در نظام ولایت فقیه، دولتها اغلب به عنوان قوه اجرایی ظاهر میشوند که وعدههای بزرگی میدهند، اما در عمل با دیوارهای ساختاری برخورد میکنند. دولت پزشکیان نیز از این قاعده مستثنی نیست. پس از بیش از یک سال از آغاز کار، نشانههای استیصال در اظهارات مقامات دولتی و حتی خودیهای نظام آشکار شده است. این استیصال نه تنها در عدم پیشبرد اصلاحات ساختاری، بلکه در تمرکز بر مسائل حاشیهای و نادیده گرفتن بحرانهای فوری مانند تحریمها، تورم و بحران معیشتی نمایان است. سخنان اخیر پزشکیان در سفر به بندرعباس، نمونهای بارز از این وضعیت است که بیشتر به نصیحتهای اخلاقی و ایدههای غیرعملی شبیه است تا راهکارهای اجرایی.
بررسی اظهارات پزشکیان نشان میدهد که او به جای پرداختن به اولویتهای مردم، بر موضوعاتی مانند انتقال پایتخت تمرکز کرده است. او میگوید: «انتقال پایتخت از تهران انتخاب نیست، اجبار است.» اما این ایده نه در برنامههای انتخاباتیاش جایی داشت و نه مسئلهای فوری برای جامعهای است که با بحران اقتصادی دستوپنجه نرم میکند. کشوری که بر سر تأمین یک میلیارد دلار چانه میزند، چگونه میتواند چنین پروژه عظیمی را پیگیری کند؟ این سخنان، فارغ از درست یا نادرست بودن، با انتظارات مخاطبان فاصله زیادی دارد. مردم انتظار دارند دولت به تحریمها، انرژی و ارز بپردازد، اما در ۱۴ ماه گذشته، بحرانها تشدید شده و هیچ اصلاح سیاستی ساختاری انجام نگرفته است.
استیصال دولت در حوزه انرژی نیز برجسته است. پزشکیان تأکید میکند: «روزانه ۸ میلیون بشکه نفت و گاز تولید میکنیم؛ ۱۰ درصد صرفهجویی معادل ۸۰۰ هزار بشکه است.» اما وظیفه دولت، خواهش و تمنا برای صرفهجویی نیست، بلکه ایجاد شرایطی است که مصرف بیش از حد ممکن نباشد. چرا مصرف گوشت کاهش یافته؟ نه به دلیل توصیههای اخلاقی، بلکه به خاطر افزایش قیمتها و ناتوانی اقتصادی مردم. دولت به جای حل خودتحریمیها، به تکرار کلیشههایی مانند «طرف زورگو است و تسلیم میطلبد» میپردازد.

استیصال پزشکیان در لحن و ادبیات
روزنامه هم میهن درسرمقاله۱۲ مهر۱۴۰۴ می نویسد:«ادامه این وضع و پرداختن به امور بدون اولویت و بیان تکراری امور فقط یک معنا دارد. استیصال. حتی لحن و ادبیات پزشکیان هم حکایت از استیصال میکند.»
این استیصال تنها در کلام مقامات نیست؛ پیامدهای اقتصادی آن در سفره مردم بارز است. طبق محاسبات اکوایران، هزینه سبد غذایی بهینه برای یک فرد در شهریور ۱۴۰۴ به ۳ میلیون و ۹۳۸ هزار تومان رسیده که نسبت به سال گذشته ۶۳.۳ درصد افزایش داشته است. این رقم بسیار بالاتر از تورم نقطهبهنقطه کلی است. برای مثال، تأمین لبنیات حدود یک میلیون و ۱۲۶ هزار تومان هزینه دارد، کره ۷۵۰ گرمی به ۴۸۹ هزار تومان رسیده است. برنج خارجی ۲ کیلو و ۱۰۰ گرم، ۲۰۵ هزار تومان و گوشت گاو ۹۰۰ گرم، ۶۶۷ هزار تومان. این افزایشها نشاندهنده فشار بر خانوارها است، جایی که حتی اقلام ضروری از دسترس خارج میشوند. تورم ماهانه سبد معیشت ۵.۵۴ درصد بوده، بالاتر از تورم کلی ۳.۸ درصد، که بیانگر سرعت بیشتر افزایش قیمت خوراکیهای اساسی است.
بحران معیشتی فراتر از آمار است؛ شرایط مردم به کابوسی شبیه شده که پایانی ندارد. با فعال شدن اسنپبک، قیمت برنج از ۳۰۰ هزار تومان عبور کرده و لوبیا چیتی به ۴۰۰ هزار تومان رسیده. تورم سالانه گروه سبزیجات و حبوبات ۶۶ درصد است، بالاترین در میان کالاهای اساسی. تغییر سیاست ارزی و حذف ارز ترجیحی، هزینه واردات را افزایش داده و نهادههای کشاورزی مانند کود و سموم را گران کرده است. تورم ماهانه به ۳.۸ درصد، نقطهبهنقطه به ۴۵.۳ درصد و سالانه به ۳۷.۵ درصد رسیده، رکوردهایی که از سال ۱۴۰۲ بیسابقهاند. این آمارها نه تنها نتیجه تحریمهای خارجی، بلکه ضعف مدیریت داخلی است. کارشناسان مانند وحید شقاقیشهری تأکید میکنند که مکانیسم ماشه بهانهای برای تشدید تحریمها شده، اما ناتوانی تیم اقتصادی دولت در برنامهریزی پیشگیرانه، شوکها را ناگهانی کرده است. وزارت اقتصاد و بانک مرکزی کنار کشیدهاند و اجازه دادهاند دلالان از التهاب بازار سود ببرند.

