته بازنشستگان و سایر اقشار را برآورده کند از همین رو این تظاهراتها مستمر ادامه دارد و بازنشستگان کشور دوش بدوش سایر اقشار مدتهاست حرف نهایی خودشان را زدند که دشمن اصلی خودشان همین آخوندهای عمامه دار هستند و هر روزشان عزمشان برای سرنگونی رژیم بیشتر میشود.
محمدجواد برومند: اساسا نمیتواند بخاطر تحریم باشد چون تحریم مدت زیادی نیست که بوحود آمده، علت اصلی این است رژیم تمام سرمایه مملکت ما را یا صرف سرکوب مردم در داخل و یا در خارج کشور خرج تروریزم میکند . الان دوسال و نیم از زلزله ویرانگر در سرپل ذهاب میگذرد بسیاری از مردم این شهر در شرائط بسیار وحشتناک همچنان در چادر و کانکس زندگی میکنند و همه وعدههای که دولت و سپاه پاسداران داده بود دروغی بیش نبود، هیچ اقدامی برای بازگرداندن مردم به خانه و کاشانه انجام نگرفته، این در حالی است که سپاه پاسداران که این وعدهها را داده هزینههای بسیار بالای میلیاردی هر روز موشک تازهای را به آزمایش میگذارد و حقوق مزدوران حشدالشعبی و نیروهای جنگ نیابتی خودش را توسط نظام ولایت فقیه از جیب این ملت میپردازد. یعنی پول و سرمایههای کشور از سالها پیش صرف سرکوب میشود یا صرف فعالیتهای تروریستی رژیم در خارج از ایران میشود، به همین دلیل هیچ چیزی به مردم محروم ما نمیرسد . یا یک نگاهی به وضعیت سیلزدگان بکنیم الان ۵ یا شش ماه است و کمترین رسیدگی به اینها نشده و هنوز در می نیمم امکانات بسر میبرند یا وضعیت کپرنشینان بلوچستان در چه وضعیت رقتباری مردم بسر میبرند ، یا همین کودکان خیابانی که کفش واکس میزنند چرا وضعیت اینطوری است؟ بخاطر اینکه کمترین رسیدگی به وضعیت مردم نمیشود و این فاصله عمیق ببن مردم و حکومت را نشان میدهد، و به همین دلیل جامعه در حال جوشش علیه رژیم هست.
محمدجواد برومند: این وضعیت بسیار وحشتناک را رژیم خوب حس میکند، چون نه راهی به جلودارد و نه راهی به عقب و هیچ راهی برای برون رفت از این وضعیت را ندارد، در مخمصه و بنبستی گیر کرده است . در نتیجه بهتر است از زبان سردمداران رژیم این وضعیت را بشنویم، جدیدترین نظر هراس مربوط به کارشناس رژیم علی بیگدلی است، میگوید شرائط برای مردم بسیار سخت شده و دیگر نمیتوان به این وضعیت ادامه داد، مسئولان کشور میدانند با رسیدن ماه مهر و پایان تعطیلات تابستانی بدلیل بالا رفتن هزینههای زندگی مردم ممکن است نارضایتی عمومی رو به فزونی بگذارد، و در قالب اعتراضات اجتماعی خود را نمایان کند ازاین رو به نظر میرسد دولت رایزنیهای هم با مقام رهبری داشته و تلاش میکند از حوادث احتمالی آینده در ایران جلوگیری کند. کاملا قابل پیشبینی است حوادثی که از آن صحبت میکند و وحشت زده است آن شکاف عمیفی است که بین مردم با این حکومت آخوندی وجود دارد و هر روز میتواند به انفجار اجتماعی منجر بشود. در همین رابطه خوب است نگاه کنیم مردم در چه وضعیتی هستند شلاق زدن کارگران، این حکومت ضدمردمی تا چه حد اوضاعش وخیم است و سرانش تا کجا علیه مردم هستند در روز ۲۲ مرداد همین امسال قضائیه حکومت خامنهای حکم شلاق زدن برای ۹تن از کارگران زحمتکش کارخانه نیشکر هفتتپه اهواز را صادر میکند و ۸ماه زندان و ۲۰ ضربه شلاق به آنان میدهد، مگر این کارگران چکار کرده بودند؟ این کارگران در آبان ماه سال گذشته بخاطر پرداخت نشدن بیش از سه ماه حقوق خودشان اعتصاب کرده بودند فقط بخاطر این اعتصاب و اعتراض چنین حکمی برای اینها صادر میکند اینها را شلاق میزند، وضعیت بازنشستگان را ببینید، در هر دولت و حکومتی مردمی و مشروعی اولین حقوق، حقوق بازنشستگان است که پرداخت میشود بخاطر اینکه اینها اقشار محرومی هستند که تمام عمرشان را کار کردند الان در نقطهای قرار دارند که نمیتوانند کار کنند، در تمام دنیا به این افراد کلی رسیدگی میکنند و به آنان پرداخت میشود حقوق بیمه در نظر میگیرند ولی این بازنشستگان محروم ما از مینیمم حقوقی که قرار است به آنان داده شود محروم هستند. برای اینکه در حکومت آخوندها بازنشستگان باید ذره، ذره تلاش کنند و اعتصاب کنند، تظاهرات کنند و هر روز در خیابانها باشند تا بتوانند حقوقشان را بگیرند، این وضعیت مردم ماست. یا کولبر محروم بخاطر یک لقمه نان در مناطق کوهستانی و در سختترین شرائط باربری میکند هر روز پاسداران خامنهای به این کولبران حمله میکنند و میکشند، خانوادههایشان را میپاشانند، فرزندانشان را بی خانمان میکنند، آخرین نمونه آن روز یکشنبه گذشته ۳ شهریور در مرز بانه پاسداران یک کولبر هموطن را بنام عبدالسلام با شلیک گلوله به قتل میرساندند، چقدر دلخراش است این زحمتکشان محروم میهن زیر ستم آخوندی کشته میشوند به این دلیل است جامعه اینها را میبیند و حس میکند و هر روزی که میگذرد در واقع جامعه برانگیختهتر علیه رژیم میشود.
محمدجواد برومند: در بیان وضعیت کشور خیلی خوب است به گفته وزیرکشور آخوند روحانی اشاره بکنیم، رحمانی فضلی هشدار میدهد و میگوید نباید غفلت کنیم و صراحتا میگوید ما اگر اعتراضات را نبینیم، نارضایتی مردم را نبینیم و پیشگیری نکنیم و پاسخ مناسب ندهیم و فکر بکنیم نه این نیست، هر حادثهای میتواند ممکن بشود به یک حادثه بزرگ که ما باید مراقب آن باشیم، البته وقتی میگوید باید مراقب آن باشیم یعنی سرکوب کنیم. ولی این در جوهر و روحش خیلی خوب در واقع قیامی که در پیش روی اوست را بخوبی میبیند، اتفاق بزرگ و واقعیت این است مردم ما بدلیل همین سرکوبی که به آن اشاره شد، رژیم کارکرد سرکوب خودش را بیشتر و بیشتر از دست میدهد و مردم ما با جسارت بیشتری برای مقابله با رژیم در صحنه هستند، اولا حرکات اعتراضی هر روز بیشتر میشود چون مردم کارد به استخوانشان رسیده است دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند تمام اقشار جامعه وقتی بازنشستگان محروم را میبینیم و کارگران هپکو را میبینیم هر روز در خیابانها هستند و اعتراض میکنند .
