کدام ضرورت مجتبی را به سمت جنگ دوباره سوق می دهد؟
مجتبی خامنهای روز شنبه ۲۰ تیرماه در پیامی تأکید کرد که انتقام کشته شدن علی خامنهای، پدر او ، «بهطور حتمی» باید گرفته شود.
ولی فقیه جدید رژیم ایران که از زمان انتخابش تاکنون در انظار عمومی ظاهر نشده، در پیام کتبی خود درباره عوامل حمله به «بیت رهبری» در روز ۹ اسفند (۲۸ فوریه) نوشت: «این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد.»
پر واضح بود که این پیام مجتبی خامنهای علاوه بر کارکرد داخلی برای روحیه دادن به نیروهای بدون رهبر شده، نوعی تعیین جهت سیاست خارجی هم هست. به همین دلیل است که دیدیم ساعاتی بعد سپاه پاسداران با حمله به یک کشتی در تنگه هرمز و اعلام بسته بودن این تنگه در مقابل اولتیماتوم ترامپ قد علم کرد. و درعمل جنگ جدیدی آغاز شده است
تا اینجای کار به نظر می رسد که جناح سختسرتر رژیم به سرکردگی شخص مجتبی خامنهای عرصه را از باند رقیب یعنی قالیباف و پزشکیان ربوده است. از مجموعه اظهار نظرها و شعارهای سر داده شده در جریان گورسپاری خامنهای نیز می شد همین وضعیت را پیش بینی کرد.
خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران با اشاره به تحولات روزهای اخیر نوشت: دشمن تلاش میکند خشم مردم از جنایات آمریکا و اسرائیل را به سمت مسئولان و نیروهای داخلی منحرف کند تا شکاف ایجاد شود. از مردم خواست خشم را به دشمن اصلی نشانه بگیرند و وحدت حفظ کنند
نبویان، نایب رئیس کمیسیون امنیت مجلس، مذاکرات قبلی را نوعی جنگ دانست که به دلیل خوشبینی و فریب دشمن، پیروزیها را به شکست تبدیل کرده و تجربهای تلخ به جا گذاشته است.
چند روز پیشتر هم رژیم با حمله به ۳ کشتی، نشان داد که تلاش میکند با جنگ افروزی در مقابل قیام مردم؛ سد ایجاد کند و این در حالی است که مجتبی، هیچ دلیل و بهانهیی برای این جنگ افروزی نداشت.
سوال اصلی این است که چرا مجتبی خامنهای دنبال برافروختن جنگ است؟
مگر رژیم بارها ادعا نکرده بود که امریکا عقب نشینی کرده؟ مگر مدعی نبود که از آمریکا در جریان تفاهم نامه امتیازات زیادی گرفته است؛ پس چرا با شروع این جنگ؛ تفاهم نامه را زیر ضرب برد؟ مگر رژیم از خسارات و عواقب اجتماعی و اقتصادی و محاصره دریایی و ضربات متقابل آمریکا بی اطلاع است؟ این بار رژیم چرا جنگ را شعلهور کرد و بدنبال چیست؟
بیشتر بخوانید
برای فهم اینکه چرا مجتبی خامنهای نیز مثل پدرش به دنبال جنگ افروزی است باید موقعیت کنونی رژیمش را فهم کنیم:
– مجتبی خامنهای با شاقول «حفظ نظام» یا «تضمین بقا» تصمیم میگیرد. با این شاخص؛ هزینه جنگ را میپذیرد تا نظام حفظ شود. چون میداند که با جنگ خارجی سرنگون نمیشود و این مردم هستند که باید بار ِخسارتهای جنگ را تحمل کنند.
– خسارتها و گرفتاریهای جنگ درد و رنج مردم را بیشتر می سازد و به اینترتیب رژیم، مردم را بیشتر و بیشتر در باتلاق مشکلاتشان غرق میکند و صورت مساله اصلی مردم یعنی سرنگونی کم رنگتر می شود
– مجتبی خامنهای می داند تنها تهدید بقایش یک نیروی سازمانیافته مسلح است. لذا تلاش دارد نیروهای وفادار به خود را حول دو شعار اصلی متحد سازد: به لحاظ داخلی شعار «مرگ بر منافق (مجاهدین)» و به لحاظ خارجی «مرگ بر آمریکا». دست کشیدن از هر کدام از این شعارها صدور حکم مرگ برای نظام اوست.
– مجتبی در همین دوره کوتاه بعد از آتش بس و فضای مذاکره و تفاهم نامه؛ شاهد گسترش ِجنگ باندهای نظام وآمادگی جامعه برای اعتراضات و گسترش عملیات کانوهای شورشی بود و ادامه این وضعیت؛ ارکان نظام را به خطر میاندازد. برای او واضح است که بدون جنگ و جنگافروزی؛ نمی تواند تعادل نظام را حفظ کرده و خود را در موضع جدید ولایت تثبیت کند.
– بنابراین به نظر می رسد که مجتبی خامنهای و باند حاکم به این جمعبندی رسیده است که عطای مذاکره و تفاهم نامه را به لقایش ببخشند و برای جنگی دیگر با هر کیفیتی آماده باشند.
اشتباه محاسبه مجتبی در کجاست؟
یک: تصور میکند که جمعیت درمانی و نمایش مضحک جنازهگردانی پدرش آمریکا و غرب را مرعوب کرده است.
دو: تصور می کند که با این نمایش جنازه گردانی جامعه ایران را مرعوب و نومید کرده است و دستکم تا مدتی مردم سر بر نمی آورند.
سه؛ تصور می کرد که اختلاف در اردوگاه غرب و بخصوص بین آمریکا و اروپا مجال تنفسی را برای او پدید می آورد. درحالی که همه چیز حکایت از آن دارد که جهان درحال رسیدن به یک اجماع جهانی علیه رژیم نامشروع ولی فقیه است.
چهار:خامنه ای می داند تنها نیروی سرنگون کنندهاش مقاومت ایران با هزاران کادر مجرب و هزاران کانون شورشی جان برکف است و تصور میکند که با شیطان سازی گستردهای که علیه این مقاومت کرده هرگز غرب به سمت راه حل سوم این مقاومت روی نخواهد آورد.
اما مجتبی خامنهای مثل همه دیکتاتورها از یک حقیقت غافل است؛ وقتی خلقی اراده کند که زندگی و آزادی خود را بازیابد، بر تقدیر و سرنوشتی که دیکتاتورها برایش نوشتند غلبه خواهد کرد و این چشمانداز نزدیک تحولات ایران است.