در همین زمینه
استیصال خامنه ای، درماندگی پزشکیان، سردرگمی عراقچی
تامین ارز دارو نه، غذای سگ و گربه آری
در حوزه سلامت نیز استیصال نظام آشکار است. سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت، بانک مرکزی را متهم به تعلل در تأمین ارز دارو میکند. طبق قانون، ۳.۵ میلیارد یورو برای دارو، مواد اولیه و تجهیزات پزشکی اختصاص یافته، اما بانک مرکزی درک درستی از اهمیت زمانبندی ندارد. در سه ماهه اول سال، تنها پس از فشار کمیسیون، ۸۰۰ میلیون یورو تخصیص یافت، اما تأمین آن مشکلدار است. بانک مرکزی مدعی تحریمهاست، اما اسحاقی سؤال میکند: چقدر ارز برای غذای سگ و گربه تأمین شده؟ این تفاوت اولویتها، فاجعه انسانی را تهدید میکند، مانند عدم واردات بهموقع واکسن یا داروهای زمستانی.

اقتصاد ایران در برابر شوکها شکننده است و پنج عامل اصلی آن را برجسته میکنند.
اول، تداوم رکود: شاخص مدیران خرید (شامخ) در مرداد ۱۴۰۴ به ۴۵.۳ رسیده، هفدهمین ماه زیر ۵۰.
دوم، کاهش مستمر تولید: شاخص تولید به ۴۴ سقوط کرده، با مشکلات انرژی و گمرکی.
سوم، افت تقاضای داخلی: سفارشات جدید به ۴۲.۳ رسیده، به دلیل تورم و کاهش قدرت خرید. هزینه سالانه خانوار شهری ۳۰.۴ درصد افزایش یافته، اما رشد واقعی منفی ۲ درصد است.
چهارم، افت تقاضای خارجی: صادرات به ۴۲.۸ کاهش یافته، با مشکلات ارزی و تحریمها. تجارت غیرنفتی ۶ درصد افت کرده.
پنجم، تضعیف انتظارات: شاخص انتظارات به ۴۶.۵ رسیده، پایینترین در ۳۹ ماه، با ۵۵ درصد بنگاهها پیشبینی کاهش نیروی کار.
این عوامل، تصویری از اقتصادی فرسایشی ترسیم میکنند که در برابر بحرانها آسیبپذیر است. استیصال دولت در نظام ولایت فقیه نه تنها در کلام خودیها، بلکه در شکستهای اقتصادی که میلیونها تهیدست را تحت تأثیر قرار میدهد، نمایان است. ادامه این مسیر، نه تنها بحران را عمیقتر میکند بلکه سقوط به چاه فاجعه را نزدیکتر میکند.
آرمین بهاری