اما پاسخ نهایی به این سرکوب رژیم در واقع نقش کانونهای شورشی هست که حرکات اجتماعی را سمت و سو و جهت میدهند، و آن را تبدیل به حرکتی علیه رژیم میکنند، و به نقطهای میرسانند که بتوانند همین نیروهای معترض را به سمت سرنگونی رژیم آخوندی سازمان بدهند . بنابراین با حضور کانونهای شورشی رژيم نمیتواند در مقابل این حرکتی که علیه رژيم شکل گرفته و قیامی که در پیش روی رژيم هست بایستد و قطعا کانونهای شورشی با گسترشی که در تمام شهرهای ایران پیدا کردند این توانایی را دارند که این اعتراضات را سمت و سو بدهند و رژيم را سرنگون بکنیم.
محمدجواد برومند: فکر میکنم کینه مردم ما نسبت به رژیم آنقدر بالاست که میتوانند ولی خیلی خوب است برای اینکه واقعیت جامعه را ببینیم بهتر است از زبان عوامل رژيم بشنویم که چه میگویند و همین نگرانی اینها که از خشم متراکم مردم است که میتواند به شعلههای قیام منجر بشود.
در همین رابطه آخوند هاشم هاشم زاده عضو خبرگان رژیم در گفتگوی با سایت جماران میگوید انتقادات صریح از وضعیت اقتصادی کشور و اعتراف میکند مردم از ما بدشان میآید، و. از ما ناراضی هستند همینطور احمد توکلی عضو مجمع تشخیص مصلحت رژیم به سردمداران حاکمیت هشدار میدهد باید بی اعتمادی جامعه را باور کنیم، با اشاره به شعارهای مردمی میگوید اسلام را پله کردن مردم را ذله کردن مردم وضعیت را میبینند میفهمند ما صادق نیستیم و انقلاب و اسلام راپله قرار دادیم و کثیری از مردم به این نتیجه رسیدند که مسئولان برای خودشان جیغ و داد میکنند، و ماها را سپر بلا قرار دادند که به هدفهای خودشان برسند، این شکاف در اعتماد عمومی یک شبه و دو شبه و یک ساله پدید نیآمده این حاصل مستمر یک سوء عملکرد و سوء رفتار مستمر و ۴۰ ساله و در سطح مسئولان عالی و بالا دست کشور است، بنابراین میبینیم که چقدر واضح نفرت عمومی از رژیمی که بنام اسلام به حاکمیت خودش ادامه میدهد نشان میدهد و به صراحت اعتراف میکند. همینطور یک مهره حکومتی درروزنامه آرمان رژیم مینویسد: وقتی این رویکرد مردم از سطح نارضایتی بالاتر برود، شرائط جامعه بسیار هولناک و خطرناک خواهد شد. چندی پیش یک نفر بنام رضا صالحی امیری رئيس کمیته المپیک رژیم هست در خبرگزاری رژیم میگوید که جامعه از سطح مسئلهدار بودن و نارضایتی عبور کرده به عصبیت رسیده و با برشمردن ۱۰ گسل بین مردم و حاکمیت اذعان میکند که گسلها حتما حرکت خواهند کرد فقط زمان و مکان آن را نمیدانیم، بنابراین اشاره دارد به وحشت صریح از قیام مردمی که در پیش است و فقط زمان و مکانش را نمیدانند و ما مطمئن هستیم که این قیام با حضور کانونهای شورشی قهرمانمان در پیشاپیش مردم، قیام کرده سرنگونی رژيم پلید آخوندی را حتما ورق میزنند و ریش و ریشه آخوندها را از سرزمینمان ایران پاک میکنند و آزادی و رهایی را برای مردم اسیرمان به ارمغان میآورند.
[bs-embed url=”http://www.youtube.com/watch?v=BwrVkXytXnk” title=”کلیپ کنفرانس” show_title=”1″ icon=”” heading_color=”” heading_style=”default” title_link=”” bs-show-desktop=”1″ bs-show-tablet=”1″ bs-show-phone=”1″ bs-text-color-scheme=”” css=”” custom-css-class=”” custom-id=””]







