حمله تلویحی و بی سابقه روزنامه جمهوری به احمدی نژاد
حمله تلویحی روزنامه حکومتی جمهوری به احمدینژاد، رئیسجمهور پیشین رژیم ، بهعنوان مهرهای در نقشه منتسب به آمریکا و اسرائیل برای تغییر ساختار قدرت سنگینترین نوع از جنگ درونی رژیم در دوران اخیر است. تردیدی نیست که این امر وحله اول نشانهای از آشفتگی و نگرانی درونی حاکمیتی است که حتی به چهرههای سابقاً نزدیک به رأس قدرت نیز اعتماد ندارد. احمدی نژاد کسی است که خامنه ای به کمک پاسداران و مهندسی انتخابات او را در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ به ریاست جمهوری رساند و بر سایر باندهای رژیم تحمیل کرد. خامنه ای بارها احمدی نژاد را بر سایرین و از جمله رفسنجانی ترجیح داد. بنابراین حکومتی که روزگاری احمدینژاد را با حمایت تمامعیار خامنهای به قدرت رساند، اکنون با این پرسش روبروست که آیا این شخص مهره دشمن است؟!
روزنامه جمهوری روی چه چیزی انگشت گذاشت؟
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله ۲۸ مهر خود با عنوان «نقشه راه در حال تکمیل شدن است»، بدون نام بردن مستقیم از احمدینژاد، از طرحی منتسب به آمریکا و اسرائیل سخن گفته که بنا بر ادعای این روزنامه، هدف آن کنار زدن مسئولان کنونی و سابق و به قدرت رساندن چهرهای از درون حاکمیت است. اشاره به انتخابات سال ۱۳۸۸، مخالفتخوانیهای سیاسی و سکوت معنادار فرد مورد نظر، این برداشت را تقویت کرده که مخاطب اصلی این اتهامها احمدینژاد است.
روزنامه جمهوری اسلامی حتی خواستار «زیر نظر گرفتن دقیق مهره مورد نظر طراحان نقشه راه» شده است. اهمیت این موضعگیری در آن است که موضوع از سطح اختلافات معمول جناحی فراتر میرود و به مسئلهای امنیتی تبدیل میشود. یادمان باشد که این بار این کیهان شریعتمداری نیست که در حال بازسازی یک پروژه امنیتی برای یکی از مهرههای درون رژیم است. بلکه این بار این روزنامه جمهوری که معمولا موضعی میانه و محافظه کارانه داشت،در مورد چنین طرحی دارد به رژیم هشدار میدهد!
در همین زمینه
آیا آمریکا بهزودی جنگ دیگری را با رژیم ایران آغاز خواهد کرد؟
سابقهای که با روایت روزنامه جمهوری همخوانی دارد
این اتهامها در خلأ مطرح نشدهاند. روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی در ۱۹ مه ۲۰۲۶ مدعی شد که آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ، احمدینژاد را بهعنوان گزینهای برای بهدست گرفتن قدرت در ایران در نظر گرفته بودند. این روزنامه در گزارش دیگری در ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶، جزئیات بیشتری درباره تماسهای ادعایی و تلاش چندساله اسرائیل برای جذب او منتشر کرد. این گزارشها به نقل از مقامها و منابع مطلع تهیه و منتشر شده بودند هرچند همان زمان دفتر احمدینژاد با فحاشی این اتهامات را رد کرده بود.
با این حال، انتشار چنین گزارشهایی در کنار موضعگیری تازه روزنامه جمهوری ، حساسیت موضوع را برای رژیم در شرایط حساس کنونی بیشتر کرده است. حکومت پیشتر تلاش کرده بود گزارشهای نیویورک تایمز را نادیده بگیرد اما وقتی این موضوع به رسانههای حکومتی کشیده می شود،معنای دیگری دارد. چون هرکدام از رسانههای حکومتی بازتاب دهنده دیدگاه و دغدغههای یک باند قدرت است. چنانکه دیدیم این انعکاس به روزنامه جمهوری محدود نماند و رسانههای دیگر حکومتی نیز آن را بازتاب دادند.
ترس از احمدینژاد یا ترس از فروپاشی انسجام درونی؟
نکته تعیینکننده این است که اکنون مجتبی خامنهای حتی از سوی نیروهایی که از دل ساختار خودش بیرون آمدهاند نیز احساس امنیت نمیکند. احمدینژاد زمانی مجری سیاستهای نظام ولایت فقیه بود؛ اما اکنون نام او در کنار سناریوهای تغییر حکومت و مداخله خارجی مطرح میشود.
این وضعیت بازتاب نگرانی حاکمیت از شکافهای درونی و از دست رفتن کنترل بر چهرههایی باشد که زمانی بخشی از ستونهای قدرت محسوب میشدند
ماجرای احمدینژاد تصویری از رژیمی ارائه میدهد که حتی از سایه مهرههای دیروز خود نیز نگران است. دچار شدن رژیم به چنین شرایطی را نباید سادهانگارانه به عامل خارجی و جنگ خارجی نسبت داد بلکه باید آنرا علامت آشکار مرحله پایانی این رژیم دانست، طبعا این ضعف و درماندگی را باید در صحنه اصلی رویارویی رژیم با مردم و قیام آنان جستجو کرد. رژیم آخوندی تاکنون نشان دادهاست که با گروگان گرفتن مردم و خاک پهناور ایران میتواند بقای خودش را در مقابل تهدید خارجی ولو به طور موقت تضمین کند اما کابوس واقعی رژیم قیام توفنده خلق است که راه گریزی از آن ندارد.از این رو پروژه احمدی نژاد پیش آنکه یک پروژه امنیتی در هراس از نفوذ خارجی در ساختار حکومت باشد،بازتاب یک نگرانی از کشمکشهای درونی و ظهور دوباره جنبش و قیام مردم است.







